«اولاً بر تو و بر عموم فرض است که نماز بياموزی. اول علماش حاصل کنی پس به عمل مشغول شوی! و چون خدا گويد «فويلٌ للمصلين الذین هم عن صلاتهم ساهون» تو را فريضه ببايد دانستن که شرط نمازِ مقبول چیست؟ و چه سبب را ثمرهی بعضی نمازها ویل آمد. چه اگر این ندانی چه دانی که فريضهی نماز گزاردی یا نه. مصطفا – صلعم – میگويد که يأتی علی الناس زمان يجتمعون في المساجد و یصلون و ليس فيما بينهم مسلم، آخر تو را سودای آن نبود که اين يصلون که حدیث مصطفا بدان ناطق است، و مقرون است بدينکه ليس فیما بينهم مسلم چیست.
آخر نگويی که خلیل چرا گويد: «رب اجلعنی مقيم الصلاة»؟ از اين حرکات قيام و قعود که تو در نماز بهجا آری،عاجز بود؟ آخر نگویی که «الذين هم علی صلاتهم دائمون» چیست؟ و دوام نماز چون صورت بندد؟ اگر الأنبياء في قبورهم يصلون تو را معلوم گردد که چیست، بدانی که في صلاتهم دائمون چیست! ای دوست! یموت المرء علی ما عاش علیه. و انبيا از اين قوم بودند که «في صلاتهم دائمون». پس ضرورت بود که الأنبياء في قبورهم يصلون. باش تا «و ذکر اسم ربه فصلی» نقاب از روی خود برگيرد، فای تعقّب در فصلی با تو بگويد که نماز چه بود، آنگه در اين حقايق راهی بری!»
نامههای عينالقضات همدانی، ج ۲، صص ۷۴-۷۵
نوشتههای مرتبط:
- از حکمتهای عينالقضات «عجبا بنی آدم! مصطفی – صلعم – چنین میگويد: لو...
- در منزلت حریت کافرانهی ايمانی عينالقضات در نامهها تعبیری شگفتانگيز دارد که شاید گمان کنیم...
- بدايت کار و ثمرهی سلوک عينالقضات بارها در نامههایاش و ساير نوشتههایاش به خواننده يادآوری...
- از آفتاب و ماه و ستاره… «اکنون بدانکه او را چندين هزار هزار آفتاب است که...
- اين استثنای پر حشمت! «قومی را محبت خدای تعالی فرانماز و روزه آرد، و...