شايد که چو وابينی، خيرِ تو در اين باشد
ماجرای سؤالات توهينآميز (!) دربارهی پيامبر، به تنشی تازه در جامعهی ايران دامن زده است. صاحب سيبستان اين را «نشانهای از حماقتِ دينی» شمرده است.
ماجرای سؤالات توهينآميز (!) دربارهی پيامبر، به تنشی تازه در جامعهی ايران دامن زده است. صاحب سيبستان اين را «نشانهای از حماقتِ دينی» شمرده است.
مگر اين عقل موهبت الهی نيست؟ مگر نمیگويند که پيامبران برای شوراندن گنجينههای عقول مردم آمدهاند؟ مگر اين خوان برای ميهمانان گسترده نشده است؟ پس
ديروز يادداشتی، قلماندازی کوتاه نوشته بودم برای نقل دو غزل از حافظ و اشارهای کردم به کار کيارستمی. امروز با بانو داشتيم دربارهی کارِ کيارستمی
غروبِ جمعه است و نشستهام ديوان حافظ انجوی شيرازی را ورق میزنم. کارهای معمول روزانهی اداره تمام شده است و تا نيم ساعتی ديگر آزادم.
روزگار مدرن، روزگار اشباع ادبياتِ سياسی از کلمهی «آزادی» است. نظريهپردازان سياسی – مسلمان و غير مسلمان – عمدتاً اتفاق دارند که آزادی حق انسان
قصهی تقابل يا همراستايی عقل با دين قصهی تازهای نیست. اما میتوان اين مسأله را از منظر تازهتری نيز طرح کرد. پرسشِ تازهای که ذهن
زمانه روز به روز دارد بيشتر قد میکشد و تجربههای تازهای میاندوزد. در اين ميان، هر چه بيشتر دست ياری به سوی زمانه دراز شود
وقتی حرف زدن لاريجانی را در اين کنفرانس مونيخ میشنويد، سخنان يک سياستمدار مسلط و با سواد را میشنويد. من به مواضع يک دولت کاری
۱. آخرين خبر داغ در اخبار بیبیسی (هم در تلويزيون و هم در وبسايت) اين است که آمريکا ايران را متهم به دخالت نظامی در
اين يادداشت حامد قدوسی را که خواندم دوباره آن نگرانی عميقام دربارهی سرنوشت موسيقی سنتی ايرانی زنده شد. آيا ما، يعنی کسانی که علاقه و
۱. امروز لندن دارد برف میآيد. هفت سال است که اين شهر چنين برفی به خود نديده است. برف نديدهها! بیامان دارد میبارد. دو سه
مثل هميشه، يک دنيا کار دارم که انجام بدهم. ترجمهها از زمين و آسمان محاصرهام کردهاند. با تمام اين احوال آن قدر درگيرشان نيستم، يا
دو سه ساعتی است که نهجالبلاغه میخوانم. ظلمتی از درون میگزيدم. گفتم شايد آرامام کند. از خطبهها شروع کردم و به نامهها رسيدهام. نامهی علی
اولين باری که با اين يادداشتهای فشردهی حاشيهی کتابها آشنا شدم (يا در واقع توجهام را جلب کرد) در حاشيهی کتابهای دکتر سروش بود. هميشه
اينها شايد حرفهايی تکراری باشد. آنها که اهل ترجمه هستند يا اصولاً به مقايسهها ترجمهها حساسیت دارند، حرفام را بهتر میفهمند. از اين مقالهی توماس
اين مقالهی تازهی فوکوياما دربارهی هويت و مهاجرت در مجلهی پراسپکت مقالهی شگفتانگيزی است (ترجمهی فارسی در سايت راديو زمانه). بسياری از حرفهايی را که