آيا مردم همچنان معزولاند؟
يادداشت زير، بررسی، سنجش و نقد مطلبی است که مهدی در وبسایت ايران واير با عنوان «آيا خامنهای عقبنشينی کرده است؟» نوشته است. اين متن تا
يادداشت زير، بررسی، سنجش و نقد مطلبی است که مهدی در وبسایت ايران واير با عنوان «آيا خامنهای عقبنشينی کرده است؟» نوشته است. اين متن تا
متنی که در زير میخوانيد ترجمهی مقالهای از حميد دباشی است در تحلیل نتايج انتخابات سال ۹۲ که نسخهی مثلهشده و کوتاهتری از آنچه به
چکيده: نخبگان سياسی، گروههای مهجور و زخمخوردهی مستأصل و باقیمانده از سیل حادثهی ۸۸ به بعد، سهم خود را ايفا کردهاند. برای ایجاد فرصتی برای مردم
ما مسؤوليم. شما مسؤولايد. هزار و يک مقصر میتوان برای مصائبمان يافت. و این تقصیرکاران کم نیستند. تقصیرشان هم واقعی است. اما ما هم سهمی
امروز شاهد ۴ حادثهی به ظاهر کوچک اما عميقاً مهم بودم که به گمان من، نشانهی تغيير عميق و شگفتی است که نه نظام، نه
روحانی در برابر سبزها، در برابر فریاد به رسمیت شناخته شدن عامليت ما، فقط «سکوت» میکند؛ روحانی همراه ما نيست اما مانع از شنيده شدن
تا امروز، به هر زحمتی بود کوشیدم در ماجرای انتخابات پيش رو، نگاهها را به افق وسيعتر پيش روی ايران معطوف کنم. نمیدانم اين صدا
۱. انصراف محمدرضا عارف به گمان من يکی از کليدیترين و مهمترین تصمیمهای زندگی سياسی او بود نه به اين دلیل که به «اجماع» اصلاحطلبان
به اعتقاد من، امسال، ملت ما در آستانهی بلوغی است که بذرش ۴ سال پيش کاشته شد. ما اين بلوغ و اين رسيدن را مديون
حرف آخر را اول بزنم: ميرحسين موسوی هم تا قبل از شب ۲۲ خرداد در اين ميدان، زير ذرهبين ما بود. هيچ ملاحظهای در کار
(۱) «نگرندگانى نابينا، شنوندگانى ناشنوا، گويندگانى ناگويا. درفش گمراهى را میبينم چون درختى تناور بر پاى مانده و شاخهها به هر سو دوانده. به پيمانه
سبعهی مقدماتی ۱. نظام انتخاباتی در ایران نمونهی تمام عياری است از يک دموکراسی حداقلی. نظام، مردم را عادت داده است که در فواصل زمانی
دکتر سعيد جلیلی. مذاکرهکنندهی هستهای. ديپلمات وزارت خارجه. آينهی ديپلماسی کشور. اين طنز نيست. حکايت يک فاجعهی تمامعيار فرهنگی و ادبی است. نظام جمهوری