طلاق: اون هم از نوع
طلاق: اون هم از نوع سه تاييش! من اينجا رو طلاق دادم ديگه. اسباب کشی کرديم خونهی جديد. با بلاگر هم اصلاً کار نمیکنيم. فقط
طلاق: اون هم از نوع سه تاييش! من اينجا رو طلاق دادم ديگه. اسباب کشی کرديم خونهی جديد. با بلاگر هم اصلاً کار نمیکنيم. فقط
اثاث کشی (لينکاتونو درست کنيد!) فکر کنم ديگه يواش يواش بايد بريد خونهی جديد رو تماشا کنيد. من همهی مطالب قديم رو فرستادم روی سايت
روزگار امتی من تازه ياد گرفتم چطور با مووبل تايپ (که همه به غلط مینويسن موويبل تايپ، همونجوری که وجتِبِل رو میگن وِجِتيبيل!) کار کنم.
دفع آفت آدمی با وجودِ پيچيدگیهای عظيمی که داره، موجوديه که بسيار آسيبپذيره. همانطور که بارها گفتهام آدمی تکيهگاه میخواد، لنگر بايد داشته باشه. اين
آن مير غوغا را بگو آن سرو خضرا را بگو: «مستان سلامت میکنند». و من که همواره مست توام: هوای روی تو دارم نمیگذارندم /
قرار دوم بلاگرهای لندن عکسای قرار دوم رو که گذاشته بودم رو سايت آدرسش اينه: جلسه دوم بلاگرهای لندن
بیحوصله وقتی گفتم حالم خوش نيست مقصودم اين بود که مريضم. از آلمان اين سرماخوردگی پنهان رو با خودم آوردم اينجا. شانس آوردم سارس نگرفتم!
اگه حوصلهتون از من سر ميره! کسايی که حوصلهشون از من سر ميره يا يه روزی ديدن که من ديگه ننوشتم (تهديدايی تو مايههای تهديدای
ترجمه به هيروگليف میخواين اسمتونو ببينين به هيروگليف چطور نوشته میشه برين اينجا: مثل مصریها بنويسين.
يکی داستان است پر آبِ چشم اين سوز و گدازها و راز و نيازها فقط حکايت عشق است. عاشقی است که اين همه حکايت لطيف
قرار وبلاگی دوم امروز توی دانشگاه لندن قرار وبلاگی دوم قرار بود برگزار بشه. دکتر مجتبی که رفته بود نيويورک برای کارش. احسان هم که
دوگانگي مشهود نمیدونم تا حالا دقت کردين يا نه که چند سالي است که توی کشور ما هر کي میخواد از سياستمدارا صحبت کنه از
زن يا مرد؟ يه چيزی میخوام بگم که شايد تلخ باشد. حرفی هم هست که ممکنه هر روز نظرم دربارهاش عوض بشه. گناه يک نفر
در آن شبهای طوفانی يه مطلبی دربارهی سايه نوشتم که توی صفحهی خود سايه گذاشتمش و به يه وجهی گزارشی از گفتوگوی من با سايه
قرار وبلاگی ۲ دومين قرار وبلاگی ما روز يکشنبه، يعنی فردا ۱۸ می توی دانشگاه لندن، مدرسه مطالعات شرقی و آفريقايی برگزار میشه. قرار ساعت
خونهای ايرانی و خونهای آمريکايی مدتهاست که دلمشغولیِ من اين ماجرای حقوق بشر بوده است و هميشه ندای اعتراضم بلند بوده است که بشر، بشر
آدمستان ميرزا مهدی خان هم بالاخره دست به قلم شد. بريد به سيبستان، آدمستان، داغستان، جامستان و باغستان او سر بزنيد. از طبع مشکلپسند و
ما را بس نقد بازار جهان ديدم و آزارِ جهان / گر شما را نه بس اين سود و زيان ما را بس قصر فردوس
هر دم از اين باغ بری میرسد يادداشت احسان رو دربارهی محدود کردن سايتهای اينترنتی بخونين تا بفهمين تحديد و قدارهکشی خبری زمانهی ما دست
معلوم نشد میدهد هر کسش افسونی و معلوم نشد / که دلِ نازکِ او مايلِ افسانهی کيست؟
در و ديوار و دار و درخت گفتن که چرا همش از خودم عکس و گرفتم و از در و ديوار نگرفتم. خوب از در
حسّ وطن! الآن من رسيدم لندن. با چه مصيبتی به اون فرودگاه کذايی رسیدم. با دستپاچگی و شتاب درست ده دقيقه قبل از پرواز رسيدم
اين فونتو چيکار کنيم؟ سايه داشت مطالب روی سايت رو (قسمتی که دربارهی خودش نوشته بودم) میخوند، از انتخاب قلم راضی نبود. میگفت خوانا نيست.
آرزوهای من پرويروز که پيش سايه بودم بهش میگفتم که من آدم پرآرزويی هستم و شمار آرزوهای من خيلی زياده. از خوش اقبالی من به
قطع اين مرحله بیهمرهي خضر ديروز يه ماجرای خنده داری اتفاق افتاد. توی بليطی که به من داده بودند، نوشته بود پروازم از فرودگاه دوسلدورفه
دوست داشتن برتر از عشق؟ الآن داشتم سياه و سپيد رو میديدم، مطلب قديمی من «دوست داشتن برتر از عشق است؟» رو گذاشتن رو سايت.
سايهی صبور! اين هم سايه در حال خوندن پرت و پلاهای من!
ای مرغ گرفتار ديشب تا دير وقت پيش سايه بودم. برای شرح مفصل ماجراها انشاءالله وقتی برگردم لندن و سرم خلوتتر بشه شرح مبسوطی مینويسم.
بینقشها چند تا از عکسايی رو که تو اين چند روز گرفتم گذاشتم تو صفحهی آدينه. بعدا حجمشونو درست میکنم.
کلن بسيار خوب! بنده امروز رسيدم به ولايت کلن. بنده خدا سايه به من میگه تو کلن رو بلدی يا نه. ولی مث اينکه زياد
کاف رو هم يافتم! دوستان ببخشيد. بالاخره يافتمش. ولي اين بار ب رو با سه نقطه نمیيابم!! يعني «ب» برويز رو!! خلاصه کنم توی اين
شهر درندشت من امروز رسيدم آلمان ولي اين صفحه گليد اينا حرف گاف بدون سرگش نداره!! ببينين چه دهني از من سرويس ميشه. اصلا از
هزار تير بلا . . . تو راه داشتم با خودم فکر میکردم و اين ابياتِ سايه رو با خودم میخوندم که: به سينه سرّ
لينکای نو مبارک! بالاخره سعيد برای مطالب صفحهاش لينک جداگانه گذاشت و کار همه رو راحت کرد. سپاس! کاش هميشه اينقدر حرف گوش کن باشی!!
دو کلام از مادرِ عروس واکنش علی لاريجانی رو به قرائت گزارش مجلس ببينيد، در خبر بیبیسی واکنش شديد صدا و سيما: «بنا نيست در
تأخير من دارم يه چند روزی میرم سفر، به ولايت ژرمنها. توی اين مدتی که نيستم شايد نتونم سايتو آپديت کنم، ولی از هر جا
راهنمای قرار دادن فايل فلش به سفارش دانيال يه صفحه درست کردم که راهنمای قرار دادن فايلهای فلشی باشه که روی سايتم دارم. میتونين توی
مرا ببوس خيلی تلاش کردم اين تصنيف «مرا ببوس» حسين گلنراقی رو تبديل به فلش کنم. ظاهراً فايل اصلی MP3 يه ايرادی داره. به هر
سايت سينمايی اين سايتی که برای سينمای ايران درست کردن، بازيگران ايرانی، سايت جالبيه. اطلاعات نسبتاً جامعی دربارهی فکر کنم همهی فيلمای ايرانی داره.
پردهی گلريز اين بيتِ حافظ مث مينياتور میمونه: بيا که پردهی گلريزِ هفت خانهی چشم / کشيدهايم به تحريرِ کارگاهِ خيال فقط تجسم کنين ببينين