March 2008

تعریف

شايد ميلیون‌ها بار با این کلمه‌ی «تعريف» برخورد کرده باشيد. شايد منطقيون و اهل فلسفه و علم بارها گفته‌ باشند که تعريف فلان مفهوم یا

بهار سوگوار

۱. از بانو پرسيدم که اين‌ها که درباره‌ی نوروز امسال نوشته‌ام روشن بود يا نه؟ می‌گفت بود. ولی فکر می‌کنم بايد توضيح داد. چیزهايی که

نوروزنامه

اول از همه سال نو بر آن‌ها که خانه‌ی تن و جان‌شان را نو کرده‌اند فرخنده و خجسته باد. قبل از اين‌که به گذشته و

تعظيم‌نامه‌ی پيامبر

گفته بودم می‌نويسم که چگونه من سخنان سروش را درباره‌ی پيامبر و وحی، «جور ديگری» می‌فهمم. سعی می‌کنم به اختصار، در حد امکان، نظرم را

قصه‌ی من و دکتر سروش

زياد ديده‌ام که بسيار کسان اين را تکرار کرده‌اند که من مريد سروش هستم و چه و چه. گفتم توضيحی بدهم و مثالی بزنم شاید

اکتشافات سياسی

در يادداشت قبلی که درباره‌ی گفت‌وگوی ابراهيم فياض با رجا نيوز بود می‌خواستم نکات ديگری را اضافه کنم که از فرط خستگی و بی‌حوصله‌گی مجال‌اش

حفظ نظام بر «نماز» رجحان دارد؟!

اين گفت‌وگوی ابراهيم فياض را با رجانيوز در نقد سخنان بهزاد نبوی بخوانيد. بخش مهم اين گفت‌وگو (که البته سخن چندان تازه‌ای هم نيست) اين

مسلمانان و علم تجربی

چند روز پيش، این بخت را داشتم که در سخنرانی اسماعيل سراج‌الدين، رييس کتابخانه‌ی اسکندريه حاضر باشم (بیوگرافی او را بخوانيد تا بدانید از چه

تکرار بر تکرار آيت‌الله سبحانی

پاسخ دوم آيت‌الله سبحانی به سروش منتشر شده است. اين هفته‌ی گذشته چندان گرفتار کار بوده‌ام که از عالم وب بی‌خبرم. اما اين نامه‌ی آقای

آسيب‌شناسی تکفير – ۴

وقتی به ادبيات تکفير در گذشته و حال نگاه می‌کنيم، فضا و زبان را سرشار از کين‌خواهی می‌بينيم که لباس دين‌داری به تن دارد. تا

آسيب‌شناسی تکفير – ۳

و اما قدرت! و ما ادريک ما القدرت! فهم جريان‌های تکفیرگر در طول تاریخ اسلام بدون فهم قدرت‌های سياسی يا ناممکن است یا ناقص. به

آسيب‌شناسی تکفير – ۲

عالم اسلام ادبیاتی دارد در زمينه‌ی تکفير (مانند البته همه‌ی اديان ديگر). عمدتاً اگر به کارنامه‌ی اين تکفيرگری‌ها، کافرتراشی‌ها و مرتدسازی‌ها نگاه کنيم، می‌بینم که

محک تجربه‌ی ايمان و اخلاق

خوب. پاسخ مفصل و مبسوط سروش به آيت‌الله سبحانی منتشر شد. متن کامل در وب‌سايت دکتر سروش آمده است. تا جایی که من خبر دارم

«شنيدید چی‌ گفت؟ حرف بدی نزده!»

عنوان بالا، عنوان جزوه مانندی است که سال‌ها پيش، سال‌های بسيار دور منتشر شده است. اين جزوه مانند، تا جايی که من به خاطر دارم

آسيب‌شناسی تکفير – ۱

ما در قرن بيست و یکم زندگی می‌کنيم. هزار و چهارصد سال از هجرت پيامبر اسلام گذشته است. تاريخ اسلام حاکمان مختلفی به خود ديده

منطق هم‌نظری و مخالفت

اين‌که آدم بگويد من با فلان موافق‌ام يا با بهمان مخالف هنری نيست. اين کار از طوطی‌ هم بر می‌آيد. همه‌ی مقلدان کارشان همين است

قرآن و مولوی

مولوی، دست‌پرورده‌ی فکری شمس تبريزی است. آن‌قدر غوغا راه‌ انداخته‌اند که کسی نمی‌خواهد ببيند خود مولوی سخنانی درباره‌ی قرآن گفته است در همين حد. شمس

درد دلی با مجيد مجيدی

آقای مجيدی عزيز! امشب که سخنان شما را در مراسم دريافت جايزه‌تان درباره‌ی قرآن و پیامبر خواندم، سخت اندوه‌ناک شدم. يادداشت قبلی را که نوشتم

سروش، قرآن، خدا و پيامبر اسلام

پيش‌درآمد: کسانی که اين يادداشت را می‌خوانند، لطفا يادداشت «درد دلی با مجیدی» را هم بخوانند (زود قضاوت نکنيد). بعضی از نکات اصلاح شده‌اند در

«صدای خشم» و رسانه‌های بی‌مسئوليت

در دهه‌ی پنجاه ميلادی فيلمی ساخته شد با عنوان «صدای خشم» (مطلب ويکی‌پيديا را هم اين‌جا ببينيد). خلاصه‌ی داستان اين است که در کاليفرنيا، دو

اندر این بی فخر بودن‌ها…

پنهان کردنی نيست. من تعلق خاطر به دين‌ام دارم. مسلمان‌ام. شيعه‌ام. از چيزی که هستم شرمنده نيستم. مسلمانی و شيعه بودن را «روش زندگی» می‌دانم.