زَیّ الهوا…
باز هم عبدالحليم حافظ و «زی الهوا» که یکی از ترانههای مشهور اوست. متن ترانه را نوشتهام و تا جایی که سوادم قد میداد ترجمهاش
باز هم عبدالحليم حافظ و «زی الهوا» که یکی از ترانههای مشهور اوست. متن ترانه را نوشتهام و تا جایی که سوادم قد میداد ترجمهاش
آب، نماد روشنی و پاکی است. می را نيز با آب نسبتی است. می هم نوعی آب است. می، مایعی است که از آن هم
نزدیک به هزار سال پیش از این، در زمانی که هنوز تمدنهای مسلمانان در اوج شکوفايی و زايندگی بودند – اروپا دوران تاریک و خونینی
بدون هیچ شرحی، فعلاً به صدای عبدالحلیم حافظ، خوانندهی نامدار مصری گوش کنيد. شرحاش را میگذارم برای بعد. Flash Player upgrade required متن ترانهی أهواک
آدم وقتی به ضیافت کسی میرود، وقتی مهمان عزیزی، بزرگی، نازنينی میشود به سر و وضعاش میرسد. هر چه مهمانی باشکوهتر باشد، تدارک مقدماتاش هم
Flash Player upgrade required
بخش دوم نقد نوشتهی محمدرضا نيکفر را از بحث دربارهی «تحقق تاريخی» اسلام آغاز میکنم. عمدهی آنچه ایشان از آن به عنوان تحقق تاريخی اسلام
مقالهی تازهی محمدرضا نیکفر با عنوان «چرا رژیم اسلامی را باید جدی گرفت؟»، به تصريحِ خود او ادامهی منطقی همان مقالهی «الاهيات شکنجه» است که
این سی و هفت ثانیه را بارها گوش دادهام. همين سورهی کوتاه را. هشت آیه است و بس. شاطری به لحنی آرام میخواند و هر
این روزها که اندکی از بحرانهای اخیر فاصلهی زمانی گرفتهايم و پارهای از نکات مبهم از پس غبارهای غليظ هیجانها سیاسی بیرون آمدهاند، خوب است
عيش يعنی زندگی. در فارسی وقتی میگويند عيش و مشتق نزدیکاش عياشی را به کار میبرند، اولین مفهومی که در ذهن میآيد خوشگذرانی است و
میفهمم که فضای وب و همچنين فضای پرآشوب داخل کشور، بسياری را کمصبر کرده و البته باعث داوریهای شتابزدهی بیشماری شده است. دربارهی نوع توليدهای
واژگانی که در مقاطع مختلف زمانی، ذهن و ضمیر هر آدمی را به خود مشغول میکنند، هم متفاوتاند و هم متغیر، بسته به نوع شخصیت