December 2004

کنسرت گروه عارف

بعد از اين همه سال انتظار، مشکاتيان را در هيأت سرپرست گروه عارف ديدن شکوهی دارد. نمی‌دانم کنسرت چگونه گذشته است. اما طبعاً با آن

شکست زلزله

چقدر سخت است وقتی دخمه‌ای هم نداشته باشی که در آن شب‌ات را روز کنی. دلم می‌خواهد بنويسم، آن‌قدر بنويسم که ديگری نای نوشتن نماند.

حکمت تکثر و رحمت اختلاف

روزگار معاصر، روزگاری است که هم زيستن در آن دشوار است و هم آسان. تحولات شتابناک معرفتی دو سه قرن اخير، راه را بر هضم

اختيار کلام، اختيار قلم

 «از برای سد آن اغراض وزرا که لازمه ی فطرت بشری است و ما اهل آسیا تا امروز ذلیل بلاهای آن بوده‌ایم، حکمای خارجی به

دم عيسوی يلدا

شب يلدا را می‌گويند که شب ولادت خورشيد است. اوقات بيداری شب و روز نمی‌شناسند. شب يلدايی هم که با آگاهی و بيداری و صفای

دو سه روزی خليل بايد شد

چندی پيش دوستی را ديديم که در هلند زندگی کرده‌ است و اخيراً به لندن آمده است. گفت‌وگوی مفصلی داشتيم درباره‌ی ساختار سياسی هلند و

وفا

وفا کنيم و ملامت کشيم و خوش باشيمکه در طريقت ما کافری است رنجيدن!

تئوری‌های سياست در عالم اسلام

پيشينه‌ی تاريخی کشورهای مسلمان، به دلايل متعددی شاهد شکل گرفتن مکاتب سياسی در عرصه‌ی کشورداری نبوده است. تاريخ غرب دقيقاً‌ نقطه‌ی مقابل آن است. خاطرم

مأکول نور

آزمودن ايمان تجربه‌ای است عميق و درخشان. نمی‌شود کسی طعم شيرين ايمان را بچشد و باز هم مرتب حرص بخورد. چشيدن ايمان حداقل تأثيری دراز

آينده‌ی دموکراسی در جهان

هفته‌ی پيش بعد از مدت‌ها به ديدن جان کين رفتم تا هم ديداری تازه کنيم و هم گفت‌وگوی کوتاهی درباره‌ی نتايج پايان‌نامه‌ام داشته باشيم. درباره‌ی

عارفی کو که کند فهم زبان سوسن

محاق ملکوت شايد بيشتر از اين بايد به درازا می‌کشيد. عبور از امروز، که برای من روز فرخنده‌ای است، البته انگيزه‌ای بزرگ بود برای شکستن

مشق سکوت

دارم در سکوت، سخن می‌گويم. مشق خموشی کار سختی است. شمار کثيری از آدميان، شايد اکثريت قريب به اتفاق آن‌ها، که احتمالاً‌ بسياری از اوقات

سليمان و اسطوره‌ی عشق

سليمان و قصه‌های مربوط به او در ادبيات دينی و اسطوره‌های عرفانی جايگاه بلندی دارند. سليمانی که از کودکی صاحب حکمت است و قضاوت و

درويش يک قبا

به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازمکه حمله بر من درويش يک قبا آورد!

تهی‌دستان توانگر

تا به حال وضعی داشته‌ايد که مرگ را لمس کرده باشيد؟ نه، اصلاً از مرز مرگ و زندگی عبور کرده و باز هم از جهانی ورای

يادداشتی بر «برف» مهاجرانی

مدتی پيش آخرين کتاب مهاجرانی را خواندم. «برف» بدان‌سان که مهاجرانی نوشته است، ويژگی‌هايی دارد که می‌توان آشکارا آن را در پرتو فراز و نشيب‌های

سخت‌رويی

بعضی صفات انسانی و اخلاقی، محصول سلوک و تجربه هستند. گذشته از اين‌ها راه‌هايی هست که آدمی نمی‌تواند بدون راهنما در آن‌ها قدم بردارد. برخی