شمشير محمد و شمشير امپراتوران مسيحی از ديد يک يهودی
به راهنمايی لينک کورش عليانی به ترجمهی مقالهای از يوری آونری رسيدم که روزنامهنگاری اسرايیلی است. هنوز خاطرم هست که متن سخنرانی پاپ را ترجمه
به راهنمايی لينک کورش عليانی به ترجمهی مقالهای از يوری آونری رسيدم که روزنامهنگاری اسرايیلی است. هنوز خاطرم هست که متن سخنرانی پاپ را ترجمه
گفتم: «بالاخره ماه رمضان را با شراب نسبتی هست يا نه؟ منافات دارند با هم؟ اين رمضان معنوی، شراباش هم معنوی است؟» گفت: «تا گوينده
اين دو سه روز گذشته به مرحمت بد قولیهای شرکت مخابرات اينجا، هم بی تلفن بوديم و هم طبعاً بیاينترنت. علاوه بر اينکه از عالم
ديشب نشستم و مقالهی کارن آرمسترانگ در گاردین را ترجمه کردم، مزيد توضيح برای دوستانی که شديداً مشکوکاند که مبادا نخوانده دربارهی اظهارات پاپ نظر
هميشه وقتی بحث و دعوايی پيش میآيد، میتوان يک تقسيمبندی بزرگ و کلی داشت. طرفین بحث عموماً به دو دستهی کلان تقسيم میشوند: آنها که
امروز ديدم اسد، يادداشتی در واکنش به مطلب قبلی من نوشته است. بخش نظرش بسته بود و کار نمیکرد، پس همينجا توضيح میدهم (اگر اسد
پاپ امروز يک عذرخواهی نصفهنيمه کرده است اما عملاً حرفاش را پس نگرفته است. پاپ از اينکه از سخناناش چنان برداشتی شده است متأسف است
سخنان تازهی پاپ باعث حيرت و خشم مسلمانان شده است. اما واقعاً چرا بايد متعجب بود؟ پيشينهی پاپ تازه، پيشينهی درخشانی در رواداری دينی نيست.
این دو سه روز دوباره مشغول اسبابکشی ديگری هستيم (از خير سر صاحبخانهی مردمآزار و بدقول بیمبالات). اين چند روز به زحمت به وبلاگ و
ديدم امروز امير سوشيانت قصهای دراز نوشته است دربارهی براهين اثبات خدا. شگفتزده شدم اول. خودم اگر بودم، شايد پنج شش سال پيش، بعيد نبود
از ديروز که از پاريس برگشتهايم، آنقدر گرفتار کار بودم که مجال بلاگيدن نبود. خستگی مفرط هم مزيد بر علت بود. پاريس بسيار جای آرامش
گفتم: «زاهدان هم اهل نيازند. نيستند؟ چرا اينقدر به طعنه و تحقير؟» گفت: «وقتی میگويم زهد، يعنی کم گذاشتن. قصهی يوسف را که يادت است؟
امشب، شام آخر پاريس است. اينترنت بيست يورويی وايرلس ما هم دارد تمام میشود (ديگر هم لازماش نداريم). عکسها را ان شاء الله از لندن
اين هم روز سوم و آخر ما در پاريس. از خواب که پا شديم، قدم زنان تا ايستگاه له دفانس رفتيم و سوار شديم تا
گفتم: «آدم دوست زياد دارد ولی واقعاً خيلی سخت است تشخيص «يار وفادار» از دوستانی که امروز میآيند و فردا میروند. بعضیها چند روز عاشقانه
خوب. يک نفر گفته بود تا عکس ايفل را نگذاريد قبول نيست. ايفل را امشب رفتيم و ديديم و تازه عکس هم گرفتيم توی آن
اين هم تعدادی از عکسهای پاريس به ترتيب حرکت! بعداً توضيحات لازم افزوده خواهد شد!
هی میخواهم چهار تا عکس بگذارم اينجا تا حاصل يک نصفه روز، نصف پاريس را با پای پياده گشتن ببينيد. اما لطف و محبت دوستان
الآن به وقت لندن نزديک ساعت دو است يعنی ساعت حدود سه بعد از ظهر به وقت پاريس. صبح علیالطلوع رفتيم پی صبحانه و يکی
خوب. ما داريم الآن رسماً از هتل خارج میشويم. قدم زنان راه میافتيم به سمت شانزه ليزه و اگر راهمان را بر اساس نقشهی گوگل
هنوز دو سه ساعت نشده است به همراه بانو به پاريس رسيدهام. بانو به قدر کافی سر پاريسیها غر زده است. من هم بگذاريد غرغرم
يادداشت نوشين احمدی خراسانی در نشريهی نامه که در سايت رادیو زمانه باز نشر شده است، جملهی کوتاهی داشت که پرسشی جدی را برای من
گفتم: «خضری که دستگير فتادگان است، چرا به دشواری در دسترس است؟ اصلاً آنقدر دور از دست است که وجودش شانه به شانهی محالات میسايد».
امشب يادداشت عبدی کلانتری را که در راديو زمانه خواندم، بار ديگر آن بحثی که مدتی پيش در انداخته بودم زنده شد. عبدی کلانتری عنوان
گفتم:«صوفيان اين همه زور زدهاند و باده را تأويلهای عجيب و غريب کردهاند. فکر نمیکنی همه جا اين بادهی حافظی، آن بادهی آسمانی نيست؟ فکر