در دفاع از خردمندی و سلامت
وضعیت سياسی ایران در داخل و خارج به خيال من بنبست بیفروغ و ملالآوری شده است که همه چيزش حواله به تقدير میشود. در کنار
وضعیت سياسی ایران در داخل و خارج به خيال من بنبست بیفروغ و ملالآوری شده است که همه چيزش حواله به تقدير میشود. در کنار
بيتی از غزل حافظ با مطلع «سالها پيروی مذهب رندان کردم» هست که به دو روایت ضبط شده: يکی: سايهای بر دلم ریشم فکن ای
این تعبیر «آشنايی» را میان سخنان اهل معرفت زیاد میتوان يافت. قصهاش دراز است. برمیگردد – شايد – به قصهی آفرينش و عهد و ميثاق
يک دورهای در دههی ۶۰ در اوج آن فضای اختناق و سرکوب و ويرانی، راه هر پيغام و خبری مسدود بود و همه جا گرد
معمولاً اين کارها را نمیکنم اما همین تکبیت را با صدای شجریان گوش کنيد. عرض ديگری ندارم.
پرسش سادهای است: چه داريم؟ پاسخ هم به همين سادگی است ولی دو پهلوست: همه چيز و هيچ چيز. وقتی سخنان محسن نامجو را در