تمثال حضرت جان کين اعلی الله مقامه
در راستای اينکه ظهير درگاه ظاهراً اشتياق وافر و ارادت غريبی به رؤيت مسودهی تصاوير آن عالم استراليايی کانادا ديدهی بريتانيا نشستهی برلين رفته پيدا
در راستای اينکه ظهير درگاه ظاهراً اشتياق وافر و ارادت غريبی به رؤيت مسودهی تصاوير آن عالم استراليايی کانادا ديدهی بريتانيا نشستهی برلين رفته پيدا
وليعهد جانتصدقتان گردم! مرقومهی شريفهی والاجاه وليعهد بزرگ بارگاه عز وصول يافت و به رؤيت چشمان خاقان جم اقتدار رسيد. از ضمير منور وليعهد درگاه
مدتی پيشتر از اين بايد اين يادداشت را مینوشتم. نزديک به يک ماه است که دسترسی من به اينترنت شديداً محدود شده است و در
گشايش چيزی هست. در آن اعماق چيزی هست که در تار و پود هستی من تنيده است. کسی بايد باشد که با هنرمندی دستی در
ساعتی است که منتظر کسی نشستهام تا بيايد. در اين فاصله به مطلبی اشاره میکنم که در قصهی غربت غربی طرح کرده بودم. چند نکته
امروز جلسهی مفصلی داشتم با جان کين دربارهی سفر اخيرش به ايران. يکی از نکات برجستهی سفرش البته ديدار با سران جبههی مشارکت بود که
دربارهی ملکوت غربی [Occidnetal Malakut] در مطلب قبلی نوشتم. هنوز نمیدانم آيا ساير حلقهنشينان تمايلی دارند که به انگليسی مطلب بنويسند يا نه. وبلاگ انگليسی همچون
بالاخره از سر اين بيم گذشتم! امروز ملکوت غربی را به عرصه وبلاگام آوردم. بعد از اين همه درنگ و تأخير ملکوت را به انگليسی
اين چند روز گرفتار رسيدگی به کارهای معوقه پاياننامهام هستم و ناچارم مروری دقيق بر رويدادهای هفت هشتسالهی اخير ايران داشته باشم. در مجموعهی کتابهايی