February 2008

اسفندگانِ نو

امروز روز تولد بانو است. مشغله‌ی اين سال‌ها ميان من و شعر فاصله انداخته است. فاصله‌ای تلخ. شعر را اين روزها می‌خوانم و می‌نوشم. برای

شاعر انسان‌ها

پريروز هشتادمين سالروز تولد سايه بود. آن‌قدر گرفتار کار بودم که مجالی دست نداد چيزی بنويسم. امشب هر چه گشتم ميان عکس‌های‌ام که عکسی خوب

فلسفه‌ی قدرت!

اين جمله را اسکار شيندلر در «فهرست شيندلر» خطاب به فرمانده‌ ديوانه و خونريز آلمانی می‌گويد: «قدرت يعنی اين‌که هر دليل و توجيهی را برای

رسوايی امنيتی آمريکا و رسانه‌های شفاف

وزير خارجه‌ی انگليس، ديويد ميليبند اعتراف کرده است که هواپيماهای آمريکايی که حامل زندانيان سياسی بوده‌اند و در زندان‌های مخفی امنيتی آمريکا در نقاط مختلف

بعد السفر

خسته و هلاک از سوئد برگشته‌ام امروز. دارم از خستگی می‌ميرم. دو ساعت ديگر جلسه‌ای دارم که مجال خوابیدن به من نمی‌دهد. جان که بگيرم

حسبنا العشق…

داشتم بی‌هوا با خودم زمزمه می‌کردم: الهی سينه‌ای ده آتش‌افروز در آن سينه دلی وان دل همه سوز هر آن دل را که سوزی نيست

اهل ذمه و اسقف اعظم

اسقف اعظم کانتربری وقتی درباره‌ی شريعت اسلام سخنانی گفت، به مهم‌ترين جنبه‌های ماجرا توجهی نکرده بود (شايد هم کرده بود ولی درست‌ بيان‌‌اش نکرد). گويا

نقد نامتين خرمشاهی بر سروش

بهاء الدين خرمشاهی يادداشتی نوشته است – ظاهراً – در پاسخ به مصاحبه‌ی دکتر سروش درباره‌ی قرآن. نکته‌ی نخست اين‌که وب‌سايتی که اين يادداشت را

انتشار کتاب در فرايند تکامل!

يادداشت‌هايی که درباره‌ی ترجمه‌ی کتاب «مکتب در فرايند تکامل» نوشته‌ی حسين مدرسی طباطبايی نوشته بودم، واکنش‌هايی در پی داشت که تأمل در آن‌ها بسيار آموزنده

قصه‌‌ی اسقف کانتربری و معضل «فقه»

جدل‌ها بر سر سخنرانی روآن ويليامز هنوز ادامه دارد. او می‌گويد حرف‌اش بد فهميده شده است و مقصودش گنجاندن قوانين موازی با قوانين مدنی بريتانيا

سرگردان میان مترجم و مؤلف

حکايت اين کتاب «مکتب در فرايند تکامل» روز به روز جالب‌تر می‌شود. اگر نظرهای پای مطالب قبلی را خوانده باشيد، درخواهيد يافت که گويا مترجم،

تحجر از نوع انگليسی

اسقف اعظم کنتربری، همان کشيش جنجالی که هنگام سونامی علناً گفت که در وجود (یا عدالت و رحمت) خدا شک کرده است (مضمون‌اش را می‌گويم؛

تحريف آشکار در ترجمه – ۲

آن‌چه در باب ایرادها و تحريف‌های ترجمه‌ی فارسی کتاب آقای مدرسی طباطبايی نوشته بودم، به گمان خود کافی بود. اما گويا هم بايد نمونه‌های ديگری

تحريف آشکار در ترجمه

برای اين‌که بدانيد ماجرا از چه قرار است، يادداشت قبلی را اول بخوانيد («ويرانی‌های يک ترجمه‌ی مميزی شده»). به تدريج چند نمونه را از ترجمه‌ی

تفاوت هم‌دردی و هم‌دلی

خيلی اوقات بعضی شايد ناآگاهانه دو کلمه‌ی «هم‌دردی» و «هم‌دلی» را به يک معنا به کار می‌برند. اولی بيشتر معنای دل‌سوزی و گاهی اوقات ترحم

اگر خدا بودم…

من اگر خدا بودم، اين زن را به خاطر فقط همين یک کارش می‌فرستادم بهشت!

زردنويسی: آفت روزنامه‌نگاری

زردنويسی يکی از چيزهايی که اساساً با خود دارد (يا شايد بشود گفت يکی از اهداف‌اش) ايجاد جنجال است. شهرآشوبی کردن. به شيوه‌های مختلف. نمونه‌های

قرآن تک‌لايه و قرآن ذوبطون

حداقل دو گروه هستند که در آرزوی قرآنی تک‌لايه هستند يا اساساً قرآن را تک‌لايه می‌بينند: نخست عده‌ای که ذهنی تنبل دارند و حوصله‌ی «تعقل»