December 2006

مست و پريشانِ توام

برای قربانی شدن باده‌ای بايد. مستی‌ای بايد. بايد قربانی شدن را آزمود. بايد چشيدش. بايد يک بار به مسلخِ عشق رفته باشی تا بفهمی يعنی

بمستان

روزی که بم لرزيد، گمان می‌کنم بانو و من جزو اولين کسانی بوديم که در وبلاگستان درباره‌ی بم نوشتيم. همان دقايق اول بود که بانو

باز هم طربستان

يک بار ديگر نوشته بودم که فضای طربستان را تغيير داده‌ام تا محدوديت فضا نداشته باشم و بتوانم با فراغ بال و خاطر آسوده هم

شبکه‌ی خبر ايران: شبکه‌ی بی‌خبری!‍

امروز داشتم دست بر قضا در تلويزیون‌های ايرانی می‌چرخيدم و ساعتی به تماشای شبکه‌ی خبر نشستم. بحث داغ ظاهراً سنگ رو يخ کردن رسانه‌های خارجی

از عرفان نظری تا عرفان‌زدگی عملی

عبدی کلانتری توضيحات تازه‌ای بر حاشيه‌ی نقد پيشينِ من با عنوان «قلب مفاهيم و عرفانِ گروگان» افزوده است. در همان بند نخست توضيح عبدی چند

صدای بال ققنوسان

از استاد محمدرضا شفيعی کدکنی پس از چندین فراموشی و خاموشی  صبور پیرم ای خنیاگر پارين و پیرارین چه وحشتناک خواهد بود آوازی که از

عموزادگان شمال شرق و زبان فارسی

داستان زبان فارسی در تاجيکستان و افغانستان خيلی جالب است. چند نمونه را برای‌تان نقل می‌کنم. ۱. چندين ماه پيش برای يک سخنرانی به مونيخ

عدالت درونی و بيرونی و نقد اسلام

گفته بودم که چالش فکری من با عبدی کلانتری تمام نشده است – چه بحث‌اش ژورناليستی باشد و چه فيلسوفانه. فکر می‌کنم عبدی بسياری از

ققنوس و شب يلدا

تمام امروز داشتم به شعر و موسيقی و ققنوس  و شب يلدا و پرويز مشکاتيان فکر می‌کردم. اين قدر اين کلمه‌ها و مفاهيم ذهن‌ام را

بازی يلدا

در راستای اجابت دعوت سلمان و پارسا صائبی و محمود فرجامی، پنج چيزی که احتمالاً درباره‌ی صاحب ملکوت نمی‌دانيد: ۱. بر خلاف تصور خيلی از

به کجا چنين شتابان؟

اخيراً آلبوم تازه‌ای از همايون شجريان منتشر شده است با عنوان «با ستاره‌ها». عزيزی می‌خواست نقدی بر اين آلبوم بنويسد. از همين رو من درنگ

دوستان ناديده، دشمنان بيهوده

عالم وبلاگ‌نويسی برای آدم دوستانی و دشمنانی فراهم می‌کند. بعد از مدتی می‌بينی يک دنيا دوست يافته‌ای که هرگز نديده‌ای‌شان. دوستانی مهربان و شفيق. يارانی

بسط قلمرو طربستان

طربستان ملکوت دوباره دارد دستخوش تحولاتی می‌شود. فايل‌های طربستان را به فضايی ديگر که امکانات بيشتری دارد برده‌ام. اميدوارم در اين فاصله نقلِ مکان مشکلی

خوب و بد زمانه – ۳

اشکالات فنی سايت راديو زمانه (ولو اشکالات جزيی) هنوز بر طرف نشده‌اند. پس اين‌ها را هم می‌افزايم به نکات قبلی. يک بار ديگر هم گفته‌

در رثای يک عرفان‌شناس طراز اول

فکر می‌کنم اين بحث عرفان به اصطلاح اجتماعی عبدی کلانتری نياز به نقد و جرح فراوان دارد. سعی می‌کنم تا جايی که می‌توانم شواهد مستقيم

خوب و بد زمانه – ۲

درباره‌ی برنامه‌های زمانه هنوز چيزی ننوشته‌ام. بخش آهنگ زمانه مخصوصاً تحول خوبی پیدا کرده‌ است. اعتدال در آن خيلی خيلی بيشتر از قبل شده است.

ای شب از اسرار گيسوی‌ات خجل . . .

نمی‌دانم اين را هرگز نوشته‌ام يا نه. شب برای من لذتی عجيب دارد. شب که می‌گويم يعنی فاصله‌ی بعد از نيم‌شب تا سحرگاهان. هيچ وقت

خوب و بد زمانه (راديو زمانه!) – ۱

تا وقتی اين يادداشت تمام شود، مهلت مسابقه‌ی نقد راديو زمانه تمام شده است. از زمان آغاز کار راديو زمانه مدتی می‌گذرد و بعضی ايرادهای

قلب مفاهيم و عرفانِ گروگان

روزگار غريبی است. عرفان شده است بازيچه‌ی هر کسی برای هر نيتی. سياسيون برای رسيدن به مقاصد سياسی لباس عرفان پوشيده‌اند (پيش‌ترها در تاريخ هم

تيغ دادن در کف زنگی مست

ديشب تلويزيون بی‌بی‌سی فيلمی را نشان داد با عنوان «خلاصه‌ی همه‌ی ترس‌ها». داستان فيلم از اين قرار است که يک گروه تروريستی بمبی اتمی را

انصاف در پاسخ

داشتم فکر می‌کردم به بحث تئوريک داغی خواهيم رسيد. ولی خوب نرسيديم. پس بساط‌ش را جمع کنيم بهتر است. دوست نداشتم مهدی به جای پاسخ

عشق و قدرت

چند روزی است دارم به قدرت فکر می‌کنم و اين‌که چه اندازه مهيب است واقع شدن در شعاع قدرت. قدرت را عام بگيريد که شامل

بی تو نمی‌توان زيست

بی همگان به سر شود . . . بدون دولت دنيا می‌توان زیست. با تهی‌دستی می‌شود سر کرد. بدونِ تو اما زيستن ذوقی ندارد. زندگی

از بحث در مفاهيم تا خلط مفاهيم

مهدی در سيبستان پاسخی مشبع به نقدِ من داده است که جای خرسندی است. خيلی خوب است که هنوز باغِ سيبِ مهدی دارد نفس می‌کشد

لطف مدام

ديدم خرم و خندان نشسته است،‌ لبخند گوشه‌ی لبان‌اش. گفتم: «داری لبخند می‌زنی؟ يا به ما می‌خندی؟» گفتم: «تعجب می‌کنم که اين همه خودتان را

نهنگِ شهادت!

مکن در جسم و جان منزل، که این دونست و آن والا قدم زین هر دو بیرون نه نه آنجا باش و نه اینجا بهرچ

خشت اول چون نهد معمار کج . . .

اين‌جا که من نشسته‌ام سه چهار نفر خيلی جدی مشغول کار هستند. ظاهراً تا زمانی که نيازی به کمک فنی من نباشد، وقت‌ام آزاد است.