«پتک جمهوريت» يا هتک جمهوريت؟

پيش‌تر بارها نوشته بودم که قانون و اجرای آن تبديل به امری لغو و بيهوده شده است (در اين‌جا و اين‌جا). شاهدش هم این است

روز مرگم نفسی مهلت ديدار بده

چند روزی است دو غزل از حافظ تمام لحظات‌ام را پر کرده است. این دو غزل را شجریان در گل‌های تازه (گل‌های ۹۲ و ۱۰۰)

هنر «مانا» و دريوزگی دشمنان

يادداشت زیر را به دعوت محمود فرجامی به مناسبت جایزه‌ی شجاعتی که مانا نيستانی گرفته است نوشته‌ام. این یادداشت نخستين بار در آی‌طنز منتشر شده

کليدِ زندان؛ کليد فهمِ قدرت

اين نکته را بارها نوشته‌ام که همیشه می‌توان و باید به صاحب قدرت شک داشت. صاحب قدرت، به ویژه وقتی که قدرت‌اش قدرت متمرکز باشد،

فريبِ نفس و فريبِ خويش

ما انسان‌ها خود بزرگ‌ترین دشمنِ خويش‌ایم. هر وقت که از اين عظیم‌ترین دشمن آسوده‌خاطر شويم، آفت‌های بیرونی کم‌تر می‌توانند آرامش از ما بربايند يا آسیبی

تو از آيين انسانی چه می‌‌دانی؟

بيش از یک سال از آن واقعه‌ی شوم و ضد-انسانی می‌گذرد و روز به روز چشمه‌های تازه‌ای از انحطاط و تباهی سران کودتا را می‌‌بینیم.

جنبش سبز؛ رستاخيزی آگاهی‌بخش

اين يادداشت، نخستين بار در مردمک منتشر شده است. همان يادداشت را با تغييرات اندکی بازنشر کرده‌ام (و با توجه خاص به مسأله‌ی جنسيت چند

جنبش سبز و جنبش زنان – ۱

جنبش زنان کجای جنبش سبز ايستاده است؟ کدام يک به دیگری مدیون است؟ آیا خواسته‌های یکی در تعارض با دیگری قرار دارد؟ پيش از اين‌که

تغييرِ سبز؛ تغييرِ سُرخ

شايد یکی از مهم‌ترین ويژگی‌های جنبش سبز، درنگی است که در آن هست: درنگ در ايجاد تغيیر. تغيیرِ سبز، تغيیری سریع نیست. تغيیرِ سبز، تغيیری

غمناک نبايد بود از طعنِ حسود ای دل

حادثه‌ی زشتی که امروز در خلال سخنانِ کوتاه سيد حسن خمینی رخ داد، ماجرایی بود زننده و رسواگر. ابتدا به ياد هجوم وحشيانه‌ای افتادم که

حکمتِ حافظانه

حافظ دو غزل ناب دارد که پرویز مشکاتيان روی آن‌ها آهنگ‌هایی درخشان و بی‌بدیل ساخته است. مطلع يکی اين است: گلعذاری ز گلستانِ جهان ما

سکولاريسم، ‌اثبات شیء و نفی ماعدا!

کسانی که با منطق آشنایی دارند، حتماً این جمله را زیاد شنيده‌اند که «اثبات شیء نفی ماعدا نمی‌کند» (يعنی لازمه‌ی بودن چيزی نبودن دیگری نيست).