چند نکته برای دکتر معين
خوب. بالاخره معين آمد. در این چند بيانيهای که معين اخيراً صادر کرده است، به نظر من چند نکته هست که اگر به آنها توجه
خوب. بالاخره معين آمد. در این چند بيانيهای که معين اخيراً صادر کرده است، به نظر من چند نکته هست که اگر به آنها توجه
اصلاح طلبان و جبههی مشارکت گير افتادهاند سر يک دو راهی حساس که عاقبت هيچ کداماش روشنتر از آن ديگری نيست. اول اينکه انصراف معين
از هفتهی پيش که صاحب «يک سبد آواز نو» و بانوی مهرباناش ميهمان ما بودند، نهج البلاغه گريبانام را گرفته است و رهايم نمیکند. آدم
مدتی پيش يادداشت ابطحی را میخواندم دربارهی امام زمان و دين جديد که در آن گفته بود امام زمان دين جديدی نخواهد آورد بلکه همان
. . . تمام روز در اين آرزو بخواهد رفتو دل به انتظار تو اينجا تمام خواهد شدتو آمدی و نجستی ز من نشان ای
يادداشت پيشين من و واکنشهای متفاوتی که در برابر آن ديدم و نظرهای پای نوشتههای متعدد ديگرم در همين وبلاگ، غالباً مرا به فکر فرو
امروز با صادق طباطبايی صحبت میکردم برای پرسشهايی دربارهی موسيقی ايرانی. به اجازهی خودش اينها را اينجا مینويسم. نمیشود بيش از نيم ساعت گفتوگوی دقيق
يک خبر داغ داغ داغ دارم. مهدی خلجی و ماه منير رحيمی از راديو فردا استعفا دادند. چقدر شب و روز آزرده خاطر بودم از
ملکوت عضوی تازه دارد. از امروز، فروغ، سيمای زنی در میان جمع، از بلاگاسپات به ملکوت منتقل میشود و به جمع ما میپيوندد. ملکوتيان به
گاهی اوقات (شايد هم خيلی وقتها) آدمها نياز دارند خودشان با خودشان خلوت کنند. خودشان باشند و بس. خودشان با خودشان خيالشان را پرواز دهند،
يادداشت صاحب سيبستان ملکوت را که صبح دربارهی محافظهکاری خواندم، تصميم گرفته بودم چيزی بنويسم تا دل خودم کمی خالی شود! ديروز دو سه باری
دقايقی پيش بیبیسی دو برنامهای را نشان میداد دربارهی فعاليتهای هستهای ايران. برنامهای با «عنوان اسرار اتمی ايران». روايتی مستند بود از سخنان تمام طرفهای
به ميمنت و مبارکی (!) اسبابکشی به ظن قريب به يقين تمام شد، يعنی حالا تقريباً به طور کامل مستقر شدهايم و فقط مانده است
امشب بعد از مقدمات مراسم اسبابکشی که همان انتقال آينه و قرآن به منزل جديد بود، به شيوهای انتحاری، درست در شب اسبابکشی، سر از