April 2007

شجريان از دو نگاه

کنسرت امشب شجريان را بايد از دو زاويه روايت کنم. نمی‌خواهم بی‌انصافی بورزم و حق تمامِ آن‌ بهره‌هايی را که از همنشينی با شجريان برده‌ام

اميدهای ما به شجريان

يک سال و اندی از آخرين کنسرت شجريان در لندن می‌گذرد. امشب شجريان دوباره کنسرت دارد. خودش با همراه همايون و گروهی تازه. دیگر عليزاده

نشانه‌های هذيان‌گويی

«شما همه‌تان کارمند سيا، مزدور موساد، کارگزار کا گ ب و مأمور اينتليجنس سرويس هستيد. همه‌تان نوکر آمريکا و انگليس و اسراييل و شوروی هستيد!»

ما کجا ايستاده‌ايم؟

مدت‌ها به اين مسأله فکر کرده‌ام که ما، ماهايی که اسلام را رحمانی می‌بينم و عقلانی، کجا ايستاده‌ايم؟ ماها کجا جدی هستيم؟ ما را چه

بأی ذنب؟

الآن تکه فيلمی را ديديم از صحنه‌ی برخورد (!) برادران پليس با دختری که به تشخيص آن‌ها بدحجاب بود. دخترک ضجه می‌کشيد که نمی‌آيم. زنک‌های

سوء تفاهم‌های تاريخی ايرانی‌ها

اين يادداشت ربط مستقيمی به غرب ندارد. اما می‌توان از آن به مثابه‌ی شاخصی برای نقب زدن به گذشته استفاده کرد. تاريخ قوم ايران، همان

پشمينه‌پوش تندخو . . .

معضلی که امروز گريبان‌گير جامعه‌ی ايران شده است (مقصودم معضل فضولی پليس در روان‌شناسی است!)، واقعاً امر حيرت‌آوری است. مدت‌هاست به اين فکر می‌کنم که

ما و غرب: سوء تفاهم‌های تاريخی (۳)

وطن را چه چیزی معنا می‌کند؟ می‌خواستم مفصل‌تر در اين يادداشت درباره‌اش بنويسم. اما عجالتاً تنها به يک جنبه از آن اشاره می‌کنم: زبان. يکی

درباره‌‌ی زبان قرآن

خوب است در کنار يادداشت‌های ياسر درباره‌ی «تعقل قرآنی»، پرونده‌ی ديگری را هم بگشاييم درباره‌ی «زبان قرآن». بحث درباره‌ی زبان قرآن البته بسيار پردامنه است

حبابِ عقل‌شناس!

سلسله‌ی يادداشت‌های ياسر ميردامادی را درباره‌ی «تعقل قرآنی» که تا به حال شش يادداشت از آن منتشر شده است، لاجرم ديده‌ايد. بنا به پاره‌ای ملاحظات

بيماری‌های پليس

حرف‌های تازه‌ی فرمانده انتظامی تهران بزرگ را درباره‌ی سخت‌گيری‌های تازه درباره‌ی حجاب می‌خواندم که گفته بود «بد حجاب‌ها» چند دسته‌اند: «گروه اول بدنبال هويت گم

وطن‌دوستان يا تاجران؟

نمايشنامه‌ی ملوانان هنوز ادامه دارد. ملوانان از سوی وزارت دفاع اجازه يافته‌اند که داستان‌های‌شان را به رسانه‌ها بفروشند. فی ترنی پيشنهادی صد هزار پوندی داشته

فرق زندانی و گروگان: معيارهای دوگانه

لحظه‌ای پيش‌فرض‌های سياسی را کنار بگذاريد. نيروهای آمريکايی به يک دفتر کنسولی ايران در اربيل حمله می‌کند و پنج نفر را دستگير می‌کند. طبق قوانين

این قصه هنوز تمام نشده است

اين قصه سر دراز دارد. تنها يک بخش از تنش‌های ماجرا تمام شده است و البته بخش دردسر آفرين اصلی‌اش سپری شده است. اما ملوانان

سپيده‌ای که تنها يک بار دميد

من هنوز ايران زندگی می‌کردم. مدت زيِادی نمی‌گذشت که با پرويز مشکاتيان از نزديک آشنا شده بودم، شايد حدود يک سال بود يا کمتر. کار