حکمت وقت

بارها نوشته‌ام که عين القضات همدانی چه اندازه در شکل‌گيری احوال باطنی‌ام نقش داشته است. امشب به چندين دليل، نامه‌ها را تورق می‌کردم پس از دقایقی خلوت با خود. رسيدم به اين بند:

«اول سطری که بر لوح محفوظ نوشته است اين است که: اني انا الله الذی لا اله الا انا رب العالمين، سبقت رحمتي‌غضبي، من لم يرضَ بقضائي و لم يصبر علی بلائي و لم يشکر عليّّ نعمائي،‌ فليخرج من تحت سمائي وليطلب رباً سوائي. «ذلک بأن الله مولي الذين آمنوا و ان الکافرين لا مولیٰ لهم». بدانی که چنين بود «الله وليّ الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النور و الذين کفروا اولياؤهم الطاغوت يخرجونهم من النور الي الظلمات» الله!‌ الله! در نماز حاضر باشد که به قدر اقبال دل بر او، روزِ قيامت او را اقبال خواهد بود.» (نامه‌ها، بخش اول، بند ۶۵۸، ص ۳۹۴-۳۹۳).

آن‌ها که اهل حال و اشاره هستند، از همين بند، بدون هيچ شرح و توضيح اضافی قوت‌ها می‌خورند و رزقی می‌برند چرب و شيرين! کم کس است که نکته‌ی رضا به قضا، صبر بر بلا و شکر بر نعمتِ او را به نيکی دريابد و حق‌اش را ادا کند. و کم کس است که تفاوت نورانيت و ظلمت و اوليای خدا و اوليای طاغوت را به همين معيار بشناسد.

پ. ن. اين جنس حرف‌ها اختصاص به عين‌القضات همدانی ندارد. بعضی‌ها همين جنس حرف‌ها و شايد عين همين‌ها را از کسان ديگر، از عارفان، زاهدان، صوفيان و سالکان ديگر شنيده‌اند. عين القضات برای من شخصیتی بوده است جذاب. نه قديس است نه موجودی آسمانی. اما هر چه بوده، آدمی بوده است سخت صادق و يکرنگ.


Posted

in

by

Tags:

Comments

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *