کودکان را دریابید

سیل سهمناک حادثه هنوز در پیش است. هر چه دیده و شنیده‌ و کشیده‌ایم هنوز – چه بسا – در برابر آن‌ چیزی که مثل اژدها دهان خواهد گشود، ناچیز به نظر می‌رسد. یکی از دایگان مهربان‌تر از مادر، همین امروز گفته بود «حاضرم یک میلیون نفر کشته شوند» و صورت مسئله را تقلیل داده بود به تقابل نیروهای امنیتی اسراییل با نیروهای حکومت ایران. و البته این‌ها از ساحل امن عافیت نه برای مقابله با دستگاه ستمگر، بلکه برای کل مردم ایران و تمامیت ایران نسخه‌ی ویرانی می‌پیچند.

در این غوغا، کودکان ما بی‌پناه‌اند. وظیفه‌ی حیاتی یکایک ماست که از سلامت روان این کودکان محافظت کنید. بگذارید تصویر تلخ‌تر را ابتدا ترسیم کنم. دنیای آینده، دنیای من و شما نیست؛ دنیای فرزندان ماست. ما هر چه در توان داریم نه تنها باید برای ساختن و به جا گذاشتن دنیای بهتری برای آن‌ها صرف کنیم بلکه هم‌زمان باید مراقب باشیم که دنیای پس از ما، بهشت هم اگر باشد با انسان‌هایی که روان‌شان زخمی و جان‌شان مسموم و زهرآگین است، دوزخی هراس‌ناک خواهد بود. برای آن‌ها. من و شما یا به مرگ طبیعی از این دنیا می‌رویم، یا در داخل ایران قربانی سر شاخ شدن دیوانگان جهان می‌شویم، یا بیرون ایران و در آینده‌ی ایران باید در به در بگریزیم از فاشیسمی هولناک‌تر از جمهوری اسلامی (که هم‌اکنون چهره‌ی کریهش را بدون هیچ تعارفی به همه نشان می‌دهد).

دنیا را برای کودکان‌مان سیاه و سفید نکنیم. به آن‌ها بفهمانیم که انسان‌ها فقط گوشت و پوست و استخوان نیستند. احساس و عاطفه دارند. غم و رنج دارند. حتی اگر جنس غم و رنج‌شان با من و شما تفاوت داشته باشد. به فرزندان‌تان روحیه‌ی مدارا و فهم دیگری را بیاموزید. گوشزد کنیم به فرزندان‌مان که شریر و پلید بودن ، اهریمنی یا اهورایی بودن به دست من و شماست. تقصیر کژرفتاری و دژم‌خویی خودمان را به گردن وجود شرهای پیوسته موجود در عالم نیندازیم. نگوییم تا فلان شر هست، ما حق داریم شرارت بورزیم و هیچ قاعده‌ی اخلاقی را رعایت نکنیم.

این بیت سایه، بیت نیست؛ گنجینه‌ای است بی‌متنها:

گر بدی گیرد جهان را سر به سر
از دلم امید خوبی را مبر

آن لحظه‌ای که بگوییم شر مطلق و تمام شر را با تشخیصی صائب پیدا کرده‌ایم و تا اضمحلال محض آن شر همه‌ی خوبی‌ها به تعویق و تعلیق در آیند، آخرالزمان انسان است؛ پایان بشریت است. مرگ وجدان است. وقتی به نبرد گرگ می‌روید، پوست و دندان گرگ به خودتان می‌بندید ولی اگر در جدا کردن این‌ها از خودتان نکوشید، خوی گرگ در شما رسوخ می‌کند و همان می‌شوید که عمری از آن بیزار بوده‌اید.

فوری‌ترین و مبرم‌ترین نیاز این است که اخبار هولناک – عکس‌ها و ویدیوهای تکان‌دهنده و آزاردهنده – را در برابر چشم و گوش فرزندان و خردسالان‌مان قرار ندهیم. با هم که صحبت می‌کنیم بکوشیم فضایی نسبتاً آرام و امن برای کودکان فراهم کنیم. هم مراقب تن‌شان باشید هم مراقب جان‌شان. کودکان ما از ما می‌آموزند بدون این‌که چیزی به آن‌ها بگوییم. اگر ببینید در مواجهه با دیگری، درشتی می‌کنیم و تن به هر آلودگی و رذالتی برای از میدان به در کردن آن‌که با ما تفاوت دارد می‌دهیم، از هم‌اینک آینده‌ی آن‌ها را ویران کرده‌ایم. می‌خواهیم فرزندتان به کسی افترا نبندد؟ به کسی افترا نبندید. می‌خواهیم دروغ نگوید؛ دروغ نگویید. بهتان نزنید. خصلت پلید جمهوری اسلامی را – که به هر که با او مخالف بود بهتان می‌زد – تکرار نکنید.

فرزندان ما، امید آینده‌ی انسان‌اند. آن‌ها را دریابید. شوخی نگیرید آن‌ها را. در آغوش بگیریدشان. آواز بخوانید برای‌شان. مهربان باشید با آن‌ها. به ویژه در این روزگار تلخ که حال و روزی برای هیچ کس نمانده. من و شما شاید نباشیم ولی آن‌ها به احتمال بسیار فراوان، طولانی‌تر از ما ساکن کره‌ی زمین خواهند بود. خودخواه نباشید.

بایگانی