مالکیتِ رنج
برای رفیق نازنینم م. م. رنج، این سندِ مِلک یک چیزی هست که ما ایرانیها خداوندگار آنیم: نگهداشتِ رنجمان. نه به معنای آن تحملِ کاذب
برای رفیق نازنینم م. م. رنج، این سندِ مِلک یک چیزی هست که ما ایرانیها خداوندگار آنیم: نگهداشتِ رنجمان. نه به معنای آن تحملِ کاذب
یکی از نشانههای فرسوده شدن بافتار عقلانی جامعه جایی است که مخاطب به جای اینکه به محتوای سخن توجه کند، مدام در پستوهای ذهناش مشغول
نوشتهی: محمدمنصور هاشمی تهران شهری است با فرهنگهای مختلف، بسیار مختلف، و در آن منطقه هایی هست یا به عبارت بهتر محله هایی که اگر
نظام وجدانسوز و تباه جمهوری اسلامی دیروز ۴۸ ساله شد. رسواییهای این نظام چنان آشکار است که تکرار آنها حشو و زاید مینماید. چیزی که
برای نقش رسمی کشور عدهای از هنرمندان نقشههایی پیشنهاد کرده بودند. نخستوزیری به منظور بررسی آنها جلسهای ترتیب داد که مرتضی ممیز در آن شرکت
یادداشت: این مقالهی مهشید امیرشاهی در اکتبر ۲۰۲۳ منتشر شده است. بسیار پیش از تجاوز نظامی اسراییل به ایران و خیلی وقت پیش از قتل
رابطهی اردوی آرزومندان به تخت نشاندن رضا پهلوی با «انقلاب» رابطهی عشق و نفرت است. عارضهی روانگسیختگی و زمانپریشی در تمام حرکات و سکنات این
مهدی پرپنچی در نقدی که بر «فیلترهای غرب» مینویسد گویا میخواهد چهرهی «حقیقی» ایران را نشانمان بدهد؛ اما خود، پردهای ستبرتر و تیرهتر بر همان
برای رفیق نازنینم ب. ب. بگذارید رک و بیمحابا بگویم که در تلاطم احوال و فراز و نشیب زمانه، پناهگاه و سنگر جان و خرد
بیانیه میرحسین موسوی از حصر: بازی به پایان رسید! تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید بسمالله الرحمن الرحیم ▫️برگی سیاه بر تاریخ
این یادداشت را حدود سه سال پیش ( ۹ فوریه ۲۰۲۳) در توییتر نوشته بودم. دیدم که امروز بار دیگر همین خبر جعلی را بازیافت
نویسنده: سالور ملایری در روزهایی که خشونت حکومت به اوج میرسد و خبر کشتار و سرکوب، افق زندگی روزمره را میبلعد، انتظار طبیعی این است
هیچ چکیدهای موجود نیست زیرااین یک نوشته حفاظت شده است.
نویسنده: فاطمه کریمخان اینها که میگویم خوشآیند همگان نخواهد بود، برای همگان هم نیست. تنها یادداشتی ست از این روزها و یادآوری است به خودم.
من مانند هر انسان دیگری، هویتی دارم. هویت آدمها یکسان و یکدست و یکپارچه نیست. ولی دانستن تاریخ زندگی آدمها به فهمیدن آنها کمک میکند.
برای عزیزم ف. م. که میدانم دردمند ایران است. نوشتن تحلیلی در میانهی توفان – و کار و سفر – طاقت فراوان میخواهد. در بحرانهای
نویسنده: رضا یعقوبی یکشنبه ۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ ۵ بهمن ۱۴۰۴ هر فاجعهای دقیقاً به دلیل ماهیت فاجعه بودنش نیازمند بازگشت عقلانیت است. چون اگر بحرانها
ویسندهی این متن – کوروش جنتی – را نمیشناسم ولی از مضمون پیداست که سلطنتطلب است. اینکه آرامآرام جایی خلشی در وجدان این طایفه پدید
نویسنده: خر دانا مشکل ایرانی فارغ از گرایش سیاسی واقعیت است. در برخورد با واقعیت رم میکند، لگد میزند، کف به دهان میآورد تا با
سیاست صرفاً آنچه گفته میشود نیست، بلکه آن چیزی است که با بدنهای دیگران میکند. علی آشوری در تحلیل پیشرو، با نگاهی روانکاوانه به واکاوی
🔻خشونتهای دلخراش و خونینی که در روزهای اخیر در میهن عزیزمان ایران اتفاق افتاد دل هر انسان آگاه و آزادهای را به درد میآورد. اکنون
پرستو فروهر – ما که از دور ناظر این فاجعهایم، بیش از هر چیز مسئولیم که با تمام توان اعتراض کنیم و از مردمی که
نوشتهی احمد صدری این روزها بسیار میشنویم که کمک خواستن از امثال آمریکا و اسرائیل برای براندازی استبداد دینی در ایران قابل توجیه است. بنده
سیل سهمناک حادثه هنوز در پیش است. هر چه دیده و شنیده و کشیدهایم هنوز – چه بسا – در برابر آن چیزی که مثل
این بار نخستی نیست که ایران و ایرانی در گرداب بلا میافتد. اما – شاید – این نخستین باری است که انتظار عمومی برای پایان
منطق وضعیت خشم و خروش پر هیجان این است: حالا که آن طرف فرمان را کنده و ترمز را بریده، ما هم فرمان را میکنیم
وضعیت فعلی ایران از حیث میزان تلفات و قربانیان به آستانهی خطرناک و بسیار هولناکی رسیده است. این زنگ خطری است جدی برای ورود به
در میان توفان و غلیان هیجان و عاطفه، محکم به دست گرفتن زمام زبان و کلام، کار سادهای نیست. به تلخی دندان به جگر میفشارم
یادداشت صریح مهدی جامی با عنوان «بازی تمام شد»، بخشی از واقعیت جاری را – و نه تمام آن را – بازنمایی میکند. نگاه او
مهدی جامی ۱. این اعتراضات اخیر که خیلی خارج برایش سرمایه گذاری کرد از نظر نماد هم خارجی بود! نتوانست هیچ نماد داخلی پیدا کند.
نوشتهی بابک مینا ۱. ایران امروز در آستانه جنگ داخلی ایستاده است. هر آنچه در طول این سالها از آن میترسیدیم در شرف وقوع است.
چشمانداز آیندهی ایران روشن نیست. ایران – به شمول جمهوری اسلامی که زائدهای است سیاسی بر پیکر ایران – در آستانهی سقوط و درغلتیدن به
در بزنگاههایی از تاریخ، کلمات دیگر ابزار تزیین نیستند؛ یا مرهماند یا جرقه. وضعیت امروز ایران از همان لحظههاست؛ لحظهای که بحران، از حد یک
چرا پرخاشگری کلامی و حذف مخالف، راهی به سوی دموکراسی نمیگشاید؟ این یادداشت شرحی است نسبتاً مختصر و شفاف بر مواضع سیاسی من و در
سرعت تحولات و مطالبات در میان مردم ایران بسیار بالاتر است از واکنش حکومت (مجموعهی دولت و نظام و ارکان مختلفاش) است. تحولات بینالمللی هم
زمامداران خیرهسر و ناکارآمد – به ویژه وقتی در بالاترین تراز قدرت باشند – همیشه اسباب فرصتطلبی و سوء استفاده را از شرایط بحرانی کشور
جواد کاشی جمهوری اسلامی نه از اسرائیل میترسد نه آمریکا. از منطق تحول مقتضی زمان میهراسد. از تغییر احساس ویرانی در ساختار میکند. خود را
حکایت پارهای از اصلاحطلبان، حکایت خدشه در منزلت کهین و مهین قوم است به خاطر نابخردی شماری از همسلکانشان. ولی تمام قصه این نیست. بگذارید
بیانیهی میرحسین موسوی فصلالخطاب بود. چکیدهی بینش سیاسی راهگشا برای آیندهی ایران بود. نه در خیالات سیر میکند نه تملق قدرت را میگوید و نه
ژیلا بنییعقوب بیشتر برندگان جوایز بینالمللی، کنشگران حقوق بشری یا چهرههای اپوزیسیون ایرانی موضع صریحی علیه تجاور اسرائیل نگرفتند؛ احتمالاً نگران بودند که موضعگیری صریح علیه