انگلیس نخواست؛ شما هم نفهمیدید


شاه هم ملتش را باور نداشت

همه شنیده‌اند این را: «کار، کار اینگیلیساست». این فقط ورد زبان دایی جان در کتاب ایرج پزشکزاد نبود. این جمله ستون فقرات نهانخانه‌ی ضمیر پادشاهی‌خواهان از زمان انقلاب ۵۷ بوده است. بنای‌اش هم سوار بر تلقی و تصور تاحدودی درست و تا حد بسیار زیادی خیال‌اندیشانه‌ی محمدرضا پهلوی بود. او تصور می‌کرد که این بی‌بی‌سی بود که باعث سرنگونی‌اش شد (و لابد با همدستی کارتر). خلاصه‌ی ماجرا از نظر او این بود که مردم ایران نه خواست و اراده و عاملیت‌اش را داشتند که او را سرنگون کنند و نه اگر می‌خواستند خودشان به تنهایی می‌توانستند او را سرنگون کنند. به همین دلیل در ذهن‌اش همیشه دنبال عاملی خارجی بود: بی‌بی‌سی و کارتر (و البته کمونیسم هم لابد). این مشکل مزمن خودکامگان است. خامنه‌ای هم تصور مشابهی داشت. هیچ وقت نه عاملیت مردم را باور داشت و نه فکر می‌کرد اگر هم بخواهند خودشان می‌توانند کاری از پیش ببرند (مگر این‌که آن کار فقط مطابق میل و خواست خودش باشد).

پنجاه سال، یک بهانه؛ نسل عوض شد، طوطی نه

نیم قرن پیش، دانش مردم خیلی سطحی‌تر از این حرف‌ها بود. ولی عجیب این است که بعد از پنجاه سال نه آدم‌های آن نسل که لابد یک قدم هم در دانش جلو نیامده‌اند، بلکه نسل بعدی‌شان – آن‌ها که جوان‌ترند و لابد جهان‌دیده‌تر – همان ورد را طوطی‌وار تکرار می‌کنند: همه چیز زیر سر انگلیس است؛ تا انگلیس نخواهند نه رضا پهلوی شاه می‌شود نه آخوندها می‌روند. و تا انگلیس نخواهد هم آخوندها نمی‌مانند. دقیقاً از همین روست که رضا پهلوی در این مدت با ذلت تمام پیش ترامپ و نتانیاهو التماس می‌کرده است که بیا و به هر قیمتی شده این آخوندها را بردار. چرا؟ چون یا مردم ایران خودشان نمی‌خواهند یا اگر هم می‌خواهند به تنهایی نمی‌توانند. این «به تنهایی نمی‌توانند» همان معنای عاملیت نداشتن است. یعنی از یک طرف آخوند قدرقدرت است و مردم ذلیل و ناتوان. ولی در کنار این‌ها، پیام دیگر است که تا شما خارجی‌ها – انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها و اسراییلی‌ها – نخواهید وضع همین است.

میلیون‌ها دلار رسانه، نتیجه؟ هیچ!

حالا طنز ماجرا این است که  در این سه چهار سال گذشته، عظیم‌ترین و پرهزینه‌ترین بازوی جنگی غیرنظامی اسراییل و آمریکا (و البته تا مدتی عربستان سعودی) در همین انگلیس مستقر بوده و هست. همه می‌دانند که ایران اینترنشنال و منوتو چقدر در ملتهب کردن فضای داخلی و دوقطبی کردن ذهنیت مردم ایران در داخل و خارج کشور سهم داشته و دارند. ولی باز هم این تلاش‌های پرهزینه شکست خورده است. و هنوز پادشاهی‌خواهان حاضر نمی‌شوند قبول کنند که انگلیس کاره‌ای نیست (و بی‌بی‌سی فارسی هم اگر تماماً در مشت اصلاح‌طلبان می‌بود – که نیست – باز هم از ایران اینتل و منوتو عقب‌تر است)؛ این را هم حاضر نیستند بپذیرند که مردم ایران اگر بخواهند می‌توانند هر کاری خواستند بکنند.

پس چرا جواب نداد؟

خوب می‌فرمودید اگر انگلیس بخواهد. بفرمایید انگلیس هم خواست و آتشبار رسانه‌ای ایران اینتل و منوتو (و دویچه‌وله‌ در آلمان نیز) یکسره در اختیار شما قرار داشت و یک سال است مدام گفتید «انقلاب ملی ایرانیان» و ۵۷ را شورش خواندید. چرا جواب نداد؟ آدم عاقل کسی است که وقتی راهی را می‌آزماید و شکست می‌‌خورد فکر کند شاید جایی را اشتباه رفته است و گرنه انداختن تقصیر ناکامی‌های خودتان به گردن دیگران همیشه کار آسانی است. تنبل نباشید! تنبلی را کنار بگذارید! در فکر کردن کمی به خودتان سخت بگیرید. سعی کنید عیوب خودتان را درست ببینید. جوری نباشد که وقتی پدر پویا بختیاری معترض شما می‌شود دنبال راه فرار بگردید که او را هم مزدور قلمداد کنید. به خدا این کارها خیلی سخت‌تر است از این‌که سرتان را از زیر برف در بیاورید!

بایگانی