مهر ۱۳۸۸

جدیتِ ناامن محمدرضا نیکفر – ۲

بخش دوم نقد نوشته‌ی محمدرضا نیکفر را از بحث درباره‌ی «تحقق تاریخی» اسلام آغاز می‌کنم. عمده‌ی آن‌چه ایشان از آن به عنوان تحقق تاریخی اسلام

جدیت ناامن محمدرضا نیکفر &#۸۲۱۱; ۱

مقاله‌ی تازه‌ی محمدرضا نیکفر با عنوان «چرا رژیم اسلامی را باید جدی گرفت؟»، به تصریحِ خود او ادامه‌ی منطقی همان مقاله‌ی «الاهیات شکنجه» است که

پاسبان حرمِ دل شده‌ام&#۸۲۳۰;

این سی و هفت‌ ثانیه را بارها گوش داده‌ام. همین سوره‌ی کوتاه را. هشت آیه است و بس. شاطری به لحنی آرام می‌خواند و هر

آقای شهبازی! اندکی آرام‌تر!

می‌فهمم که فضای وب و هم‌چنین فضای پرآشوب داخل کشور، بسیاری را کم‌صبر کرده و البته باعث داوری‌های شتاب‌زده‌ی بی‌شماری شده است. درباره‌ی نوع تولیدهای

باز هم درباره‌ی اخلاق و تقوا

واژگانی که در مقاطع مختلف زمانی، ذهن و ضمیر هر آدمی را به خود مشغول می‌کنند، هم متفاوت‌اند و هم متغیر، بسته به نوع شخصیت

تهی را چگونه پُر می‌توان کرد؟

این پرسش، پرسش پی‌گیر هر کسی است که به احوال نفس‌اش پیوسته می‌پردازد. تمام سرگشتگی‌های آدمی با همین تهی بودن یا پر بودن است که

&#۸۲۳۰; چه سوگوارانند

غلام نرگس مستِ تو تاجدارانند خرابِ باده‌ی لعل تو هوشیارانند… نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو که مستحق کرامت گناه‌کارانند بیا به میکده و چهره

این دیده‌ی خونابه فشان&#۸۲۳۰;

پرویز جان‌‌ام! می‌نویسم برای این‌که سینه‌ام دارد می‌گدازد. یک جایی باید بایستم؛ می‌دانم. یک جایی باید ایستاد، نشست، سکوت کرد. رابطه‌های آدم‌ها هم فرق دارد