کدام معمم؟ کدام سکولار؟
یادداشتی که در نقد نوشتهی آقای نیکفر در زمانه نوشتم (+)، واکنشهای متفاوتی به خود دیده است. بخشی از این واکنشها برای من کاملاً قابل
یادداشتی که در نقد نوشتهی آقای نیکفر در زمانه نوشتم (+)، واکنشهای متفاوتی به خود دیده است. بخشی از این واکنشها برای من کاملاً قابل
ظریفی امروز نکتهی تأملبرانگیزی را دربارهی احمدینژاد میگفت. همه جا تبلیغات کرده است و کردهاند که او متعلق به طبقهی فرودست است و در زمره
بگذارید ابتدا خیلی بیپرده بگویم که از یادداشت محمدرضا نیکفر در زمانه با عنوان «اگر معمم بودم…» حیرت کردم. چنین نوشتهای اصلاً در حد انتظاری
در این چند هفتهی گذشته، سه ماجرا سخت توجه مرا جلب کرد و بسیار به فکر فرو رفتم که لایهی عمیقتر این ماجراها چه میتواند
هیچ کس نیست که خودش را متهم به نادانی و بیعقلی کند. همه دوست دارند چهرهی دادگر، خردمند، آزادیخواه و عدالتپروری داشته باشند. این آرزوی
به تازگی مقالهای در کلمه منتشر شده است با عنوان «جنبش سبز و امکان زایش سیاستی رهاییبخش بر ترازِ «دیگری»». این مقاله را باید چندین
برای حضرت یاسر در یادداشت قدریهی پیشین، سخن از تشخص شب قدر گفته بودم. عارفان بسیاری این مضمون را گفتهاند. اهل باطن و کسانی که
برای یارِ دلنواز تولوزی! درسآموزی در محضر عارفان کمترین خاصیتی که دارد این است که آدمی را متفطن به نکاتی عمیقتر میکند که از پوششها
۱. همان روزهایی که رسانههای دولت کودتا و مجلسیانی که جانبداری از بیداد کرده بودند، در آستانهی ماه رمضان، با ربنایی که شجریان خوانده بود،
حوزهی «مطالعات رهبری» امروز در علوم اجتماعی و سیاسی حوزهی مستقلی از پژوهشهای بسیار جذاب و گسترده است که سر به رشتههای مختلفی میزند و