بهمن ۱۳۸۸

«در» به «در»ی!

در آن غزل سعدی که آواز سه‌گاه‌اش را شجریان در ناز لیلی می‌خواند، بیتی هست که سال‌های درازی مرا مشغول کرده بود و امروز به

از این‌ شب‌های ناباور

فاصله‌ی میان خیالِ شاعرانه و جهانِ بی‌رحم واقعیت را چه پر می‌کند؟ هر وقت که به سراغ شعر، قرآن و اندیشه‌های فروزنده‌‌ی امیدبخش می‌روم، این

من «سبز» مشترک‌ام؛ مرا فریاد کن!

یکی از مهم‌ترین قابلیت‌های جنبش سبز این است که به دلیل محبوس نبودن‌اش در چهارچوب محاسبات قدرت، توانایی نقدِ درونی دارد و قابلیتِ خود-تصحیح‌گری مهم‌ترین

آیاتِ شکستِ ارعاب و دروغ

وَکَأَیِّن مِّن آیَهٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ (سوره‌ی یوسف (۱۲)، آیه‌ی ۱۰۵) ۱. آرام‌آرام می‌توانیم آن‌چه را در روز ۲۲ بهمن

زهی شکوهِ قامتِ بلندِ عشق!

می‌بینم که بعضی از کسانی که امروز فکر می‌کنند ۲۲ بهمن قرار بوده معجزه‌ای رخ بدهد، نفسِ معجزه را فراموش کرده‌اند! بگذارید روشن توضیح بدهم

به صبر کوش تو ای دل&#۸۲۳۰;

از وقتی خبر دستگیری پدر و مادر بهمن را خوانده‌ام، بی‌تاب به خودم می‌پیچم و هر چه فکر می‌کنم واژه نمی‌یابم برای توصیف این ستمگری.

حرفِ دل سردار: لغوِ صریحِ قانون

پیش‌تر نوشته بودم که قانون مدت‌هاست در کشور ما تبدیل به امری لغو و بیهوده شده است. فکر می‌کنم یکی از جدی‌ترین مطالبات جنبش سبز،

آشنایانِ رهِ عشق

امشب مجلسی بود برای بزرگداشت مهندس بازرگان و آیت‌الله منتظری. مجلس سه سخنران داشت: فرخ نگه‌دار، مسعود بهنود و دکتر سروش. تا جایی که به

جانداروی امید

از صبح برای چند نفر این حکایتی را که صاحب وبلاگوار در مطلب‌اش آورده نقل کرده‌ام که چگونه عده‌ای فرانسوی در اوج قدرت و زورمداری

نغمه‌های سبز

یک بار دیگر هم قبلاً این کار را کرده‌ بودم اما روز به روز تعداد این نوع کارها زیاد می‌شود. همه‌ی قطعاتی را که به

مراقب انتشار نفرت باشیم

این روزها که جامعه شدیداً دچار تنش و چندپارگی است، خیلی مهم است مراقب انتشار نفرت و کینه باشیم. زمینه‌ی بسیاری از این کینه‌ها، سوء‌تفاهم

از چوپان دروغ‌گو تا پینوکیو

در جامعه‌ی امروز ما، دروغ متاستاز کرده است. یک دلیل مهم‌اش این است که حکومت به دروغ‌گویی عادت کرده است و خود را ملزم به

در بندِ آن مباش که نشنید یا شنید

این تجربه‌ای است که آسان به دست نمی‌آید. در دوستی‌ها اختلاف‌نظر پیش می‌آید. در بحث و مناظره‌ها هم ایضاً. در این چند روز گذشته که

در پرده‌ی پندار &#۸۲۱۱; ۱

مهدی خلجی مصاحبه‌ای انجام داده است با محمدرضا نیکفر در ادامه‌ی مقاله‌ی «الاهیات شکنجه» که پیش‌تر بخش‌هایی از آن را نقد کرده‌ام. این مصاحبه، و

اختلافی که سبب رحمت است

آدم برای صیقل زدن درون‌اش راه‌های اختیاری و انتخابی دارد و راه‌هایی که بدون این‌که خودش برنامه‌ای برای‌اش داشته باشد، سر راه‌اش قرار می‌گیرد.  تکلیف

فیلتر شدن، فوزی است عظیم!

این اتفاق‌ها تازه نیست. امروز دیگر قاعده شده است. گفته بودم این‌ها نه برای شریعت حرمتی قایل‌اند و نه طریقت و حقیقت را درک می‌کنند.

اسطوره‌ی تقدس قدرت

مقدس بودن قدرت، یک اسطوره یا به عبارتِ دقیق‌تر یک افسانه است. قدرت، مقدس نیست. هیچ قدرتی مقدس نیست. چه صاحب قدرت مسلمان باشد، چه

به آب زندگانی برده‌ام پی

پیش از این‌که توضیح بدهم چرا چنین عنوانی برای این یادداشت انتخاب کرده‌ام و بگویم چه حالی بر من رفته است امشب (و شما را