از عصر حافظ تا عصرِ ما
چند روز پیش با یار دلنوازی گفتوگو میکردم دربارهی روزگار تلخی که امروز بر ما میرود. سخن به اینجا رسید که چه اندازه بازگشت به
چند روز پیش با یار دلنوازی گفتوگو میکردم دربارهی روزگار تلخی که امروز بر ما میرود. سخن به اینجا رسید که چه اندازه بازگشت به
شجریان آوازی دارد در ماهور روی غزلی از حافظ با مطلع «سحرم دولت بیدار به بالین آمد». این غزل را شجریان بر خلاف ماهورهای معمول
این غزل از شهریار است که شجریان میخواند. برنامهی گلهای تازهی شمارهی ۵۴ در دشتی است. ویولن حبیبالله بدیعی، تار فرهنگ شریف و تنبک جهانگیر
قضیه ساده است. توصیف میکنم: ما در ایران در حال حاضر و تا اطلاع ثانوی دو نوع مردم داریم: ۱. مردم حرفگوشکن و مطیع؛ و
ماجرا ساده است: طبع این مردم، طبعی است سرخوش و سرشار از امید. این امید، امیدی است که به وصف نمیآید اما نشانههایاش را میتوان
ارزانی، فراوانی، نعمت، آسایش، رفاه، نداشتن ترس، نبودن تحقیر، وفورِ امنیت و امیدِ بیاندازه؛ هیچ دشمنی هم تا به حال هیچ صدمهای نتوانسته به ما
شرح و توضیح نمیدهم. مدت زیادی است این آلبوم را گوش نداده بودم. کنسرت ابوعطای اجرای بوستون. محمدرضا شجریان، داریوش پیرنیاکان، جمشید عندلیبی و مرتضی
یکی از راههای متمدن کردن خشونت، خالی کردن زرادخانهی آن است. زرادخانهی خشونت تنها پادگانهای نظامی و سلاحهای گرم و سرد نیستند. خشونت اولاً و
در هیجانهای عاطفی و غوغاهای سیاسی یکی از اتفاقهایی که فراوان رخ میدهد، تعمیمهای بیمحاباست. این پدیده امر تازهای نیست. این اتفاق در رسانههای غربی
رخدادهای تلخ و خونبار روزهای اخیر، زمینهساز تأملهایی نظری و گاهی ابراز سخنانی شده است که به اعتقاد من شتابزده و عاطفی است. نامِ دیگری
رسانههای مخالفان سبزها از انتساب هیچ نسبتی به معترضان به نتیجهی انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ فروگذار نکردهاند. اتهامات سیاسی و انتساب همکاری با بیگانگان یا
آلبوم چاووش ۸؛ مثنوی از ه. ا. سایه و شعر تصنیف کاروان شهید از محمد ذکایی. آهنگها از محمدرضا لطفی و اجرای گروه شیدا. Flash
۱. فروکاستن نزاعهای سیاسی به الگوهای تبیین کلامی و دینی، خطایی است که قدمِ نخستِ دامن زدن به خشونت بیشتر است. تشبیه کردن خود و
Flash Player upgrade required
این روزها «مردم» و «ملت» از واژههایی است که به وفور از سوی طرفین دعوا استفاده میشود. یکی از کلماتی که در ادبیات محمود احمدینژاد
این دو قطعهای که کویتیپور میخواند، قبلاً هم در طربستان قدیم ملکوت بود. این را به یاد م. و. عزیز میگذارم اینجا که همواره به