دی ۱۳۸۷

زُنّارداری در نهان

چند نکته را فهرست‌وار می‌نویسم و تلاش می‌کنم بحث غزه و اسراییل را تمام کنم. بحث اخلاق اما برای من بسیار زنده است و این

از کارِ نمادین تا کار واقعی

دیده‌ام که پاره‌ای از دوستان، حرکت اعتراضی در تحریم کالاهای بعضی از فروشگاه‌ها را حرکتی نمادین نامیده‌اند. به نظر بنده این نام‌گذاری، صراحتاً دور زدنِ

حالِ بدِ پریشان&#۸۲۳۰;

چهار شب است که کابوس می‌بینم. خواب و آسایش ندارم. ظاهر ماجرا خیلی ساده و پیش‌ پا افتاده است و هنوز خودم نمی‌فهمم که چرا

زخمِ غزه تازه نیست

گمان نکنم هیچ انسان منصفی که اندک ذره‌ای دردِ اخلاق و انسانیت داشته باشد بتواند نسبت به فاجعه‌ای که در غزه اتفاق می‌افتد – و

با شکوه&#۸۲۳۰;

دیشب میان راه، آلبوم افشاری مرکب را بعد از مدت‌های درازی دوباره گوش می‌دادم. آواز زنده‌یاد ایرج بسطامی است و آهنگ‌سازی پرویز مشکاتیان. قطعه‌ی سوم،

راهِ طلب و قدمِ اخلاص

«…و آن کس که خواهد تا فرقِ میانِ کمالِ موسوی و کمالِ عیسوی و کمالِ محمدی – صلعم – بداند، کی شاید که پیش از

حکمتِ سالکان

بارِ نخست نیست که از بوسعید مهنه می‌نویسم. بزرگ‌مردِ سوخته و قلندری راه‌رفته که هزاران درس حکمت و معرفت از کلام و عمل‌اش می‌توان هنوز

حکمت وقت

بارها نوشته‌ام که عین القضات همدانی چه اندازه در شکل‌گیری احوال باطنی‌ام نقش داشته است. امشب به چندین دلیل، نامه‌ها را تورق می‌کردم پس از

این آوارگان

به دنبال شعری از محمود درویش می‌گشتم. در پی اصل عربی شعر بودم. کلمات‌اش – کلماتِ آن شعر خاص را – به یاد ندارم. ترجمه‌ی

یک توضیح؛ یک نکته و یک نی‌نوا

در یادداشتِ پیشین‌ام ظاهراً از بند اول نوشته‌ام استنباط درستی نشده است. من هم مقصودم را خوب توضیح نداده‌ام. اول از همه این‌که من کماکان

زُهد و ریا؛ اضطرار و نیاز!

۱. دیشب قبل از این‌که خواب‌ام ببرد، با خودم این بیت حافظ را می‌خواندم که: آتشِ زهدِ ریا / زُهد و ریا خرمنِ دین خواهد

پر کن پیاله را&#۸۲۳۰;

این آواز ماهور را شجریان روی شعر فریدون مشیری خوانده است با آهنگسازی فریدون شهبازیان. گوینده‌ی برنامه هم البته سنگ تمام می‌گذارد در خواندن شعر.