مهر ۱۳۸۳

خلوت راز و سردبیری خویش

آیا هر آن‌چه در خلوت آدمی می‌گذرد،‌ نباید در جلوت آشکارا شود؟ آیا این قاعده‌ای است که همه چیز را شامل می‌شود؟ یادداشت حسین درخشان،‌

رمضان:‌عزلت و سکوت

دو سه روزی است که رمضان میزبانی می‌کند و هنوز بر خوان او، چنان که باید،  به میهمانی ننشسته‌ام. بس که از تصدق سر حکومت

نقاب‌داران نامسلمان

امروز، از سر کنجکاوی و تصادف، فیلم سر بریدن کن بیگلی را دیدم. گروهی به نام اسلام در پس نقاب و پرده‌، دین و اعتقاد

عنکبوت اینترنت و ریاکاری‌های حُشِر!

در این هفته گذشته مرتب با خودم کلنجار رفته‌ام که از نوشتن مطلبی درباره‌ی عنکبوت‌بازی‌های شریعتمداری کیهان‌نویس خودداری کنم. پرهیز من بیشتر از این رو

هشدار

بارها این نکته را نوشته‌ام و بار دیگر به تأکید می‌نویسم. این چند روزه که بحث نظری درباره‌ی وبلاگ بالا گرفته است،‌ می‌بینم که در

فراخوان مناظره درباره‌ی وبلاگ

یادداشت اخیر داریوش آشوری [«سلامی دو باره»]، حکیم‌الملکوت عرصه‌ی وبلاگ، اگر چه در حقیقت معرفی چند مصاحبه‌‌ای بود که به تدریج پس از گفت‌وگو درباره‌ی

مقام عزت

دیرگاهی است، بل که سال‌هاست در تأمل‌ام که آدمیان آیا خود را به چه بهایی می‌فروشند. هر کسی خود را به چه اندازه قیمت می‌نهد؟

در انتظار معجزه

این یادداشت را نخوانید اگر حوصله‌ی حدیث غصه شنیدن ندارید!تنها برای خودم می‌نویسم: خاموش و بی‌صدا! روزگاری دراز در این کنج مجاز الفتی با خود