بعد السفر
خسته و هلاک از سوئد برگشتهام امروز. دارم از خستگی میمیرم. دو ساعت دیگر جلسهای دارم که مجال خوابیدن به من نمیدهد. جان که بگیرم
خسته و هلاک از سوئد برگشتهام امروز. دارم از خستگی میمیرم. دو ساعت دیگر جلسهای دارم که مجال خوابیدن به من نمیدهد. جان که بگیرم
داشتم بیهوا با خودم زمزمه میکردم: الهی سینهای ده آتشافروز در آن سینه دلی وان دل همه سوز هر آن دل را که سوزی نیست
اسقف اعظم کانتربری وقتی دربارهی شریعت اسلام سخنانی گفت، به مهمترین جنبههای ماجرا توجهی نکرده بود (شاید هم کرده بود ولی درست بیاناش نکرد). گویا
بهاء الدین خرمشاهی یادداشتی نوشته است – ظاهراً – در پاسخ به مصاحبهی دکتر سروش دربارهی قرآن. نکتهی نخست اینکه وبسایتی که این یادداشت را
یادداشتهایی که دربارهی ترجمهی کتاب «مکتب در فرایند تکامل» نوشتهی حسین مدرسی طباطبایی نوشته بودم، واکنشهایی در پی داشت که تأمل در آنها بسیار آموزنده
جدلها بر سر سخنرانی روآن ویلیامز هنوز ادامه دارد. او میگوید حرفاش بد فهمیده شده است و مقصودش گنجاندن قوانین موازی با قوانین مدنی بریتانیا
حکایت این کتاب «مکتب در فرایند تکامل» روز به روز جالبتر میشود. اگر نظرهای پای مطالب قبلی را خوانده باشید، درخواهید یافت که گویا مترجم،
اسقف اعظم کنتربری، همان کشیش جنجالی که هنگام سونامی علناً گفت که در وجود (یا عدالت و رحمت) خدا شک کرده است (مضموناش را میگویم؛
آنچه در باب ایرادها و تحریفهای ترجمهی فارسی کتاب آقای مدرسی طباطبایی نوشته بودم، به گمان خود کافی بود. اما گویا هم باید نمونههای دیگری
برای اینکه بدانید ماجرا از چه قرار است، یادداشت قبلی را اول بخوانید («ویرانیهای یک ترجمهی ممیزی شده»). به تدریج چند نمونه را از ترجمهی
به تازگی در ایران کتابی منتشر شده است با عنوان «مکتب در فرآیند تکامل» به قلم حسین مدرسی طباطبایی که هاشم ایزد پناه آن را
خیلی اوقات بعضی شاید ناآگاهانه دو کلمهی «همدردی» و «همدلی» را به یک معنا به کار میبرند. اولی بیشتر معنای دلسوزی و گاهی اوقات ترحم
من اگر خدا بودم، این زن را به خاطر فقط همین یک کارش میفرستادم بهشت!
زردنویسی یکی از چیزهایی که اساساً با خود دارد (یا شاید بشود گفت یکی از اهدافاش) ایجاد جنجال است. شهرآشوبی کردن. به شیوههای مختلف. نمونههای
حداقل دو گروه هستند که در آرزوی قرآنی تکلایه هستند یا اساساً قرآن را تکلایه میبینند: نخست عدهای که ذهنی تنبل دارند و حوصلهی «تعقل»
این قصهی انرژی هستهای ایران، قصهی بسیار جالبی است. استدلال آمریکا این است که ایران نباید «سلاح هستهای» داشته باشد و از آن بدتر اینکه
یک بار دیگر این را نوشته بودم که جان کین تحقیق مفصلی کرده است که دموکراسی انجمنی (آن نوعی که در آتن معمول بوده است)
یکی از نماز پرسیده بود و چگونگیاش (و البته به جوانب خصوصی ماجرا توجه داشت). گفتم خوب است این قطعه از نامههای عینالقضات را نقل
دیروز کارل گرشمن رییس بنیاد اعانهی ملی برای دموکراسی (همان NED مشهور) به دعوت انجمن هنری جکسون در لندن سخنرانی داشت. سخنرانی او در یکی
۱. جان جاهل زین دعا جز دور نیست زانکه یارب گفتناش دستور نیست بر دهان و بر دلاش قفل است و بند تا ننالد با