سمینار اسلام و دموکراسی در دانشگاه آمستردام
مسألهی اسلام و دموکراسی شاید یکی از حیاتیترین مسایل مسلمانان معاصر است. محافل آکادمیک اروپا توجه ویژهای به این مسأله دارند و بسیار پیش میآید
مسألهی اسلام و دموکراسی شاید یکی از حیاتیترین مسایل مسلمانان معاصر است. محافل آکادمیک اروپا توجه ویژهای به این مسأله دارند و بسیار پیش میآید
۱. من معتقد به جبر تاریخ نیستم. به عبارت دیگر فکر نمیکنم رخدادهای تاریخی لزوماً تکرارپذیر باشند. اگر قرار باشد تاریخ به عقب برگردد، هیچ
خاطرم هست که وقتی ایران بودم، اسماعیل میرفخرایی مجری برنامههایی بود دربارهی تاریخ، باستانشناسی، فرهنگ و مصاحبه با بزرگان کشور. آن روزها سخت شیفتهی آن
نمیدانم نام این وضعیت را چه میتوان گذاشت. وضعیت نامشخص بودن، تصادفی بودن، بیحساب و کتاب بودن و در عین حال به شکل تجلی پیدا
مدتها پیش میخواستم – یا وعده داده بودم که این شعر سایه را در ملکوت بیاورم. شعری است آرمانخواهانه و سرشار از درد. شعری شیوا
امروز دوستی تلفن زد از آن سوی اقیانوس و ذکری از شریعتی شد و سخنرانیاش «پدر، مادر، ما متهمایم». وسوسه شدم سخنرانی را پیدا کنم
تمام عالم میدانند که من و عبدی کلانتری سخت اختلاف نظر داریم. اما اتفاق تازهای که دارد میافتد، اتفاق فرخندهای است: عبدی کلانتری حالا هم
در باب رواداری زمانه و میزان تحمل عبدی کلانتری آیا زمانه بیطرفی را رعایت میکند؟ با توجه با آنچه من امروز دیدهام، آری! (و بر
این قضیهی آرامش دوستدار خیلی با مزه شده است. ببینید عدهای معتقدند که آرامش دوستدار با تمام انتقادهایی که از دین و «دینخویی» میکند، در
یادداشتی که دربارهی آرامش دوستدار نوشته بودم، بر بعضی گران آمده است و احساس کردهاند من قدر این گوهر ارزشمند و تابناک جهان فلسفه را
مولوی بیت مشهوری دارد: پای استدلالیان چوبین بود / پای چوبین سخت بی تمکین بود. این بیت قرنها با ذهن بسیاری بازی کرده است (از
در صفحهی نیلگون زمانه، مطلبی از عبدی کلانتری آمده است دربارهی نقد آرامش دوستدار به «فلسفهی اسلامی». من عجالتاً کاری ندارم محتویات این صفحه روایت
عجب فیلم شگفتانگیزی بود این «تمام مردان شاه». شاهکاری بود و سخت تکاندهنده. من همیشه سعی کردهام فاصلهام را از سیاست حفظ کنم. همیشه باور
آخر شب است، یعنی دیگر صبح سهشنبه است، و من مشغول کار. ناگهان فکری هجوم آورده است به مغزم و کارم را مختل کرده. هر چه