ماهورِ پریسا
پریسا آلبومی دارد در ماهور. اجرایی است قدیمی (که حتی تاریخاش را هم ندارم) اما دست کم بیست سالی است که با آن آشنا هستم.
پریسا آلبومی دارد در ماهور. اجرایی است قدیمی (که حتی تاریخاش را هم ندارم) اما دست کم بیست سالی است که با آن آشنا هستم.
«اکنون بدانکه او را چندین هزار هزار آفتاب است که آفتابِ عالم مُلک به نسبت به آن همچنان است که چراغ نسبت به آفتاب. باش،
مشکاتیان و فرهنگفر – که هر دو به جاودانگی رفتهاند – در فستیوال مولانا در رُمِ ایتالیا (در ماه نوامبر سال ۱۹۹۳) کنسرتی دادند
گاهی آدمی برای تسکین دردی که نمیداند از چیست و چرا در جاناش چنگ میزند، نیازمند زبانی است که بیواژه بتواند دلتنگیاش را تصویر کند
مدتها بود چیزی از دولتمند خالاف نشنیده بودم. آنها که با دولتمند آشنا هستند، میدانند که صاحب سیبستان فیلمی دربارهی زندگی دولتمند و موسیقی فلک
در ادامه، قسمت چهارم و آخر ترجمهی مقالهی نوید کرمانی دربارهی آراء ابو زید را میخوانید. تا اینجا هر قسمت از ترجمه، سرفصلهای مقاله بودهاند
بخش سوم ترجمهی مقالهی نوید کرمانی دربارهی آراء ابوزید را در زیر میبینید. برای ترجمهی این مقاله، صفحهی جداگانهای ساختهام که تمام مدخلهای مربوط به
آنچه در زیر میآید بخش دوم ترجمهی مقالهی نوید کرمانی دربارهی آراء نصر حامد ابوزید فقید است. چنانکه در یادداشت پیشین آورده بودم، متن طولانی
ما به نصر حامد ابو زید سخت وامداریم. گمان میکنم این روزها هر چه از او بنویسیم کم گفتهایم و حق او را ادا نکردهایم.
در این چند روزی که از وفات علامه فضلالله گذشته است، یادداشتهای متعددی دربارهی او نوشتهاند. هر کسی به فراخور طبع و سلیقه یا گرایشهای
پرویز سه تصنیف ساخته است با صدای شجریان برای ارکستر سمفونیک. دو تا روی دو غزل از حافظ و یکی روی غزلی از مولوی. این
این یادداشت را برای مردمک نوشتهام و نخستین بار در آنجا منتشر شده است. در متنی که اینجا هست، تغییرات نگارشی مختصر و ویرایش اندکی
آلبوم یاد ایام است (کنسرت آمریکا؛ تابستان ۱۳۷۱). در شور. با تار داریوش پیرنیاکان، نی جمشید عندلیبی، و تنبک همایون شجریان. این هم مشخصات آلبوم:
حکومت از رسانهای که در اختیار و انحصار خودش نباشد و چیزی را خارج از نظارتِ سختگیرانهی خودش منتشر کند، سخت هراس دارد. این هراس
نمازِ شامِ غریبان چو گریه آغازم به مویههای غریبانه قصه پردازم به یادِ یار و دیار آنچنان بگریم زار که از جهان ره و رسمِ
پیشتر بارها نوشته بودم که قانون و اجرای آن تبدیل به امری لغو و بیهوده شده است (در اینجا و اینجا). شاهدش هم این است