از این شورهای آسمانی
از هفتهی پیش که صاحب «یک سبد آواز نو» و بانوی مهرباناش میهمان ما بودند، نهج البلاغه گریبانام را گرفته است و رهایم نمیکند. آدم
از هفتهی پیش که صاحب «یک سبد آواز نو» و بانوی مهرباناش میهمان ما بودند، نهج البلاغه گریبانام را گرفته است و رهایم نمیکند. آدم
مدتی پیش یادداشت ابطحی را میخواندم دربارهی امام زمان و دین جدید که در آن گفته بود امام زمان دین جدیدی نخواهد آورد بلکه همان
. . . تمام روز در این آرزو بخواهد رفتو دل به انتظار تو اینجا تمام خواهد شدتو آمدی و نجستی ز من نشان ای
یادداشت پیشین من و واکنشهای متفاوتی که در برابر آن دیدم و نظرهای پای نوشتههای متعدد دیگرم در همین وبلاگ، غالباً مرا به فکر فرو
امروز با صادق طباطبایی صحبت میکردم برای پرسشهایی دربارهی موسیقی ایرانی. به اجازهی خودش اینها را اینجا مینویسم. نمیشود بیش از نیم ساعت گفتوگوی دقیق
یک خبر داغ داغ داغ دارم. مهدی خلجی و ماه منیر رحیمی از رادیو فردا استعفا دادند. چقدر شب و روز آزرده خاطر بودم از
ملکوت عضوی تازه دارد. از امروز، فروغ، سیمای زنی در میان جمع، از بلاگاسپات به ملکوت منتقل میشود و به جمع ما میپیوندد. ملکوتیان به
گاهی اوقات (شاید هم خیلی وقتها) آدمها نیاز دارند خودشان با خودشان خلوت کنند. خودشان باشند و بس. خودشان با خودشان خیالشان را پرواز دهند،
یادداشت صاحب سیبستان ملکوت را که صبح دربارهی محافظهکاری خواندم، تصمیم گرفته بودم چیزی بنویسم تا دل خودم کمی خالی شود! دیروز دو سه باری
دقایقی پیش بیبیسی دو برنامهای را نشان میداد دربارهی فعالیتهای هستهای ایران. برنامهای با «عنوان اسرار اتمی ایران». روایتی مستند بود از سخنان تمام طرفهای
به میمنت و مبارکی (!) اسبابکشی به ظن قریب به یقین تمام شد، یعنی حالا تقریباً به طور کامل مستقر شدهایم و فقط مانده است
امشب بعد از مقدمات مراسم اسبابکشی که همان انتقال آینه و قرآن به منزل جدید بود، به شیوهای انتحاری، درست در شب اسبابکشی، سر از
ممکن است تا دو سه روزی به اینترنت دسترسی نداشته باشیم به خاطر اسبابکشی. در نتیجه، توضیحات لازم و ضروری را برای تمامی خوانندگان ملکوت
حدود دو سال پیش، سید خوابگرد یادداشتی نوشته بود دربارهی اذان رحیم مؤذن زادهی اردبیلی که گویا این روزها بیمار است و در بستر و
خوب. بعد از چند اقدام متهورانه، بالاخره، مووبل تایپی را که ملکوت با آن کار میکرد، ارتقاء دادم و علیالظاهر همه چیز دارد خوب کار
در علوم انسانی یکی از علومی که شاید جفای زیادی بر آن رفته است، تاریخ است. شاید اگر امروز به کسی بگویند تو تاریخ نمیدانی
امروز در حین کار داشتم قطعات «گنج سوخته» را گوش میدادم که به همت «واحه» و امیر حسین سام به دستم رسیده است. یک تصنیف