چند سیاستمدار عصبی در آمریکا
یادداشتی در سایت دویچهوله (به راهنمایی لینکهای رادیو زمانه) دیدم که در آن آمده بود مقامات آمریکایی با دیدار محمود احمدینژاد از محل برجهای تجارت
یادداشتی در سایت دویچهوله (به راهنمایی لینکهای رادیو زمانه) دیدم که در آن آمده بود مقامات آمریکایی با دیدار محمود احمدینژاد از محل برجهای تجارت
بستگی دارد آدم حالاش خوش باشد یا ناخوش؛ تلخ باشد یا شیرین. حس آدم نسبت به وطن گاهی اوقات تابع حال است. ولی وطن برای
میدانی، رفیق؟ بعضی وقتها حماقت عدهای از آدمها رنجام میدهد. هر چه فکر کردم نام دیگری جز حماقت برایاش نیافتم. بعضیها چنان ذهن و روحشان در تار
چهار زانو نشسته بود روی زمین. چهرهاش در هم فشرده بود و ابرواناش گرهخورده. قطرهی اشکی به مژگاناش دوید و آرام زمزمه کرد: « .
بعضی وقتها آدم – یعنی خودم – حس میکند آویزان است. آویزان است به مویی. به رشتهای که نمیدانی محکم است یا به باریکی مو.
نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش همین دیگر. توضیح نمیخواهد.
باشد، میزنم به سیم آخر. هر چه ملت دوست دارند بگویند. یک بار دیگر هم نوشته بودم که من علی لاریجانی را سیاستمدار و دیپلماتی
یک ساعتی شده است که برنامهی یک هفتهایمان تمام شده است. دیشب میزبانان ما را سوار قایقی در آبراههای کردند که دوبی را به ایران
چند روزی میشود دوبی هستم. هر بار آمدم بنویسم برنامههای روز بعدم مانع میشد. دو روز اولی که آمدم اینجا، حتی پایام را از هتل
یک ساعتی مانده است به مقصد برسیم. به اواخر فیلم «چوپان خوب» رابرت دنیرو رسیدهام. در قسمتی از فیلم، یک پیرمردِ ایتالیایی، که از چند
خاطرم هست که سالهای دانشجویی ریاضی در دانشگاه فردوسی مشهد، سخت شیفتهی مطالعهی آنالیز و توابع مختلط بودم (یکی از آنالیزها را دکتر نارنجانی درس
چندین سال پیش، زمستان ۱۳۷۶ و بهار ۱۳۷۷، با بوی عطری آشنا شدم که هر بار جایی به مشامام میخورد ناخودآگاه درنگ میکنم. میایستم. خیالام
یادداشتی نوشته بودم دربارهی تبِ دامنگیر اتوریتهستیزی. در روزگار ما کانونهایی که برای تکیه کردن به آنها پناه میبریم متعدد و متکثر شدهاند. ظاهراً دیگر
این یادداشت سعید حنایی کاشانی شاهکار است: نقد شریعتی بعد از ۳۰ سال. حتماً بخش نخستاش را هم بخوانید. فقط بندی از آن را، دربارهی
آدمی که در مقام سیاست مینشیند (به معنای وسیعاش)، چه تفاوتی با «هر آدمی» دارد که چنان نیست؟ پاسخ این پرسش را از چندین جهت
هیچ دقت کردهاید که یکی از شاخصههای روزگار ما، «اتوریته ستیزی» است؟ سرپیچی از «هر اتوریته»ای انگار شده است فضیلت. همه منبع سرشار علم و
امروز یادداشت داریوش سجادی (از مجید سوزوکی تا اکبر گنجی) را که در انتخاب خواندم، سخت به فکر فرو رفتم که چرا ناگهان باید در
به روایت شناسنامه، امروز سی و دو ساله شدهام. ولی هر چه با خودم فکر کردم که چه حسی نسبت به این روز باید داشته