وبلاگنویسی پیامبری نیست
دربارهی آداب و احوال وبلاگنویسی تا به امروز بحثهای نظری زیادی شده است و کمابیش خطوط اصلی ماجرا روشن است. نویسندگان حلقهی ملکوت هم در
دربارهی آداب و احوال وبلاگنویسی تا به امروز بحثهای نظری زیادی شده است و کمابیش خطوط اصلی ماجرا روشن است. نویسندگان حلقهی ملکوت هم در
امشب برنامهی آشنایی با طالب شهیدی، آهنگساز تاجیک را، در کتابخانهی مطالعات ایرانی دکتر آجودانی، تا نیمه شاهد بودم.
داشتم شجریان گوش میدادم، این دو بیت عطار ناگهان آتشام زد:آنجا که عاشقانات یکدم حضور یابند / دل در حساب ناید، جان در میان نگنجداندر
دو سه روزی است که سِروری که ملکوت روی آن قرار دارد، دچار ترافیک وحشتناکی شده است. گویا، به روایت از گردانندگان هوستینگمترز، وبلاگ یا
عنوان بالا زیاد فریبتان ندهد. نه اینکه بیخودی بگویم. اما وبلاگهای فارسی هم به موتورهای جستوجو خدمت کردهاند، هم خیانت. کافی است بخواهید دنبال یک
نخست اینکه در روز خاکسپاری پیشوای مسیحیان کاتولیک، چه بسا بهتر باشد از بیرون به شخصیت پاپ و خدمات او نگاه کنیم تا اینکه بخواهیم
به مدد رامین عزیز بالاخره از این لیست مصیبتبار بلاگرولینگ خلاص شدیم. محض اطلاع تمام خوانندگان وبلاگهای حلقهی ملکوت مینویسم که از این به بعد
مثل آدمهای گیج و منگ به در و دیوار نگاه میکنم و احساس میکنم همه چیز دارد ورم میکند! انگار این دیوار که کنار من
تو را نمیتوان دوست نداشت. از هر سو طعنهای و ملامتی هست، اما حسن خلق و لطافت طبع تو را با هیج نتوان معاوضه کرد.
این ماجرای پینگهای بیخود و بیجهت، جدی شده است. یک نفر بیکار یا بیمار نشسته است و همینجوری از سر بخار معده صفحات ملکوت را
حال عاشقی حال غریبی است. وقتی آدم عاشق باشد، دیگر چشماش پر است. به زمین و زمان بد و بیراه نمیگوید. گلهای هم اگر باشد
خیابانی که در آن زندگی میکنیم، فروشگاهی افغانی دارد و به ندرت پیش آمده است پا به این فروشگاه بگذارم و بانگ قرآن از آن