فروردین ۱۳۸۴

وبلاگ‌نویسی پیامبری نیست

درباره‌ی آداب و احوال وبلاگ‌نویسی تا به امروز بحث‌های نظری زیادی شده است و کمابیش خطوط اصلی ماجرا روشن است. نویسندگان حلقه‌ی ملکوت هم در

طالب شهیدی و رنج‌های ما

امشب برنامه‌ی آشنایی با طالب شهیدی، آهنگساز تاجیک را، در کتابخانه‌ی مطالعات ایرانی دکتر آجودانی، تا نیمه شاهد بودم.

ذوق حضور

داشتم شجریان گوش می‌دادم، این دو بیت عطار ناگهان آتش‌ام زد:آن‌جا که عاشقان‌ات یک‌دم حضور یابند / دل در حساب ناید، جان در میان نگنجداندر

مشکل سِرور ملکوت

دو سه روزی است که سِروری که ملکوت روی آن قرار دارد، دچار ترافیک وحشتناکی شده است. گویا، به روایت از گردانندگان هوستینگ‌مترز، وبلاگ یا

اصلاحات در واتیکان

نخست این‌که در روز خاکسپاری پیشوای مسیحیان کاتولیک، چه بسا بهتر باشد از بیرون به شخصیت پاپ و خدمات او نگاه کنیم تا این‌که بخواهیم

تیر خلاص به بلاگ‌رولینگ

به مدد رامین عزیز بالاخره از این لیست مصیبت‌بار بلاگ‌رولینگ خلاص شدیم. محض اطلاع تمام خوانندگان وبلاگ‌های حلقه‌ی ملکوت می‌نویسم که از این به بعد

حجت موجه

تو را نمی‌توان دوست نداشت. از هر سو طعنه‌ای و ملامتی هست، اما حسن خلق و لطافت طبع تو را با هیج نتوان معاوضه کرد.

پینگ‌های آزاررسان

این ماجرای پینگ‌های بی‌خود و بی‌جهت،‌ جدی شده است. یک نفر بیکار یا بیمار نشسته است و همین‌جوری از سر بخار معده صفحات ملکوت را

تذکره‌ی عاشقان

حال عاشقی حال غریبی است. وقتی آدم عاشق باشد، دیگر چشم‌اش پر است. به زمین و زمان بد و بیراه نمی‌گوید. گله‌ای هم اگر باشد

تذکره‌ی یقینیه

خیابانی که در آن زندگی می‌کنیم، فروشگاهی افغانی دارد و به ندرت پیش آمده است پا به این فروشگاه بگذارم و بانگ قرآن از آن