بدایت کار و ثمرهی سلوک
عینالقضات بارها در نامههایاش و سایر نوشتههایاش به خواننده یادآوری میکند که آنچه میخواند مطالبی است ارزشمند که جای دیگری نمیتواند بیابد. خوانندهی ناآشنا ممکن
عینالقضات بارها در نامههایاش و سایر نوشتههایاش به خواننده یادآوری میکند که آنچه میخواند مطالبی است ارزشمند که جای دیگری نمیتواند بیابد. خوانندهی ناآشنا ممکن
مدتهاست – بلکه سالهاست – در این فکرم که روزی باید پارههای مختلف و قطعات پراکندهای را که از نظام اندیشهی عین القضات همدانی در
خیلی چیزها میخواستم بنویسم. خاطرم را منصرف میکنم به هزار چیز دیگر. اما «ابرهای همه عالم شب و روز در دلم میگریند». با تمام گریه،
رب اغفر لقومی فانهم لایعلمون خدایا، آه مکش! میدانم که چه غصهای داری! همه چیز خوب میشود. ما باز دوباره خانههای ویرانمان را میسازیم، دوباره
دلا دیدی که خورشید از شبِ سرد چو آتش سر ز خاکستر بر آورد زمین و آسمان گلرنگ و گلگون جهان دشتِ شقایق گشت از
عظیمترین دشمنِ آدمی، خودِ اوست؛ بزرگترین تهدیدی که متوجه اوست، از جانبِ درون است نه از برون. در قیاس با آنچه که خودِ آدمی میتواند