افشای دروغ و ریا تخریب نیست
این روزها مغالطهای در زبانها میچرخد و آن این است که این همه از کژرویها و بدکنشیهای احمدینژاد گفتن، خود مصداقِ بیاخلاقی است (نامِ سیاسی
این روزها مغالطهای در زبانها میچرخد و آن این است که این همه از کژرویها و بدکنشیهای احمدینژاد گفتن، خود مصداقِ بیاخلاقی است (نامِ سیاسی
امکان و احتمال دوباره رییس جمهور شدن احمدینژاد، نکتهای نیست که به آسانی بتوان از کنارش عبور کرد. همین یک نکته، خود میتواند عامل تعیینکننده
کنار آسانسور ایستاده بودم. احساس کردم دو نفر ایرانی دارند با هم فارسی حرف میزنند. وقتی با هم از آسانسور پیاده شدیم، دو نفر جلوتر
من سخت وامدار اندیشهی دکتر سروشام و هیچگاه حرمتی را که برای او به عنوان استادی فرهیخته که نفسی گرم و محضری روحنواز دارد فرو
این روزها زیاد به این جمله بر میخورم که به فلانی رأی میدهم چون اصلاحطلب است یا به فلانی رأی نمیدهم چون اصلاحطلب نیست. این
(۱) دلایل ما در ترجیح دادن کروبی بر موسوی یا بر عکس چیست؟ خوب است دلایل عمده را فهرست کنیم و بسنجیم. مهمترین و محکمترین
امروز کاریکاتوری را از نیکآهنگ دیدم (با عنوان «آلزایمر») که البته این نوعِ نگاههای نیکآهنگ برای من تازگی نداشت، اما نکاتی حاشیهای و قابل تأمل
فهرستوار مینویسم تا مصدع اوقات شریف خوانندگان عزیزتر از جان نشوم: • ارادتورزی در عرصهی سیاست، مضر و بلکه ویرانگر است. مهم نیست، موضوع و
بعضی وقتها فکر میکنم بعضی چیزها ارزش ندارند که آدم وقتِ شریف را صرف آن کند. چیزی که مینویسم یا، به عبارتی، نقل میکنم، اصلاً
چند روز گذشته میانهی کارم و دیروقت شب مشغول خواندن دیدگاههای مختلف دربارهی انتخابات ریاست جمهوری بودهام. یکی از چیزهایی که در نوشتههای دور و
فکر میکنم وقتِ آن رسیده است که نکات تازهای را دربارهی نامزدهای به اصطلاح اهل اصلاح بنویسم. مقصودم مثنای بازمانده از مثلث اصلاحی است (که
یادداشتی که دربارهی سخنان رییس دولت نهم در ژنو (و حرفهای قبلی دیگرش) نوشته بودم (+) گویا برای عدهای اسباب سوء تفاهم شده است. بیپرده
این را به یکی از دوستان نازنین همیشه میگویم که ما همیشه برای تمدد اعصاب و تفریح، بعضی وقتها شبکهی خبر ایران را تماشا میکنیم.
آن سؤال و جواب بالا، همان چیزی است که از روزهای پیش از ریاست جمهوری احمدینژاد دربارهی حرفهایاش شنیده میشود. حرفهای «خوب» احمدینژاد چیست؟ عدالتگستری،
نامهی محمد مایلیکهن که اول بار در ایسنا دیدم (و فارسنیوز آن را از وبسایتاش حذف کرد)، مرا سخت به فکر فرو برد. این نامه،