شهریور ۱۳۸۸

رازِ «برون» پرده – پرده‌ی آخر

آدمی به چه آدمی می‌شود؟ به پارسایی یا به معصیت؟ کدام یک سکوی پرتاب‌اش به بالا می‌شود؟ کدام یک اسباب سقوط می‌شود؟ پارسایی یا همین

آزادی! کی آزاد خواهی شد؟

این سومین بار است که شعر آزادی سایه‌ی نازنین را در ملکوت می‌آورم. هر بار به مناسبتی. این بار بهانه‌اش تصنیفی است که کیوان ساکت

درباره‌ی گنجایش داشتن

مدت‌هاست، شاید چندین سال است، فکر می‌کنم چه چیزی می‌تواند به آدم گنجایش بالا بدهد. گنجایش اصلاً یعنی چه؟ یعنی این‌که زود عصبانی نشوی، زود

در شط شفق جاری

فرقِ پدرِ خاک، بر خاک، شکافته است این بشارتِ ازلی صبح بر آستان سحر در خون نشسته است و هنوز تا آخرِ شامِ ابد رستگاری

حل مسأله یا افزودن بر مسأله؟

پس از نقد نخستینی که بر مقاله‌ی اخیر محمدرضا نیکفر نوشتم، نقدِ – به نظر من خوبِ – امید مهرگان (نقد هر نوع «الاهیات شکنجه»)

رمضان ماه خوبی است!

اول این آیات را بخوانید: «وَیُحِقُّ اللّهُ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلاَّ ذُرِّیَّهٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن

قصه‌ی صبر و ایمان

آسان نیست درک این‌که چرا عده‌ای بی‌وفایی می‌کنند یا همه آداب مروت و مردانگی فرو می‌نهند. سخت‌تر از آن همه این است که ببینی کسانی

راز درون پرده‌ &#۸۲۱۱; ۵

پرده‌دری، انواع دارد. یک نوع پرده‌دری، پرده‌دری نور است در برابر ظلمت. خورشید، پرده‌ی ظلمت می‌درد. در چنین اوقاتی است که این خورشید،‌ کنایه می‌شود

آستینی نگرفتم که ببوسم دستی

این شعر که از سایه‌ی نازنین در زیر می‌آورم، مخاطب (یا مخاطبانی) خاص دارد که خود لابد از پلیدی کردار و گفتارشان باخبرترند. عنوان شعر

قضیه‌ی شکل اول؛ شکل دوم

به مدد بزرگواری مهرآمیز دوستی نازنین، این فیلم عباس کیارستمی را امشب دیدم. حاجت به حتی یک سطر شرح و توضیح نیست. ببینید این فیلم

خدایان بی‌پیامبر، پیامبران بی‌امت

هم‌اکنون مقاله‌ای از آقای نیکفر دیدم در نیلگون با عنوان «الاهیات شکنجه». بحث نیکفر، بحث روز سیاسی فعلی است و معضلات مبتلا به کشور. در

ما را بس&#۸۲۳۰;

نمی‌دانم آیا هرگز نوشته‌ام که یکی از آثار مشکاتیان که سخت به آن دلبسته هستم، آلبوم «مژده‌ی بهار» است که با صدای زنده‌یاد ایرج بسطامی

رازِ درونِ پرده &#۸۲۱۱; ۴

خرقه‌پوشان – شامل زاهدان و صوفیان – برای حافظ در ردیف نامحرمان‌اند. این راز را نه صوفی می‌فهمد و نه زاهد. نزدِ او صوفی خام

راز درونِ پرده – ۳

اعتراف را انواع است. یک نوع اعتراف که شریف‌ترینِ آن‌هاست، اعتراف بنده‌ی گناه‌کار است در برابر ستار غفار. این نوع اعتراف، اعترافی است که کسی

رازِ درونِ پرده – ۲

رندان، مصلحت‌شناس هستند. می‌دانند چه حرفی را به چه کسی بگویند. می‌دانند که بعضی از رازها را باید ناگفته نگاه داشت. راز، چیزی نیست که

رازِ درونِ پرده &#۸۲۱۱; ۱

رند نزد حافظ مقامی دارد. منزلتی بلند دارد. رندی، هم‌پایه‌ی ولایت، بل‌که خود ولایت است: رندان تشنه‌لب را آبی نمی‌دهد کس گویی ولی‌شناسان رفتند از

فقر من و غنای تو&#۸۲۳۰;

شیرین‌ترین حکایتی که در مناجات و راز و نیاز هست، همین عرض «نیاز» است؛ همین سر نهادن به آستانِ بی‌نیاز و ابراز فقر. و این

آیا هر درشتی، درست هم هست؟

روزگار غلبه‌ی شبهه است؛ در این شکی نیست. روزگار دشوار و پرغباری است. روزگاری است که تصمیم درست گرفتن برای عمل و انتخابِ درستِ کلمه

ذکری برای صاحبانِ دل

امشب بانو اسباب خیر شد تا سوره‌ی ق را با صدای ابوبکر شاطری از نو بشنوم. او می‌داند و دوستان‌اش که با همان‌ها این سوره

طربخانه‌ی رمضانیه

این یادداشت عملاً کمی توضیحات فنی است: به توصیه‌ی بعضی از احباب شفیق، طربخانه‌ی رمضانیه‌ی را علی‌الخصوص در این ایام بی‌ربنای رسانه‌ای به شیوه‌ی تازه‌ای