به پیشواز نوروز
از امروز تا فرا رسیدن نوروز دو سه روزی باقی است. حتماً تا آن وقت باز هم اینجا چیزهایی خواهم نوشت. حرف بسیار است. آرزو
از امروز تا فرا رسیدن نوروز دو سه روزی باقی است. حتماً تا آن وقت باز هم اینجا چیزهایی خواهم نوشت. حرف بسیار است. آرزو
به چه کسی میگویند ایرانی؟ واقعاً از خود پرسیدهاید؟ دیدهاید چقدر طیف پاسخها مختلف و متفاوت است؟ هویت ایرانی را دقیقاً چه چیزی تعریف میکند؟
چهار آواز از شجریان هست که از محبوبترین آوازهای اصفهان است که از شجریان میپسندم. جز اینکه دستکم دو آواز اصفهان دیگر هست که سخت
اینکه شعر «سنگواره»ی سایه را با اجرای بوسلیک بنان، روی غزل شهریار با آهنگ روحالله خالقی کنار هم میآورم، چندان مناسبت خاصی ندارد. چند روزی
نور ببارد به قبر هانس کریستین اندرسون! قصهی این نظام پس از رسوایی ۲۲ خرداد ۸۸، فیالجملهی قصهی لباسِ تازهی سلطان است. خیاطِ تردستی که
۱. امروز بیش از سه هفته است که میر دلاور و شیخ مبارز جنبش سبز به معنای دقیق کلمه ناپدید شدهاند. به کار بردن تعبیر
برای اولین بار است این حال بر من میرود. در طول این دو سال گذشته حتی یک بار چنین اختیار از کف ندادهام. حتی یک
دیروز یادداشت درخشانی را در وبسایت جرس خواندم دربارهی حصر موسوی که از قصهی امام موسی صدر الهام گرفته بود – آن هم در شرایطی
همیشه کسانی که در قدرت هستند، از یک پهلوان شکستناپذیر و مدعی بلامنازع غافلاند. آنها به هر حیله و شیوهای که در تحکیم، استمرار و
در قضیهی ابتدا حصر و سپس بنا به تواتر حبسِ موسوی و کروبی و همسرانشان، اینکه این رفتار پرابهام، از موضع استغنا و ترفع حکومت
قاعده این است: رسانهای مستقل و آزاد که در جهت منافع قدرت مسلط سیاسی حرکت نکند وجود ندارد. هر خبری که از هر جایی میرسد،
مسأله بسیار ساده است. کسی که چنگ در روی آفتاب میزند، این اندازه نمیداند که آدمی وقتی از خویش تهی شود و سر به عظمت
کنسرت دیشب که موسوم بود به «کنسرت علیرضا قربانی» نه تنها رضایتبخش نبود که به باور من یکی از نمونههای میانمایه و ضعیف اجرای موسیقی
کاش گوشِ پندنیوش و دیدهی عبرتبینی بود حکام را! دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمیارزد به می بفروش دلق ما کز
این روزها – مانند بسیاری از روزهای پیش از شلعه کشیدن فتنهی دولت محمودیه – انبوهی از مغالطات منطقی صفحات رسانهها و همچنین متن خطابهها