تیر ۱۳۸۸

تصور منسوخِ دولتِ فعال ما یشاء

جامعه‌ی بشری در قرن بیستم و بیست یکم گام‌های بلندی برداشته است. جهان از تصور دولتی که همه کاره بود، فعالِ ما یشاء بود، لا

اجرای قانون: مصداقِ بارزِ لغو

سال‌هاست که در کشورِ ما، اجرای قانون تبدیل به عملی لغو و بیهوده شده است. به عبارت دیگر، آن‌چه که در عمل اتفاق می‌افتد اجرای

هاشمی رفسنجانی و سیاستِ حکمت

توضیح مهم: این متن ویرایش نشده است و در ساعت‌های آینده شاید نکاتی به آن اضافه یا از آن کاسته شود. هاشمی امروز هم‌چنان سخن

مگر ممکن است؟ بله، ممکن است!

کسانی که با تاریخ انقلاب فرانسه آشنا هستند و ماجراهای امروز ایران را به دقت دنبال کرده‌اند، خواهی نخواهی (یا شاید به همین اشاره‌ی من)،

چقدر ایمان داریم؟

در میان آن‌چه این روزها می‌خوانم – جدای تحلیل‌های سیاسی و عملی – یک چیز بیش از هر نکته‌ی دیگری برجسته‌تر شده است و آن

نه خارم نه خاشاک&#۸۲۳۰;

تنم پاره‌پاره شده از ضربه‌های مرد سفاک… من ایستاده‌ام تا رأی خود را پس بگیرم… Flash Player upgrade required

مجلس ختمِ لیبرال-دموکراسی؟

توضیح: این متن را من بازنویسی کرده‌ام و بعضی از بخش‌های‌اش را ویرایش کرده‌ام. مضمون همان است که بود. تلاش‌ام تنها این بوده که راه

نقطه‌ی عطفی برای جامعه‌ی مدنی

پیش از این‌که چیزی بنویسم، خوب است این بند از آخرین بیانیه‌ی میرحسین موسوی را بخوانیم: «امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و

نازک‌آرای تنِ ساقِ گلی&#۸۲۳۰;

برای من همیشه عشق، ملازم و مترادف ایمان بوده است. همیشه. هر وقت این آیه‌ی مصحف شریف را می‌خوانم که: «احسب الناس ان یُترکوا ان

متاستاز احمدی‌نژاد

عقلا و آن‌ها که هنوز سر سوزنی دردِ دین دارند، بهتر می‌دانند که تخلف در انتخابات و کودتای نظامی اخیر (انتخابات اخیر همه‌ی نشانه‌های یک

آب را گِل نکنیم&#۸۲۳۰;

این روزها، بی‌گمان روزهای تلخی است. اما میانِ این همه تلخی، زُلال طراواتی در اعماقِ ضمیر بسیار کسان جاری است. اشتباه نکنیم. تحمیل این همه

فی تقلب الاحوال عُلِم جواهر الرجال

این روزها که دست تطاول بدکنشان و دژ‌م‌خویان دنیاپرست، بر جان، مال و ناموس مردمان وطن‌ام دراز است، این روزها که حق را باطل می‌نمایند