ایران میماند: مصاف زندگیطلبی با مرگخواهی
قهرمانان روزمره: نگهبانان ضربآهنگ زندگی امروز هر کس داخل مرزهای ایران برای حفظ ضربآهنگ زندگی روزمرهی یکایک ایرانیان میکوشد، چه کارمند پالایشگاه یا نیروگاه برق
قهرمانان روزمره: نگهبانان ضربآهنگ زندگی امروز هر کس داخل مرزهای ایران برای حفظ ضربآهنگ زندگی روزمرهی یکایک ایرانیان میکوشد، چه کارمند پالایشگاه یا نیروگاه برق
نویسنده: مهدی جامی – نیماد فحاشی به پدیدهای در اعتراضات اخیر تبدیل شده است. بیشتر در خارج کشور و تا حدی هم در داخل. چرا؟
ایران زیرساخت دارد. زیرساخت ایران، زیرساخت جمهوری اسلامی نیست. به همین سادگی. حتی اگر سپاه از پل، بیمارستان، مدرسه و اینترنت استفاده کند باز هم
نویسنده: س. ک. ا. «ینیچری» واحد نخبه سپاه امپراتوری عثمانی بود که به مدت بیش از چهار قرن، تا ابتدای قرن نوزدهم، حتی نام آنها
مصاحبه با انصافنیوز (نسخهی انگلیسی) -نسبت تجمعات علیه تجاوز به ایران و تجمعات طرفدار تجاوز دیاسپورای ایرانی را چطور ارزیابی میکنید؟ به وضوح عدم تقارنی
با دقت و سختگیری به این وضعیت فکر کنید و سعی کنید با خودتان و وجدانتان روراست باشید. این آزمون دشواری است. به هیچ وجه
پنج روز است که ایران زیر آتش است. پنج روز است مردم غیرنظامی و عادی ما نیز – در کنار اهل سیاست و نظامیان و
بیست سال است که در نوشتهها و گفتههای علنی من تیغ نقد جمهوری اسلامی همواره برنده و بیمحابا و تعارف بوده است. از مخالفت با
نوشتهی شهاب فرخیار (نقل از فیسبوک نویسنده؛ مطلب علنی است) این مطلب مربوط به پیش از جنگ و حوادث دیماه است اما نامربوط نیست. دوستی
این جملهی تکاندهنده اما دقیق و هراسآور محمدرضا نیکفر را بخوانید: «ایران شکست خورد چون مردمش خود نتوانستند با وجود همهی فداکاریها، متحدانه مستبد را
محمدرضا نیکفر ایران شکست خورد چون مردمش خود نتوانستند با وجود همهی فداکاریها، متحدانه مستبد را پایین بکشند و محاکمه کنند. در جنگ، یک کشور
سعید برزین طی یکسال گذشته مطالبی درباره موقعیت جریان سلطنتطلبی نوشتم و و بارها گفتم که رضا پهلوی این امکان را دارد که بخشی، فقط
سعید برزین اگر آمریکا حمله نظامی گستردهای به ایران بکند، بهگونهای که موجودیت نظام جمهوری اسلامی مورد تهدید واقع شود، میتوان چهار سناریوی را متصور
برای ک. غ. به خاطر دغدغههای منصفانهاش. یادداشتی دربارهی محبوبیت، شایستگی و آیندهای که از آن میترسیم یک: شکست همگانی چهل و هفت سال است
برای رفیق نازنینم م. م. رنج، این سندِ مِلک یک چیزی هست که ما ایرانیها خداوندگار آنیم: نگهداشتِ رنجمان. نه به معنای آن تحملِ کاذب
یکی از نشانههای فرسوده شدن بافتار عقلانی جامعه جایی است که مخاطب به جای اینکه به محتوای سخن توجه کند، مدام در پستوهای ذهناش مشغول