آذر ۱۳۸۸

یلداییه

از میانه‌ی مهمانی کرانه می‌گیرم برای قطعاتی به دو مناسبت: یکم شب یلدا و بعد نکوداشتی برای عالم پرهیزگار و فرزانه، منتظری فقید. آلبوم «لاله‌ی

فقیه سربلند

آیت‌الله فقید، حسینعلی منتظری، بدون سر سوزن تردیدی، نماینده‌ی بزرگ‌ترین کانون عقلی و چه بسا تنها مدافع و حافظ میراث عقلانیت شیعیان اثنی‌عشری در میان

سرو آزاد

به یاد آن سرو تناوری که ناگهان در خاک بلازده‌ی دیار ما فروافتاد… Flash Player upgrade required

داد و دهش&#۸۲۳۰;

این دو بیت را از کودکی که پس از وفات پدرم میان کتاب‌های بازمانده از او همیشه می‌لولیدم، به خاطر دارم، بسیار پیش می‌آید که

ما و میرحسین: آینه در آینه‌ی امید

این را بسیار نوشته‌ام. بسیار هم خواهم نوشت: میرحسین موسوی الگوی تازه و دگرگونه‌ای از رهبری سیاسی و اجتماعی را نمایندگی می‌کند. و البته، می‌گویم

شب شعر و موسیقی با سایه در لندن

گمان می‌کردم تقریباً تمام کسانی که اهل شعر و موسیقی هستند و ساکن لندن‌اند، از برنامه باخبرند. پیداست که هنوز عده‌ای نمی‌دانند. جمعه‌ی این هفته،

ما بر فرازِ این شبِ غمناک&#۸۲۳۰;

چندین ماه است میان آسمان و زمین نوسان می‌کنم. هر روز تلنگری. هر روز ضربه‌ای. هر روز حکایتی تازه است. برای راه رفتن، رفیقی لازم

طهارت‌نامه‌ی آخر

پاکی پیر و جوان نمی‌شناسد. جوان اگر باشی، پاکی فضیلت است و صفتی پسندیده. اما آدمی خطا می‌کند. هر جوانی، دامن جوانی‌اش پاک نیست. جوانی