آيتالله فقيد، حسينعلی منتظری، بدون سر سوزن ترديدی، نمايندهی بزرگترين کانون عقلی و چه بسا تنها مدافع و حافظ ميراث عقلانيت شيعيان اثنیعشری در ميان علمای قم بود. مرگ و زندگی اين عالم دين و به قول دکتر سروش «فقيه متضلع»، اسباب افتخار و اعتبار باقیماندهی روحانيت شيعه بود. اما در اين بحبوحهی غوغا و جهان آلودهی نيرنگ و جانبداری از قدرت يا مرعوب شدن در برابر آن، منتظری تنها فقيهی بود که تا واپسين لحظههای حياتاش، دمی از گفتن حقيقت نياسود. شناختی که من از او دارم به همان شناختی محدود میشود که همگان از رسانهها دارند و البته برخوردهايی با حلقهی فکری و شاگردان پيرامون او. آنچه من از اين حلقهی فکری ديده و شنيدهام – که هر دينپژوه هوشمند و حساسی نيز متوجه آن شده است – روش خاص عقلی منتظریست در فهم دين که اين روش امروزه به بهترين شکلی در ميان شاگردان و بهرهمندان از مکتب فقهی او، هويداست. محسن کديور يک نمونه از کسانی است که آينهای گويا از استادشان است. به تمام دوستانام که به او ارادتی داشتند يا از شاگردان و بهرهگيران خرمن معرفت و انسانيت او بودند، صميمانه تسليت میگويم.
مطلب مرتبطی یافت نشد.