ای عاشقان،ای عاشقان، پیمانهها پرخون کنید
این غزل سایه را شجریان در آلبوم «شب، سکوت، کویر» خوانده است. با همراهی کیهان کلهر و حاج قربان سلیمانی مرحوم. Flash Player upgrade required
این غزل سایه را شجریان در آلبوم «شب، سکوت، کویر» خوانده است. با همراهی کیهان کلهر و حاج قربان سلیمانی مرحوم. Flash Player upgrade required
۱. «خیال نکنید برپایی آرمانها به سهولت قابل دسترسی است. اگر به این سادگی بود حاکمیت امام علی(ع) که تجلی اسماء الهی است، موفق میشد.»
برگردیم به عالم خوش و شیرینِ شور و حالِ شعر و موسیقی! این غزل مشهور و دلنشین سایه را محمد معتمدی خوانندهی گروه شیدا با
چند روزی است به این ماجرای دانشگاه زنجان فکر میکنم و مدام سعی میکنم از وارد شدن به ماجرایی که همهی جوانباش را نمیدانم پرهیز
این هم تصنیفی است در سهگاه روی شعر سایه. اجرای گروه شیدا. آهنگ از محمدرضا لطفی. من سخت شیفتهی این بیت غزل بودم: پیش تو
مدتهاست میخواستم چیزی بنویسم دربارهی کارهایی از شجریان که روی اشعار سایه هستند. اولین چیزی که به ذهنام رسید، این تصنیف حزنانگیزِ کوچهسار شب است.
داشتم این نامهی کوبنده و پرمغز ابراهیم گلستان به نادر ابراهیمی مرحوم را از شهروند امروز میخواندم. یک بند این نامه، مانند سر تا پایاش
مدتهای درازی است که میخواهم این را بنویسم و بسی حرف نگفته دارم که در پیاش بنویسم. این بخش از مصاحبهی اخیر محمدرضا شجریان را
بازی فرانسه و هلند دارد شروع میشود و تلویزیون پخش سرود ملی فرانسه را نشان میدهد. تصاویر بازیکنان به ترتیب از جلوی دوربین عبور میکند
لب لباب مثنوی و گزیدهی شمس شفیعی کدکنی سالهاست که همدم من بودهاند و شاید در اکثریت قریب به اتفاق سفرهایام به هر جای دنیا
هوا گرم است. از آسمان آتش میبارد انگار. میگوید: «من میخوام شله زرد بخورم». سرم را بر میگردانم میبینم از توی یخچال «گوجهسبز»هایی را که
هزار بار تا به حال سعی کردهام این مسألهی مزاحمتهای وبلاگی امیرفرشاد ابراهیمی ختم به خیر شود و هر بار که این اطلاعرسانی به روز
ده دوازده روز گذشته را سفر بودم. برای کار رفته بودم ایران و بیشتر وقتام در مشهد صرف شد. یک روز آخری هم که ایران
اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم؟ اوست گرفته شهرِ دل، من به کجا سفر برم؟!
خوانندهی افغان میخواند: «یا مولا علی مردا را نشرمان / رخ از جان بی مردا بر نگردان» بشنوید این ترانه را با صدای داوود سرخوش
۱. تا هوا تازه است، ایمان تازه نیست / کاین هوا جز قفل آن دروازه نیست ۲. باز هوای وطنام آرزوست / تکیه به کنعان
تو که از نانِ خویش گذشتن نتوانی، از جانِ خویش چگونه خواهی گذشتن؟ – یک نفر!
پیکاسو هنرمند نقاشی است که سال ۱۸۸۱ میلادی متولد شد و سال ۱۹۷۳ از دنیا رفت. پیکاسو تابلویی دارد به اسم گرنیکا که در سال
آن قصهی گفتوگوی ابلیس و معاویه را که در مثنوی آمده است حتماً شنیدهاید. مولوی داستانی نقل میکند. نکتههای اخلاقی و پند و موعظههایاش را
شاید یک بار پیشتر از این هم نوشته باشم که اولین نغمههای موسیقی سنتی ایران را که آگاهانه و به اختیار شنیدم در آلبوم «یادگار
حسام الدین سراج در آلبوم «نگاه آسمانی» تصنیفی دارد روی غزل مولوی که اندکی هم طولانی است اما غزل، از آن غزلهای آتشین مولوی است.
این غزلی که حمیدرضا نوربخش در این آلبوم تازهاش، «پنهان چو دل» میخواند، حال آدم را دگرگون میکند: دلگیر دلگیرم مرا مگذار و مگذر از
سودای تو را بهانهای بس باشد مدهوش تو را ترانهای بس باشد در کشتنِ ما چه میزنی تیغ جفا؟ ما را سر تازیانهای بس باشد!
پس عدم گردم عدم چون ارغنون گویدم انا الیه راجعون پ. ن. «چشمه»