عاقبت از ما غبار ماند، زنهار۸۲۳۰;
چیز دیگری میخواستم بنویسم دربارهی بزرگان موسیقی ما و این تلخیها و درشتیهایی که این روزها با هم میکنند و آتش به خانهی خود و
چیز دیگری میخواستم بنویسم دربارهی بزرگان موسیقی ما و این تلخیها و درشتیهایی که این روزها با هم میکنند و آتش به خانهی خود و
حکایتِ آن، یا این «چیز» وصفناشدنی و لطیف، حکایتی کهن است. این همه شاعران که بیزبان و بازبان خواستهاند وصفی از آن بگویند، آخرِ کار
پس از این همه ماه که از دمیده شدنِ روحِ آگاهی در ملتِ ما گذشته است، خوب است بپرسیم که چه اتفاقی افتاده است و
قصهی زبان سخیف، پر اشتلم و بیادبانهی محمود احمدینژاد تازه نیست. این همه زبانه کشیدن بیادبی و وقاحت که هیچ شأن و جایگاه هم نمیشناسد،
پیش از اینکه این عبارات آتشین قاضی شهید همدان را که تازیانههای سلوک هستند، نقل کنم، فکر میکنم لازم است مقدمهای بنویسم. عبارات زیر،
«محدثان و مفسران و حافظان و ناقلان دیگرند و عالمان دیگر. بوبکر صدیق و عمر خطاب و علیِ بوطالب حافظِ قرآن نبودند. و پنج یا
نوشتن دربارهی کسانی که دوستشان داری و به آنها بسیار حساسیت داری، آسان نیست؛ به ویژه که سالهای دراز و مهمی از عمرت را با
«قومی را محبت خدای تعالی فرانماز و روزه آرد، و قومی را فرمانِ خدای، و قومی را اجلال و اعظام، و قومی را هیبت و
این هم یکی دیگر از نوروزانههای طربستانی. گلهای تازهی ۳۱، با صدای شجریان و دو غزل از حافظ. حال و هوای سرخوشانه و نوروزانهای دارد.
«اولاً بر تو و بر عموم فرض است که نماز بیاموزی. اول علماش حاصل کنی پس به عمل مشغول شوی! و چون خدا گوید «فویلٌ
«ای برادر عزیز! ایدک الله بتوفیق طاعته، چندانکه توانی ظلم مکن، و وا ظالمان مباش، الا لعنه الله علی الظالمین، فراموش مکن! و تا توانی
برای گشایش سال ۸۹، بهترین هدیهای که به فکرم رسید، دو آواز از شجریان است از مجموعهی گلهای تازه: شمارهی ۳۱ و ۴۲. مشخصات برنامهها