دربارهی رهبری – ۳
در ادامهی مباحث مربوط به رهبری که تا به حال دو قسط آن را ادا کردهام، این بخش دربارهی کاریزماست. کاریزما عمدتاً در زبان فارسی
در ادامهی مباحث مربوط به رهبری که تا به حال دو قسط آن را ادا کردهام، این بخش دربارهی کاریزماست. کاریزما عمدتاً در زبان فارسی
حسام الدین سراج آلبومی دارد به اسم «بینشان» در ماهور. این آلبوم همیشه به خاطر آن تصنیف آخرش مرا به یاد ماه رمضان میاندازد. ناگهان
ماههاست میخواهم ترانهای از ام کلثوم را اینجا بیاورم. تنفسِ این سحری که در کنارم میتپد، مرا به ترانهی «اقبل اللیل» او کشاند! ترانه را
در این چند روزی که از ماه مبارک میگذارد، بحث دربارهی پخش مناجات ربنایی که شجریان خوانده است و آواز افشاری او روی مثنوی رمضانیهی
در قسمت دوم این سلسله یادداشتها، به اتوریته پرداختهام. اتوریته جنبهای مهم از پژوهشهای مربوط به رهبری است. سنجیدن و شناختن نسبت میان اتوریته و
مدتهاست در فکرم که باید دربارهی رهبری مطالبی روشمند و عالمانه تهیه کرد و در اختیار همگان قرار داد. مهمترین مسألهی سیاسی جامعهی ایرانی، آشفتگیهایی
لابد این جعبههای پخش مناجات و اذان را در دو گوشهی این صفحه (البته مقصود همین صفحهی اصلی وبلاگ است) دیدهاید. این دو جعبه تا
نجواهای حبسیهی محمد نوریزاد را امروز پس از مدتی تأخیر شنیدم. این نجواها از بسیاری جهات شنیدنیاند و میشود بسیار دربارهی آن سخن گفت. اما
امروز پنجاه و یکمین سالگرد وفات قمرالملوک وزیری است. با تمام اهمیت و وزنی که قمر در موسیقی ایرانی دارد، متأسفانه این سالها توجه بسیار
در یادداشت پیشین به اختصار توضیح دادم که همهی استدلالهای شخصبنیاد لزوماً مغالطی نیستند و هنگام بررسی نقدهایی که حاوی استدلالهایی از این جنس هستند،
سعدی قطعهای درخشان دارد که متأسفانه در لابهلای اشعار او گم شده است و کمتر به آن توجه شده است. به دلالت و توصیهی سایه،
برای اینکه بتوانیم تحلیلی درست و منسجم از یک موضوع داشته باشیم، صرفِ داشتنِ اطلاعات دربارهی آن و معلومات کلی (و حتی جزیی) کفایت نمیکند.
مایکل سینگ، محقق مؤسسهی تحقیقات خاورنزدیک واشینگتن، سه روز پیش مقالهای منتشر کرده است با عنوان «انقلاب دوبارهی ایران: جنبش سبز چگونه تاریخ ایران را
جنبش سبز، به شکلی که میرحسین موسوی هدایت آن را به عهده گرفته است، مهمترین بدیل سیاسی برای دموکراسی درونزاست که دست رد به سینهی
در ادامهی نقدی که بر یادداشت مهدی خلجی نوشتم («منافع ملی ایران: تعبیر ایرانی یا نئوکانی؟»)، پارهای از واکنشها را دیدم که گمان میکنم لازم
۱. کمتر کسی است که در جریان فراز و فرودهای صحنهی سیاست خارجی ایران باشد و خطر حملهی نظامی به ایران را جدی نگیرد. با
جنبش سبز پیوندی تنگاتنگ با ارزشهای اخلاقی دین دارد. این تعبیر حاجت به شرح و تبیین دارد. بخش بزرگی از ساکنان فرهنگ ایرانی به درجات
این تصنیف «گفتمش بیا…» که صبا کامکار به همراه بقیهی گروه خانوادگی کامکارها آن را میخوانند، تصنیفی است که آهنگاش را حسن کامکار ساخته است
حال و هوای ماهور دارم. جیرهی طربستانی ما هم چند روزی است گره خورده است به این دستگاه. تا به حال هیچ وقت آلبوم سرو