بهمن ۱۳۸۹

آواز تذرو

خون ریختن و خطا بر خطا افزودن و غرور ملتی نجیب و جوانمرد را به بازی گرفتن و بر تکبر خویش افزودن، عاقبت خوشی ندارد.

تکثیرِ میر

می‌شنوم و می‌بینم که برادران و یاران ما از هجوم و خروش دهان‌های وقاحت دل‌آزرده‌اند و نگران که مبادا میرشان آسیبی ببیند. بگذارید باور و

از شهیدسازی تا شهید-دزدی

هنوز غبار توفانی که سبزها دیروز به پا کردند فروننشسته است که رسانه‌های فتنه‌ی محمودیه واکنش‌شان را شروع کرده‌اند. خبر کوتاه است: صانع ژاله، دانشجوی

از روز حمایت تا روز حمیت

آن‌چه امروز در ایران رخ داد تنها یکی از هزاران بود. این قطره‌های پراکنده به مجرد این‌که به هم پیوند بخورند اقیانوسی می‌شوند که هیچ

تفنگ‌ات را زمین بگذار!

برادر ارزشی! هنوز وجدان خواب‌آلوده‌ات بیدار نشده است که برادر و خواهرت را هم‌اکنون در خیابان‌های تهران می‌زنی و به آیین گرگان و درندگان می‌درانی؟

الا ای صبحِ آزادی&#۸۲۳۰;

کلید گشایش همه‌ی رنج‌های ما در فتوح امید است و استقامتِ قامتِ ایمان. فردایی که اکنون در ایران دمیده است، فردایی است که «نه آغاز

تلویزیون الجزیره و سقوط مبارک

هنوز نیم ساعت نشده است که خبر استعفای مبارک اعلام شده است. نزدیک به سه هفته است که تلویزیون الجزیره پوشش مستقیم و کاملی از

کدام متن؟ کدام حاشیه؟

این روزها – و روزهای پیش‌تر – زیاد خوانده‌ام و شنیده‌ام که «خارج‌نشین‌ها» نمی‌توانند – یا «حق ندارند» – برای کسانی که داخل ایران هستند

شباهت غریب ما و مصریان

ایرانی‌ها – اعم از سبز و غیر سبز – به جز شباهت‌های زیادی که این روزها پیدا کرده‌اند، وجه مشترک غریبی با مصری‌ها دارند. هر

آواز و ضرب مرشد مرادی

قطعات زیر، برنامه‌‌هایی است که مرشد مرادی در رادیو به دعوت سایه اجرا کرده است و در برنامه‌‌های مختلف گلچین هفته پخش شده است. شاید

قضای عهد ماضی یا بقای «فتنه»!

میانه‌ی کار، مشغول شنیدن این چهارگاهی هستم که فرهاد فخرالدینی ساخته است و شجریان غزل سعدی را به آواز با آن می‌خواند. گفتم شما هم

در دفاع از راهپیمایی ۲۵ بهمن

ابتدا بگذارید موضع و منظر خودم را بیان کنم هر چند میلیون‌ها نفر هم شاید با من هم‌نظر باشند. من خودم را سبز می‌دانم به

درباره‌ی جنبش سبز و قیام مصریان

ظاهراً میان علما اختلاف است درباره‌ی نسبتی که میان جنبش سبز و رخدادهای مصر وجود دارد. کوشش کرده‌ام تا این‌جا به صراحت به ماجرا نپردازم

چراغی باید افروخت

برای همه‌ی دوستان و یاران نازنین‌ام که این روزها زخم‌ها از بیداد به جان دارند آن‌ها که زخم این بساط دروغ و بیداد در استخوان‌شان

به مردی که مُلکِ سراسر زمین&#۸۲۳۰;

چند ساعتی است که تلویزیون الجزیره تصاویری را از سردخانه‌ها از جنازه‌ی کشته‌شدگان نشان می‌دهد. مسیر اعتراض‌ها دارد تغییر می‌کند. خون‌ریزی‌ها مثل نفتی است که

فتنه‌ی دولت محمود

مدت‌هاست می‌خواستم این را بنویسم که دیگر باید آرام‌آرام از تعبیرهایی مثل «دولتِ کودتا» و «کودتاچی‌ها» کمی فاصله بگیریم و صورت‌بندی‌های بهتر و دقیق‌تری از

شده‌ام خراب و بدنام و هنوز&#۸۲۳۰;

امروز یادداشتی در فیس‌بوک دیدم (این‌جا) درباره‌ی اقبال بخشی از مردم به احمدی‌نژاد که مضمونی آشنا و قدیمی دارد و البته با مقدمه‌های‌اش می‌توان آهنگِ

به رغمِ مدعیان&#۸۲۳۰;

چند روز پیش، اجرایی از شجریان را با نی حسن کسایی در ملکوت آوردم (این‌جا؛ با عنوان «آیینه‌ی مهر‌آیین») که شاید چندان که باید کسی

بنشین به کنارم

نمی‌دانم آیا این اجرای تصنیف «بنشین به کنارم» دلکش را شنیده‌اید یا نه. این یکی در گلچین هفته‌ی شماره‌ی ۱۷ پخش شده است. متن تصنیف