حصر موسوی، مخالف صریح قانون و شریعت است
جانهای آزاد را به هیچ بندی نمیتوان بست و هیچ حصر و حبسی اثر ماندگار آنها را محدود نخواهد کرد، اما این همه نتیجه نمیدهد
جانهای آزاد را به هیچ بندی نمیتوان بست و هیچ حصر و حبسی اثر ماندگار آنها را محدود نخواهد کرد، اما این همه نتیجه نمیدهد
خون ریختن و خطا بر خطا افزودن و غرور ملتی نجیب و جوانمرد را به بازی گرفتن و بر تکبر خویش افزودن، عاقبت خوشی ندارد.
میشنوم و میبینم که برادران و یاران ما از هجوم و خروش دهانهای وقاحت دلآزردهاند و نگران که مبادا میرشان آسیبی ببیند. بگذارید باور و
پیام دیشب میرحسین موسوی، مختصر اما پرمغز بود. این پیام اگر فقط یک مضمون برجسته داشته باشد پیام استقامت و پایداری است. در این یادداشت
هنوز غبار توفانی که سبزها دیروز به پا کردند فروننشسته است که رسانههای فتنهی محمودیه واکنششان را شروع کردهاند. خبر کوتاه است: صانع ژاله، دانشجوی
مغز درسی که امروز در ۲۵ بهمن برای ما تکرار شد چیزی نیست جز همین سخنِ حکیمانهی میرِ دلیرِ سبزاندیشان: «در خیابان با سایهها میجنگید
آنچه امروز در ایران رخ داد تنها یکی از هزاران بود. این قطرههای پراکنده به مجرد اینکه به هم پیوند بخورند اقیانوسی میشوند که هیچ
برادر ارزشی! هنوز وجدان خوابآلودهات بیدار نشده است که برادر و خواهرت را هماکنون در خیابانهای تهران میزنی و به آیین گرگان و درندگان میدرانی؟
کلید گشایش همهی رنجهای ما در فتوح امید است و استقامتِ قامتِ ایمان. فردایی که اکنون در ایران دمیده است، فردایی است که «نه آغاز
هنوز نیم ساعت نشده است که خبر استعفای مبارک اعلام شده است. نزدیک به سه هفته است که تلویزیون الجزیره پوشش مستقیم و کاملی از
این روزها – و روزهای پیشتر – زیاد خواندهام و شنیدهام که «خارجنشینها» نمیتوانند – یا «حق ندارند» – برای کسانی که داخل ایران هستند
ایرانیها – اعم از سبز و غیر سبز – به جز شباهتهای زیادی که این روزها پیدا کردهاند، وجه مشترک غریبی با مصریها دارند. هر
قطعات زیر، برنامههایی است که مرشد مرادی در رادیو به دعوت سایه اجرا کرده است و در برنامههای مختلف گلچین هفته پخش شده است. شاید
میانهی کار، مشغول شنیدن این چهارگاهی هستم که فرهاد فخرالدینی ساخته است و شجریان غزل سعدی را به آواز با آن میخواند. گفتم شما هم
ابتدا بگذارید موضع و منظر خودم را بیان کنم هر چند میلیونها نفر هم شاید با من همنظر باشند. من خودم را سبز میدانم به
ظاهراً میان علما اختلاف است دربارهی نسبتی که میان جنبش سبز و رخدادهای مصر وجود دارد. کوشش کردهام تا اینجا به صراحت به ماجرا نپردازم
برای همهی دوستان و یاران نازنینام که این روزها زخمها از بیداد به جان دارند آنها که زخم این بساط دروغ و بیداد در استخوانشان
مصریها چند روز است قوانین حکومت نظامی را رسماً زیر پا گذاشتهاند و کمترین اعتنایی به مقررات حکومت نظامی نکردهاند. علاوه بر این مصریها از
چند ساعتی است که تلویزیون الجزیره تصاویری را از سردخانهها از جنازهی کشتهشدگان نشان میدهد. مسیر اعتراضها دارد تغییر میکند. خونریزیها مثل نفتی است که
دقایقی پیش، موضعگیری اوباما بعد از سخنرانی مبارک پخش شد و به نظر من یک موضعگیری سنجیده، اندیشیده و قاطع بود. اوباما خواستار اعادهی حقوق
تا همین لحظه که اینها را مینویسم شتاب حوادث مصر به نحوی است که نمیتوان پیشبینی کرد اتفاق بعدی چه خواهد بود (آخرین خبر، بیاعتنایی
مدتهاست میخواستم این را بنویسم که دیگر باید آرامآرام از تعبیرهایی مثل «دولتِ کودتا» و «کودتاچیها» کمی فاصله بگیریم و صورتبندیهای بهتر و دقیقتری از
امروز یادداشتی در فیسبوک دیدم (اینجا) دربارهی اقبال بخشی از مردم به احمدینژاد که مضمونی آشنا و قدیمی دارد و البته با مقدمههایاش میتوان آهنگِ
میدانم. حالِ دیوانگان است. ظاهراً حال فرزانگان این نیست ولی «المنه لله که چو ما بی دل و دین بود / آن را که لقب
چند روز پیش، اجرایی از شجریان را با نی حسن کسایی در ملکوت آوردم (اینجا؛ با عنوان «آیینهی مهرآیین») که شاید چندان که باید کسی
نمیدانم آیا این اجرای تصنیف «بنشین به کنارم» دلکش را شنیدهاید یا نه. این یکی در گلچین هفتهی شمارهی ۱۷ پخش شده است. متن تصنیف