
نهیب باطل: برچسبزنی و ارعاب
سرتان را بالا بگیرید. نترسید. از میدان به در نروید. نهیب باطل این شکلی است. مثل بانگ مسجد مهمانکش است. میغرد که توی دل شما را خالی کند. دل از مهر ایران نبرید. هستند کسانی که میخواهند چنین القاء کنند که اگر همراه و همدل و متفق با «آمریکا، اسراییل و رضا پهلوی» نباشید (و عموماً این هر سه را با هم در تمام کلیدواژههایشان میبینید)، بدون کمترین محابایی، بی هیچ شرمی، به شما برچسب میزنند که شما مدافع و مروج جمهوری اسلامی هستید و مدام مثل مسابقهای بیپایان فهرست قربانیان جمهوری اسلامی را با اعداد درست یا اغراقشده به رخ شما میکشند.
ایران، سخن اول و آخر
این را اینجا یک بار دیگر بدون کمترین تعارفی مینویسم. آشکارا میگویم که برای من ایران، سخن اول و آخر است. هر که به سوی ایران دست درازی کند، صفاش از من جداست. هر کسی دستدرازی به خاک ایران را به هر بهانه و مستمسکی تجویز و توجیه کند، خواهینخواهی خون یکایک هموطنان ما را به گردن دارد.
متجاوز را متجاوز بخوانید
نمیتوان به همین سادگی آواره شدن دستکم ۴ میلیون ایرانی را به جمهوری اسلامی نسبت داد. چنین اگر باشد، باید حملهی روسیه به اوکراین را به اوکراین نسبت داد و حملهی آلمان نازی را به خاک اروپا به یکایک کشورهای اروپایی نسبت داد. این مغالطهی شرمآور که متجاوز خود جمهوری اسلامی است، مرزهای هر قاعدهی اخلاقی و انسانی را زیر پا گذاشته است.
قوانین بینالملل، نه تبلیغات
این وقاحت، این دریوزگی بیگانه، این نامردمی را – حتی اگر از سر استیصال و درد باشد – باید بدون لکنت و تعلل محکوم کرد. باید رسواییاش را فریاد زد. مهم نیست چقدر سعی کنند سرشان را زیر برف کنند و تظاهر کنند به اینکه «خبری نیست» و «مردم غیرنظامی کشته نشدهاند» و «کار خودشان است». قوانین بینالمللی و منشور سازمان ملل تابع تبلیغات رسانهای و خبرسازی و دروغبافیهای ایران اینترنشنال و منوتو نیست. قوانین بینالملل معیارهای عینی و مشخصی خارج از ذهن و سلیقهی آدمها دارد. دریغا که هنوز خاطرهی آلمان نازی در ذهنها زنده است و امروز به همین سادگی جای متجاوز و تجاوزدیده را عوض میکنند.
استوار بمانید در گفتن حقیقت
نترسید از اینکه به شما بگویند طرفدار جمهوری اسلامی و آخوند هستید. سخن حق را بگویید حتی اگر غوغاهای عنیف در برابرتان به پا میکنند. استوار باشید در گفتن حقیقت. وقتی پای ایران در میان باشد، چه به نام، چه به ننگ باید ایران را حفظ کرد. کارنامهی آنها که منتقد و مخالف جمهوری اسلامی بودهاند، در استوریهای ۲۴ ساعته رقم زده نمیشود. آنها که اهل اصولاند و اهل جستوجوی حقیقت خوب میدانند که چه کسانی کجا و چگونه در برابر جمهوری اسلامی ایستادهاند. یادداشت دوبارهی احمد کیارستمی که کوشش کرده بود اجازه ندهند اعتراضاش به دیاسپورا به دست جمهوری اسلامی مصادره شود، شاید مضمونی اصولی داشته باشد ولی بخشی از این واکنش مدیون فشار روانی همان دیاسپورای پرخاشگر است که دل آدمها را در گفتن حقیقت خالی میکند. موضوع ما روشن است: ما در برابر ظلم میایستیم؛ چه ظلم شیخ باشد چه ظلم شاه. ما در برابر کیش شخصیت ساختن برای انسانهای خطاکاری مانند خودمان میایستیم. ایران آنچه را قی کرده است، دوباره نخواهد بلعید. میشود هم مخالف جمهوری اسلامی بود هم مخالف آمریکا و اسراییل. این نکته آنقدر بدیهی است که تکرارش نخنماست. عمرتان را پای گفتوگو با کسی که بدیهیات را نمیفهمد تلف نکنید. پیمان ما با ایران است نه با اشخاص. ما بر این پیمان استوار میمانیم.
نوشتههای مرتبط:
- تفاوت تجاوز و دفاع کیوان حسینی (نقل از حساب اکس نگارنده) مخالفت با جنگ،...
- ما دیگر آن آدمهای سابق نیستیم محمدرضا نیکفر پایان یک درگیری به قول ترامپ «دوازده روزه»....
- برای خواننده باغ الفبا؛ شهرام شبپره پیام ویدیویی کوتاه شهرام شبپره، با فاصلهی بسیار یکی از...
- مواضع رضا پهلوی فاجعهبار و خودشکن بود ۲۹ خرداد ۱۴۰۴ سرویس سیاسی انصاف نیوز: داریوش محمدپور، پژوهشگر...
- رضا پهلوی و استمرار نگاه ارسطویی شب شنبه، درست بعد از اینکه از روی صحنهی بیبیسی...