نقش شیر و خورشید

برای نقش رسمی کشور عده‌ای از هنرمندان نقشه‌هایی پیشنهاد کرده بودند. نخست‌وزیری به‌ منظور بررسی آنها جلسه‌ای ترتیب داد که مرتضی ممیز در آن شرکت داشت. او که از طراحان و نقش‌پردازان بیدار و با بینش ماست در آنجا گفته بود بدواً باید چند نفری که از گذشته‌ها و تاریخ مطلع‌اند اظهار رأی کنند و سپس از نظر هنری بررسی شود؛ لذا دو جلسۀ دیگر تشکیل شد و چند نفری به دعوت نخست‌وزیری در آن شرکت کردند. پس از مذاکرات، پیشنهاد مشترک شرکت‌کنندگان این بود که استاد محیط طباطبایی خلاصه‌ای از آن مذاکرات را به‌ صورت جمع و جور و مبوب برای اطلاع دولت مرقوم دارند و بفرستند و این است متن آنچه ایشان مرقوم داشته‌اند و قسمت‌های اصلی آن در جراید از جمله بامداد به چاپ رسید.

۱۳۵۸/۷/۱


پس از تقدیم دعای خیر و توفیق، بنا به دعوتی که طی مرقومۀ شمارۀ ۷۱۱۴۵ – ۵۸/۷/۷ برای شرکت در جلسه‌ای به‌ منظور انتخاب آرم برای جمهوری اسلامی ایران شده بود، ساعت ۱ روز دوشنبه نهم مهر در اتاق ۱۰۲ در ساختمان اداری نخست‌وزیری حضور یافت. در این جلسه چند تن از استادان تاریخ و تمدن و فرهنگ و هنر اسلامی مانند آقای مصطفوی باستان‌شناس، آقای دکتر شهیدی اسلام‌شناس، آقای ایرج افشار دیرینه‌شناس، آقای یحیی ذکاء هنرشناس، آقای جوادی‌پور استاد طراحی، آقای ممیز معلم طراحی و آقای معصومی نقاش حضور داشتند.

بعد از حضور آقایان ابوالفضل بازرگان و عبدالعلی بازرگان به نمایندگی از نخست‌وزیری، مذاکرات سودمندی پیرامون موضوع نشان رسمی ایران در ادوار مختلف آغاز شد و حضار مجلس قضیه را از جهات متعدد مورد بحث و گفت‌وگو قرار دادند و پس از یک ساعت و نیم گفت‌و‌شنید، حضار جلسه بدین نتیجه رسیدند که به‌طور خلاصه از نظر دقت مراجع امر می‌گذرانند:

۱- از ایران‌شهر عهد ساسانی برای ایرانیان دورۀ اسلامی درفشی، سکه‌ای، مهری و نشانی به یادگار نمانده که بر آن نقش شیر و خورشیدی رسم شده باشد تا در این دوره مورد تأسی و تقلید کسی قرار گیرد.

۲- در دورۀ اسلام علامت مشخصۀ حکومت اسلامی همانا رنگ پردۀ درفش و جامه و دستار بود که به رنگ‌های سفید و سبز و سیاه درمی‌آمد و این رنگ سوم برای مدتی بیش از پانصد سال شعار خلافت عباسی بماند بی‌‌آنکه بر آن نقش نشانی باشد.‌

۳- دربار بغداد در این مدت طولانی سرمشق اصلی معالم و آثار و رسومی بود که امرا و سلاطین و حکام مالک و نواحی مختلف ایران که سر به استقلال برداشته بودند ناگزیر از تبعیت آن بودند و میزان قدرت و غلبه در این امر تأثیری نمی‌گذاشت، زیرا سلطان محمود غزنوی و عضدالدولۀ دیلمی یا ملکشاه سلجوقی خود را نایب خلیفۀ زمان در قلمرو سلطنت خود می‌شمردند.

۴- در میان سلسله‌های تابع خلافت عباسی، سلجوقیان بنا به سنت ایلیاتی خود شیری بر پردۀ علم خانوادگی داشتند که تا سدۀ هفتم نشانی از آن در پیش بقایای اتابکان سلجوقی در داخل و خارج ایران احیاناً به نظر می‌رسید و در این مرحله است که نقش خورشید به اعتبار رابطه‌ای که میان شمس و برج اسد در فن نجوم وجود داشت یا به سبب دیگری بر صورت شیر افزوده شد.

نمونه‌ای از این ترکیب بر نقشی در داخل ایران و مقدم بر زمان غیاث‌الدین کیخسرو در آناتولی دلیل است که ابن‌عبری در روایات خود راجع به شیر و خورشید کم از ابن‌عبری در داستان سوزاندن کتابخانۀ اسکندریه در صدر اسلام نبوده است.

وجود نقش شیر بر پردۀ علم سلجوقی که اعجاب و ستایش سخنوران ایران را برمی‌انگیخت، در نظر شیعیان روزافزون کشور که در تلاش ظهور و قیامی وقت می‌گذراندند، این اندیشه را طرح می‌کرد که صورت شیر را تصویر خطی و نموداری از لقب محبوب حضرت علی بن ابی‌طالب یا اسدالله الغالب به شمار آورند و در این نشان گویی وسیله‌ای برای ابراز مهر و علاقۀ باطنی خود یافتند و به همین سبب در دورۀ مغول دوبار مجال به دست آوردند که نقش شیر و خورشید را با نام دوازده امام، یک بار بر سکۀ محمد خدابنده ضرب کنند و پیش از آن هم بر سکه‌ای از آباقاخان ایلخان پدیدار ساخته بودند.

جنید جد شاه اسماعیل و نبیرۀ شیخ صفی‌الدین که دیرزمانی را در قلمرو زندگانی شیعیان غالی شام و روم به سر برده و به تربیت روحی علویان آن مرز و بوم پرداخته بود، وقتی که می‌خواست تخته‌پوست درویشی موروث را به تخت سلطنت اکتسابی مبدل سازد نقش شیر و خورشید را بر علم مریدان خود نقش کرد که در دورۀ پسرش سلطان حیدر قزلباش نام گرفتند و دولت شیعه صفویه را به وجود آوردند.

علم شیر و خورشید خاندان صفوی که مروج و حامی مذهب شیعه بودند در مقابل نقش هلال بیرق عثمانی که رمز مسلمان سنی شناخته شده بود، در مدت سه قرن نشان دولت شیعۀ ایران شناخته شد.

شیر و خورشید ایران عهد صفوی تا قاجاریه بر درفش روی دست و پا ایستاده و بر فلوس مسی خفته بود و تیغی به دست نداشت. در زمان آقامحمدخان شکل خورشید به لفظ محمد (ص) و شیر به نام علی (ع) مزیّن شد و این اندیشه را بر ذهن بینندگان معتقد القا می‌کرد که خورشید رمز نبوت و شیر رمز ولایت، شیر خداست.

در عهد فتحعلی‌شاه درفش شیر و خورشید بیرق ذوالفقاری در کنار خود داشت که در نیمۀ قرن گذشته از ترکیب این دو بیرق و دو نقش، یک بیرق با نقش شیر و خورشیدی پرداخته شد که شمشیر ذوالفقار به دست داشت. قبلاً دایرۀ خورشید روی شیر به صورتی چشم و ابرو‌دار آراسته بود که به روزگار مشروطه از آن پیراسته و ساده شد، چنانکه فعلاً پدیدار است.

نشان شیر و خورشید که از پانصد سال پیش به بعد همواره نشان تنها مملکت شیعۀ عالم یعنی ایران شناخته شد، در سال ۱۳۲۵ هجری هنگام تصویب متمم قانون اساسی به تصویب وکلای مجلس اول رسید که چند مجتهد و چندین عالم مذهب شیعه در میان آنان وجود داشتند. بدیهی است در صورتی که در ابقای آن تصور محذوری می‌کردند با آن آزادی بی‌حدی که وکلای دورۀ اول از آن برخوردار بودند قطعاً در این باره اظهار رأی می‌کردند که در صورت مذاکرات مجلس به چاپ می‌رسید و عنداللزوم از تصویب آن خودداری می‌نمودند.

ترکان عثمانی پانصد سال پیش بعد از غلبه بر دولت روم شرقی استانبول را به اسلامبول تغییر اسم دادند و کلیسای سن‌سوفی را به مسجد ایاصوفیه مبدل ساختند، اما نقش هلال را که رمز عظمت روم شرقی بود به میراث حفظ کردند و پنجاه سال پیش که سلطنت و خلافت آل عثمان را لغو کردند و دولت جمهوری عصر نوین را به جای سلطنت مشروطه بنیاد نهادند، حاضر شدند که آثار دین خود را از مسجد ایاصوفیه بردارند ولی حاضر نشدند نقش هلال را که در طی پنج قرن متوالی رمز دین اسلامی پیش مسیحیان عالم شده بود به نقش دیگری مبدل سازند.

بنا بر آنچه به اختصار گذشت، شیر و خورشید که در مدت پانصد سال به طور مستمر نشان کشور شیعۀ ایران در سراسر جهان معرفی شده و شیعیان ایرانی اعم از عارف و عامی بدان مانند یک اثر مقدس می‌نگریسته‌اند و آن را زینت چاپ کتاب‌های مذهبی و عرفانی و اخلاقی خود اختیار می‌کردند و در برابر صلیب سرخ دولت‌های عیسوی و هلال احمر کشورهای مسلمان، شیر و خورشید گلگون خود را نشانۀ تنها کشور مسلمان شیعه به جهانیان شناسانده‌اند، در این صورت سزاوار است اکنون که قانون اساسی حکومت جمهوری اسلامی ایران در دست تصویب قرار دارد، به پاس احترام و اعتباری که این نشان در طی قرن‌ها برای مذهب شیعه و ملت مسلمان ایران فراهم آورده است، اولیای امر و اعضای مجلس موقر خبرگان نشان شیر و خورشید را به همان نظر توقیر و احترامی بنگرند که در صدر مشروطه از طرف آیات عظام و حجج اسلام عصر، مرحومان آخوند ملا کاظم خراسانی و سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی و شیخ محمدتقی نجفی اصفهانی و سید حسن مدرس طباطبایی و سایر علمای اعلام ایران نگریسته می‌شد و به هیچ‌گونه تصرف اساسی در شکل جهان‌شناختۀ آن رضا ندهند و از تصویب بگذرانند و بر رنگ مصوب پردۀ درفش ملی بیفزایند.

با تقدیم احترامات فائقه
محمد محیط طباطبایی

همچنین آقای دکتر سید جعفر شهیدی تذکراً و به طور تتمیم طی نامه‌ای موارد مذکور در ذیل را یادآور شده‌اند:

۱- شیر و خورشید از پایان عصر مغول و تمام دورۀ صفوی و عصر قاجار به علامت مذهب تشیع به حساب آمده است. محمدشاه قاجار در آغاز پادشاهی خود نشان تاج را بر بالای شیر و خورشید گذاشت گویا از آن جهت که نشان دهد پادشاه کشور شیعه‌مذهب است. بدین ترتیب شیر و خورشید علامت مذهب و ملت بوده است نه نشان حکومت.

۲- وجود پرچم‌ها، کتیبه‌پوش‌ها، قالی‌ها که از سیصد سال پیش به علامت شیر یا شیر و خورشید مزیّن است و از آنها در تکیه‌ها، روضه‌خوانی‌ها و تعزیه‌ها استفاده می‌شود، مؤید این است که شیر و خورشید رمز مذهبی است نه سیاسی.

۳- به نظر می‌رسد وجود خورشید یا نیمه‌خورشید بر سر کتیبه‌ها و بالای محراب‌های بعضی از مساجد اشارتی باشد به فروغ ولایت علوی.

۴- پس از آنکه مرحوم ممتازالدوله به نمایندگی از طرف کشور ایران برای شرکت در اتحادیۀ صلیب سرخ رفت، کوشش فراوانی به کار برد تا شیر و خورشید را برابر هلال عثمانی به دیگر اعضای صلیب سرخ بقبولاند. با توجه به اینکه صلیب نشانۀ دین است نه دولت، معلوم خواهد شد که شیر و خورشید از آن جهت که رمز مذهب تشیع است به سازمان صلیب سرخ پیشنهاد شده نه از آن جهت که علامت سیاسی پادشاه و دولت ایران است.

با عرض مجموع این توضیحات تردیدی باقی نمی‌ماند که از شش قرن پیش شیر و یا شیر و خورشید را شیعیان ایران به کار برده‌اند و گویا اشارتی به اسدالله الغالب علی علیه‌السلام و خورشید ولایت است.

سید جعفر شهیدی

[«نقش شیر و خورشید»، مجلۀ آینده، جلد پنجم، ص ۷۰۳-۷۰۸]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

بایگانی