ویسندهی این متن – کوروش جنتی – را نمیشناسم ولی از مضمون پیداست که سلطنتطلب است. اینکه آرامآرام جایی خلشی در وجدان این طایفه پدید آمده است امر مبارکی است.خوشبختانه به جایی رسیدهایم که نقد «مشاوران» رضا پهلوی دیگر خط قرمز به حساب نمیآید و نشانهی «تفرقه» و به هم ریختن صفوف به همپیوستهی مبارزان راه آزادی – یا مقاومت در برابر «تنها آلترناتیو» موجود – به شمار نمیرود و کسی قاعدتاً نباید به این نویسندهی سلطنتطلب بگوید: «پس راه حل خودت چیست؟». کاش درس عبرتی شود.
————
نویسنده: کورش جنتی
مسئولیت کشتار یکسره بر گردن جمهوری اسلامی است. به زیدآبادی و پرستو فروهر و دیگر خونشوران سرخ و سیاه هم نمیرسد که برای مردم ایران دلسوزی کنند. شاهزاده هم که چشم ما بوده و هست،
اما…
همهی اینها چیزی از بیمسئولیتی و بیکفایتی برخی مشاورهدهندهها نمیکاهد. راهکار میدان میلیونیتان را که سالهاست بر آن پای میفشردید، آزمودید؟ حتما باید بیش از پنجاه هزار تن کشته میشدند تا دریابید چنین راهکارهایی در رودررویی با حکومتی مانند جمهوری اسلامی ناکارمد است؟ بهراستی یک مشاور تا چه اندازه باید از واقعیت جمهوری اسلامی بیخبر باشد که از مردم بخواهد با دست خالی بروند و پاسگاه و صداوسیما را بگیرند؟
شمایی که به کمتر از تسخیر مراکز نظامی و اداری راضی نمیشدید، کدام گروه چریکی را سازماندهی کرده بودید؟ برای زمان قطع اینترنت چه تدبیری اندیشیده بودید؟ مثلا چه تعداد دستگاه استارلینک را به دست نیروهای سازمانیتان رسانده بودید؟ چه برنامهای برای نگاه داشتن مراکز تسخیرشده داشتید؟ قرار بود مردم میدانها را ترک نکنند تا بعدش شما چه طرحی را پیاده کنید؟
نه دیگر! سخت شد! اینها کارهای جدی و پرزحمتی است! ما تا همینجایش را بلدیم. همه چیزی که ما از سیاستورزی میدانیم این است که به مردم بگوییم بروید و بگیرید. بعدش هم ما میآییم!
شنبهشب حکومت نظامی شده بود و رفتن تا سر چهارراه محل هم بیم جان داشت، در چنین شرایطی یکی از بزرگواران! آمده بود اینترنشنال و میگفت مردم در حال حرکت به سمت بیت رهبری و تسخیر بیت هستند، جوانان بپیوندید!
میگویند پنجشنبه شب شماری از جوانان با این استدلال که نباید میدانها را رها کرد تا پاسی از شب در یکی از خیابانها میمانند. در آخر، نیروهای سرکوب میرسند و همهشان را به رگبار میبندند!
ببینید. ما از شما انتظار کار اندیشیده و سنجیده و سازمانی نداریم. ولی فکر نمیکنم انتظار زیادی باشد که از شما بخواهیم کمی مسئولانهتر رفتار کنید. نگویید مردم خودشان عقل دارند. مردم به جان آمده به شما اعتماد میکنند و به حرفهایتان امید میبندند. گمانشان این است که در پس حرفها و خطمشیهای پیشنهادیتان دنیایی طرح و برنامه وجود دارد و همهی جوانب کار سنجیده شده است.
شاهزاده پس از شورش ۵۷ در ایران نبوده است. این مشاوران هستند که قرار است با شناخت درست و دقیق شرایط کشور و بررسیهای واقعگرایانه، مسیرهای مبارزاتی نتیجهبخشتر و کمهزینهتر را به او ارائه دهند، ولی گویا مشاوران جوان با خودشان عهد کردهاند وارونه عمل کنند!
این را هم بگویم که جایی ثبت شود. پس از رخدادهای سال ۸۸ یکی از مشاوران کنونی در جمع کوچکی در ایران دقیقا چنین چیزی گفت: آقای خامنهای آدم بامعرفتی است!
نوشتههای مرتبط:
- توهم پیروزی در میان شکست همگانی نویسنده: خر دانا مشکل ایرانی فارغ از گرایش سیاسی واقعیت...
- ایران در آستانهی سوریهای شدن وضعیت فعلی ایران از حیث میزان تلفات و قربانیان به...
- ما دیگر آن آدمهای سابق نیستیم محمدرضا نیکفر پایان یک درگیری به قول ترامپ «دوازده روزه»....
- برای خواننده باغ الفبا؛ شهرام شبپره پیام ویدیویی کوتاه شهرام شبپره، با فاصلهی بسیار یکی از...
- رضا پهلوی و استمرار نگاه ارسطویی شب شنبه، درست بعد از اینکه از روی صحنهی بیبیسی...