این بار نخستی نیست که ایران و ایرانی در گرداب بلا میافتد. اما – شاید – این نخستین باری است که انتظار عمومی برای پایان جمهوری اسلامی بسیار بالاست. گسلهای فعال اجتماعی و سیاسی و آسیبهای روانی سنگین و سهمگینی که جمهوری اسلامی (و رهبران خودکامهاش) مسئول ردیف اول آن بودهاند، به شدت فعالاند و دامنه و طنین بسیار گستردهتری دارند.
حکومت نیروی سرکوب دارد. گسترش اعتراضهای فعلی ادامهی فاز قبلی حملهی نظامی اسراییل بود. یک الگوی روشن در این میان دیده میشود و آن این است که با افزایش تصاعدی بار مطالبات و سرخوردگیهای مستمر خواستههای مردم، مشروعیت حکومت سقوط آزاد کرده است. عاصی کردن مردم، به ستوه آوردن آنها، تنگ کردن معیشتشان، ربودن آزادیهای مدنی، اجتماعی و سیاسیشان را نمیتوان یکسره به دخالت خارجی نسبت داد. نظام جمهوری اسلامی اگر سقوط کند، به رهبری آقای خامنهای ساقط شده است. اوست که هنوز عمق فاجعه را نفهمیده است. این البته منافاتی با این ندارد که بدخواهان ایران، دشمنان قسمخوردهی ایران و ایرانی، دقیقاً سوار بر همین امواج بیکفایتی و بیتدبیری جمهوری اسلامی، بیشترین بهرهبرداری را از شکافهای اجتماعی کردهاند.
در میانهی توفان، در متن سیلاب، در هول زلزله، صدا به صدا نمیرسد. ایران، فردای تاریکی دارد. خشم و خروش بیمهار عموم مردم قابل فهم است و هیچ جای ملامت ندارد. ولی باید به این دقت کرد که هر چند سخن خردمندانه و مشفقانهای که ورای ملاحظات فوری و وعدههای بیبنیاد را ببیند، به گوش کسی نمیرود، به هیچ وجه نباید دست کشید از هشدار دادن مداوم. این هشدار دادن را البته سرخوردگان و جانبهلب رسیدگان به سادگی – با خاطر آسوده و بدون سر سوزنی احتیاط – حمل بر مزدوری و دستنشاندگی خواهند کرد. کاری هم ندارند که هشدارها را کسانی میدهند که صدمهای که از جمهوری اسلامی خوردهاند هیچ کمتر از بقیه نیست.
وضع مردم ما وضع بیماری دردمند است که برای تسکین دردش، سراغ چارهای میرود که دردش را افزون میکند. کسی که از بیرون تماشا میکند یا سختتر از دیگران دندان بر جگر میفشارد، هر چه آنها را از حرکت شتابناک در مسیر ویرانی بیشتر بر حذر دارد، با خشونت و زبان و عمل تهاجمی بیشتری روبرو میشود. اما صبر باید کرد.
این مردم نازنین را نباید به صرف طاق شدن طاقتشان در کشاکش عافیتسوزترین ستمهای جمهوری اسلامی به آسانی ملامت کرد. صبر کنیم. مراقب یکدیگر باشیم. بگذار تا از این شب دشوار بگذریم. مراقب دوستان، اعضای خانواده، رفقای دور و نزدیکتان باشید. گاهی اوقات حیرت خواهید کرد که چه کسانی چه سخنانی را ممکن است بگویند و سخنشان را چه بسا دور از انصاف یا آشکارا دروغ و بهتانآلود ببیند. صبر باید کرد. فراموش نکنیم که:
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است.
تصویر گویای وضعیت مردم ما این است:
گفت من مستسقیم آبم کَشد
گرچه میدانم که هم آبم کُشد
هیچ مستسقی بنگریزد ز آب
گر دو صد بارش کند مات و خراب
گر بیاماسد مرا دست و شکم
عشق آب از من نخواهد گشت کم
آنها ممکن است مستسقیانه سراغ همان آبی بروند که آنها را میکَشد تا بکُشد. با ایرانیان زخمخوردهی داخل و خارج ایران مدارا کنیم. نهراسیم از تلخیها و دشنامگوییها (حتی اگر عامدانه و از سر خباثت و شرارت باشند). صبر کنیم.
نوشتههای مرتبط:
- تفاوت تجاوز و دفاع کیوان حسینی (نقل از حساب اکس نگارنده) مخالفت با جنگ،...
- ما دیگر آن آدمهای سابق نیستیم محمدرضا نیکفر پایان یک درگیری به قول ترامپ «دوازده روزه»....
- برای خواننده باغ الفبا؛ شهرام شبپره پیام ویدیویی کوتاه شهرام شبپره، با فاصلهی بسیار یکی از...
- مواضع رضا پهلوی فاجعهبار و خودشکن بود ۲۹ خرداد ۱۴۰۴ سرویس سیاسی انصاف نیوز: داریوش محمدپور، پژوهشگر...
- رضا پهلوی و استمرار نگاه ارسطویی شب شنبه، درست بعد از اینکه از روی صحنهی بیبیسی...