۹

زُنّارداری در نهان

Print Friendly, PDF & Email
چند نکته را فهرست‌وار می‌نويسم و تلاش می‌کنم بحث غزه و اسراييل را تمام کنم. بحث اخلاق اما برای من بسيار زنده است و اين مورد تنها يکی از مصاديق‌اش بود. به بحث اخلاق به کرات باز خواهم گشت.

۱. اسراييل خبرنگار عرب زبان شبکه‌ی تلويزيونی ايرانی العالم را بازداشت کرده است. (+) خضر شاهين شهروندی اسراييلی است که برای شبکه‌ی تلويزيونی العالم ايران کار می‌کند و تحت پوشش و حمايت همان ارتش غاصب و اشغالگر اسراييل بوده است (در آن کشور کار می‌کند، ماليات‌اش را هم به دولت ظالم اسراييل می‌دهد). ايران هم تلاش کرده است اين خبرنگار را آزاد کند (جل الخالق!). فاعتبروا يا اولي الابصار!

۲. دفتر نخست‌وزير بريتانيا، باب عريضه‌ای را در وب‌سايت‌اش گشوده می‌گذارد تا شهروندان يا ساکنانِ اين کشور که با ارسال سلاح به اسراييل معترض هستند بتوانند اعتراض‌شان را بيان کنند و تقاضای «تحريم تسليحاتی اسراييل» از سوی بريتانیا را مطرح کنند. اين يعنی توقف کامل ارسال سلاح به اسراييل از سوی بريتانيا. اين اتفاق فرخنده‌ای است که حاکمان يک کشور به شهروندان‌شان اين آزادی و اختيار را می‌دهند که به رفتار دولت‌مردان‌شان اعتراض کنند. اين حرکتی است مدنی. ممکن است جواب بدهد، ممکن است ندهد. نکته‌ی اخلاقی ماجرا ساده است: يک نفر در بريتانيا کار و زندگی می‌کند. درصدی از حقوقی که در اين کشور می‌گيرد به طور اتوماتيک مالياتی است که از حقوق‌اش کسر می‌شود و بخشی از اين پول صرف ارسال سلاح به اسراييل می‌شود (بله، به همين صراحت و روشنی). از ياد نبريد که آيت الله فاضل لنکرانی در وصيت‌نامه‌شان فرموده بودند «لندن دروازه‌ی دنيا و خانه‌ی دوم همه‌ی کشورهاست». و از یاد نبريد که بدون شک لندن خانه‌ی دوم که چه عرض کنم، خانه‌ی اول بسياری از علمای اعلام است که فرزندان و اهل بيت‌شان در اين سرزمين معاش دارند. نمی‌شود در اين مملکت معاش داشت و ماليات اين کشور را نداد و به نحوی از انحاء‌ مشارکتی در آن امر ارسال سلاح نداشت. اين مشارکت مسيرش و ربط‌اش بسيار بسيار روشن‌تر است از خريد از مارکس و اسپنسر، هرودز، استارباکس و کی‌اف‌سی. شکی و شبهه‌ای هم در آن نیست که کسی در سندش شک کند يا بگويد ساخته‌ی دست ما مسلمان‌هاست: سندش، در وب‌سايت نخست وزير بريتانيا موجود است. اين اتفاق در آمريکا صريح‌تر می‌افتد که ساليانه مبالغ کلانی اسلحه را رايگان در اختيار دولت اسراييل قرار می‌دهد. و آری، در آمريکا هم بسيار از مسلمانان متشرع ساکن هستند. عرض بنده اين است که چطور می‌شود از دروازه‌ی گشاد مشارکت نکردن در ارسال سلاح به اسراييل رد نشد، اما از سوراخ تنگِ سوزن تحريم کی‌اف‌سی، استارباکس، مارکس و اسپنسر، مک‌دونالد و غیره و ذلک رد شد؟ کار نمادين پيشکش! ببينيد، قضيه از حد اعتراض کردن به ارسال سلاح و استارباکس نخوردن فراتر است. مسأله حل يک تعارض اخلاقی است: می‌شود استارباکس نرفت، ولی نمی‌شود در اين کشور ماليات نداد! کار اخلاقی بی‌هزينه کردن هنری نيست.

۳. اين قطعه خبر را درباره‌ی گروه «مادران صلح» بخوانيد: «روز گذشته گروهی از فعالان زن در تهران در مقابل سفارت فلسطین برای حمایت از مردم غزه و محکومیت حمله اسرائیل دست به تظاهرات زده و خواستار پایان دادن به جنگ در این منطقه گردیدند.» (از اين‌جا؛ البته منابع خبری متعددند و خبر هم همين است و فرقی ندارد؛ + و +). «نیروهای لباس شخصی با سردادن شعارهایی همچون «مرگ بر صلح طلب» ، «مرگ بر ضد ولایت فقیه» و «مرگ بر منافق» به حاضرین در تجمع یورش برده و آنها را متفرق کردند.» حمله‌ی نيروهای لباس شخصی به تجمع‌کنندگان برای‌شان حداقل از اين جهت قابل توجيه است که  مقابل سفارت فلسطين (نه سفارت اسراييل يا دفتر حافظ منافع مصر) انجام شده است هر چند همین گروه سال قبل جلوی سازمان ملل تجمع مشابهی داشت. توجه شما را جلب می‌کنم به همين شعار «مرگ بر صلح‌طلب».

۴.  این را هم بخوانید: «آب و نانِ جنگِ غزه برای بعضی‌ها»

۵. اين مطلب را هم از کمانگير ببينيد: «آقای فارس نيوز! لطفاً کمی دقت کن!»

۶. خوب است هر کسی به قدر وسع‌اش در رفع ظلم (و بسط عدالت و اخلاق) در عالم بکوشد. همين حد خيلی خوب است. بد آن است که برچسب سازش‌کاری يا بی‌اخلاقی يا بی‌قيدی به این و آن بزنيم و مشروعيت اخلاقی زندگی کسانی را که مثل ما فکر نمی‌کنند، زير سؤال ببريم. همه قرار نيست مثل هم در رفع ظلم بکوشند. مردم شيوه‌های مختلفی برای زيستن دارند.

عرض ديگری نيست به جز اشتياق به نوشته‌های ادبی و عرفانی که برای کسی دردسر عقلی و تناقض‌های اخلاقی ايجاد نکند (حتی ايجاد سؤال هم نکند). آرام‌آرام باز می‌گرديم به همان دنیای پر صلح و صفايی که هيچ‌کس نتواند جلوی‌اش تظاهرات کند يا کسی را متهم به سازش‌کاری، بی‌اخلاقی و خروج از دايره‌ی شرع کند! برای شروع مهمان‌تان می‌کنم به ابياتی از حافظ:

بيار باده‌ی رنگين که يک حکايت راست
بگويم و بکنم رخنه در مسلمانی
به خاک‌پای صبوحی‌کشان که تا منِ مست
ستاده بر درِ ميخانه‌ام به دربانی
به هيچ زاهدِ ظاهرپرست نگذشتم
که زير خرقه نه زنار داشت پنهانی!

  1. N. Jafarifar says:

    pishnahad bedin shahin sobha baraye tahiyeye gozaresh bere esraeil shaba bargarde iran ta too iran zendegi kone va maaliatesh ro ham bede be dolat iran! khada rahm kared ke in matlab az khodetoone, vagarna 10 safhe falsafe dar moredesh mibaftin.

  2. N. Jafarifar says:

    ۲. baa khandane mataleb va ghiaas-haaye naghesetaan yaade matalebe rooznameye keyhaan mioftam.

  3. سلام مطلب شمارو خوندم.فقط یه نکته.اینکه من لینک وصیت نامه فاضل و خوندم و رفرنس شما رو اونجا ندیدم.همین
    *****************
    در بند ششم بعد از عکس دوم. اصلاً داخل همان صفحه جست‌وجو بزنيد دنبال کلمه‌ی «لندن».

  4. سلام
    فايل ياردلنواز با صداي جهاندار را پيدا نموده و آپلود كردم. مي تونيد از وبلاگم دانلود نماييد.
    ******
    ممنون.

  5. خوب حالا که این سلسله‌نوشته‌ها در باب تحریم کالاهای اسرائیلی تمام شد، فرصت خوبی است که مطلبی را که از همان موقع انتشار مطلب اول در ذهن داشتم بنویسم. خصوصا پس از آن‌که گفتگوهای کامنتی ِ صاحب وبلاگ ملکوت با عزیز صاحبدلی در لندن را دیدم که داشت به جاهای باریک می‌کشید. (سخت معتقدم که این گفتگوها، حتی در قالب جدلی‌اش، مفید است اما به شرطی که غباری بر ساحت دوستی‌ها نپاشد، جدل، نیک است، خصوصا اگر احسن باشد، اما حرمت دوستی بالاتر است) مطلب را ننوشتم تا نکند زود داوری کرده باشم اما اکنون که به تصریح خود نویسنده این نوشته‌ها پایان یافته است فرصت خوبی است تا آن را قلمی کنم.
    مطلب من در واقع هیچ چیز نیست حز یک صورت‌بندی آناکاویک (تحلیلی) از استدلال معروفی که آن‌را «استدلال تحریم کالاهای اسرائیلی» (به نحو مختصر: استدلال تحریم) نامیده‌ام و بعد داوری در مورد نوشته‌ی صاحب وبلاگ ملکوت از این جهت که آیا کاری در جهت کمک به ظالم است یا خیر.
    یک صورت‌بندی از «استدلال تحریم» به این قرار است [پاره‌ای از مقدمات بعید مانند: پرهیز از ظلم اخلاقا واجب است، به دلیل بداهت حذف شده است]:
    م (مقدمه)۱- اسرائیل، حکومتی غاصب و آدم‌کش و در نتیجه ظالم است.
    م۲- کمک به ظالم، خود مصداقی از ظلم است.
    م۳- کمک به شرکت‌ها و کمپانی‌هایی که به این کشور کمک می‌کنند، خود مصداقی از کمک به ظالم و در نتیجه خود مصداقی از ظلم است.
    م۴ [ن (نتیجه) ۱] – پس: از کمک به این‌گونه شرکت‌ها و کمپانی‌ها باید به «در حد توان» خودداری کرد.
    م۶- خرید از این گونه‌شرکت‌ها و کمپانی‌ها از مصادیق کمک به این‌گونه شرکت‌ها ست.
    ن۲- پس: از آن‌جا که خرید از این‌گونه شرکت‌ها مصداقی از کمک به کمک‌کاران یک حکومت غاصب است، ترک خرید در حد توان اخلاقا واجب است.
    اگر صورت‌بندی من برخوردار از حداقلی از دقت و رسایی باشد، آن‌گاه دو سوال پیش می‌آید:
    ۱. صاحب وبلاگ ملکوت، در کجای «استدلال تحریم» خدشه وارد کرده است؟
    ۲. آیا خدشه‌ی او، درست باشد یا نباشد، می‌تواند مصداق کمک به ظلم ظالم و سکوت در مقابل ظلم ظالم قلمداد شود؟
    پاسخ به سوال اول [صاحب وبلاگ ملکوت، در کجای «استدلال تحریم» خدشه وارد کرده است؟]:
    تا آن‌جایی که من از نوشته‌های صاحب وبلاگ ملکوت در این باب در می‌یابم او به هیچ نقطه‌ای از نقاط این استدلال خدشه وارد نکرده است بلکه او صرفا دو تشکیک مصداقی (و نه حکمی و مفهومی) کرده است:
    در مصادیق مقدمه‌ی پنج تشکیک می‌کند [شرکت‌های X،y و z از شرکت‌هایی اند که به اسرائیل کمک می‌کنند] خلاصه‌ی تشکیک او هم از این قرار است که: منتسب کردن صفت «کمک‌کار اسرائیل بودن» به مصادیقی که به طور مشهور این‌گونه قلمداد می‌شوند (مانند کی. اف. سی، کوکاکولا و غیره)، امر پیچیده‌ای است و دست‌کم به آن سادگی‌ای که انگاشته می‌شود نیست و این‌که ما نسبت به انتساب این صفت به این‌گونه شرکت‌ها هم مسئولیت اخلاقی داریم.
    نکته‌ای دیگر هم البته هست که باز هم این نکته از مصادیق تشکیک در مقدمات نیست بلکه احتمالا تلاش برای تدقیق در مصادیق برشمرده شده برای آن مقدمه است. او سعی می‌کند نشان دهد که قید «در حد توان» در م۴ (ن۱) [از کمک به این‌گونه شرکت‌ها و کمپانی‌ها باید به «در حد توان» خودداری کرد] قیدی است که شایسته‌ی توجه و مداقه است. مورد مداقه قرار دادن این قید توسط او هم، به نظر من، به رد اصل اخلاقی کمک نکردن به کمک‌کاران ظالم نمی‌انجامد. خلاصه‌ی تأمل او هم به این صورت است که: در عصر جهانی‌شدن، جهان چنان پیچیده و تو در تو شده است که گاهی نمی‌توان از خرید کالاهایی که شاید کمپانی‌های آن‌ها کمک‌کار ظالم باشند، خودداری کرد زیرا آن کالاها چنان ضروری و بی‌بدیل اند که نخریدن آن‌ها آدمی را به عسر و حرج می‌اندازد. بر این اساس از آن‌جا که آن کالاها (از جمله برخی قطعات مهم کامپیوتر و نرم‌افزارهای اینترنتی) بی بدیل و ضروری‌اند خرید آن‌ها مصداق قید «در حد توان» نیستند.
    پاسخ به سوال دوم [خدشه‌ی او، درست باشد یا نباشد، می‌تواند مصداق کمک به ظلم ظالم و سکوت در مقابل ظلم ظالم قلمداد شود؟]:
    پاسخ به این سوال، تا آن‌جایی که من در می‌یابم منفی است. زیرا او هیچ‌کدام از مقدمات «استدلال تحریم» را رد نکرده است بلکه صرفا در برخی از مصادیق تشکیک کرده است (نه در خود حکم). یک جا تشکیک کرده است که فرآیند تشخیص کمک‌کار ظالم بودن شرکت‌ها معلوم نیست و جای دیگر تشکیک کرده است که هر نوع خرید کردنی از شرکت‌های احتمالا کمک‌کار ظالم، در حد توان افراد باشد. زیرا اگر از توان ما خارج باشد، از مصادیق آن نوع کمک‌کاری ظالم که اخلاقا نهی شده است، نخواهد بود. چنان‌که گفته می‌شود موقعی در جنگ ایران و عراق، ایران از اسرائیل (با واسطه یا بی‌واسطه) سلاح می‌خرید، که اگر این خبر درست باشد در صورتی‌که ایران راه دیگری برای تامین سلاح در جهت دفاع از وطن خود نداشته باشد (و البته راه معقولی برای پایان دادن به جنگ هم ممکن نباشد!) آن‌گاه چنین خریدی مصداق امر اخلاقی: «تا جایی که در توان‌ات است از ظالم خرید نکن»، نخواهد بود. زیرا قید ِ «تا جایی که در توان‌ات است»، منتفی شده است.
    می‌توان با همه‌ی خدشه‌های ِ مصداقی نویسنده مخالف بود. اما آن‌چنان‌که نشان دادم، او در هیچ‌کدام از پایه‌های «استدلال تحریم» خدشه ایراد نکرده است.
    ضمنا می‌دانیم که خدشه‌ی مصداقی اگر مدلل باشد نه تنها سست کردن پایه‌های مقدمات یک استدلال نیست بلکه به عکس به معنی جدی گرفتن آن است. زیرا خدشه‌کننده از این‌که حکم و مقدمات آن به نحو سرسری بر مصادیق بار شوند، جلوگیری کرده است.
    واضح است که مطلب توضیحی ما نه در تأیید داوری صاحب وبلاگ ملکوت است و نه در تخطئه‌ی آن، بلکه صرفا ایضاح یک نکته‌ی ساده‌ی منطقی به بهانه‌ی یک بحث داغ روز میان چند آدم فرهیخته و بسیار محترم است: «بحث مفهومی را با بحث مصداقی خلط نباید کرد» که چنین خلطی مادر یک سلسه مغالطه است.
    ********************
    آفرين بر نفس‌ات باد که خوش بردی بوی!
    ممنون. من معتقدم حساسيت‌های ما بايد بسیار جدی‌تر و مهم‌تر از صرف حساسيت و همدلی با عموم مردم باشد. آن‌ها که بيشتر می‌دانند و نگاه دقیق‌تر و موشکافانه‌تری دارند مسئوليت سنگين‌تری دارند. و گرنه موافقت کردن با عموم مردم کار دشواری نيست. می‌شود هميشه همرنگ جماعت شد!
    د. م.

  6. امیر says:

    هزار باده ناخورده در رگ تاک است. اندکی صبر.

  7. ا.ح says:

    سلام.
    خسته نباشید. من با وب سایت شما در خانه اصلی با فایرفاکس ۳ مشکلی ندارم ولی با IE 8 beta2 مشکل دارم. حقیقت من از آی ای خوشم می آید. چون این مشکل را با آی ای ۷ داشتم آی ای ۸ بتا ۲ نصب کردم که باز همین مشکل وجود دارد.
    اما وقتی روی کامنت کلیک می کنم و صفحه تکی مطلب میاد با آی ای ۸ در اینجا هیچ مشکلی ندارم که با آی ای ۷ اینجا نیز داشتم.
    خواهش می کنم این موضوع را پیگیری کنید. از اینکه رول پنجره را به پایین می کشم و سایت حالت فریم فریم به پایین می اید احساس خوبی ندارم… .
    مطالبتان هم خواندنی و جذاب هستند. لبته من بیشتر به کیفیت سایت شما اهمیت می دهم.
    ممنونم.
    ****************
    والله اگر بشود، چشم. وقت می‌خواهد. اما در نظر می‌گيرم.
    ممنون.

  8. سلام دیروز یک سخنرانی از دکتر سروش درباب امام حسین که اخیرا سخنرانی کرده بود گوش دادم. فوق العاده مهم و تاثرگذار است. اگر گوش نکرده اید حتمااین کار را انجام دهید. در وبسایت خودشه.

  9. مهرناز says:

    به نظر می رسد شماره شش با جمله آخر شماره دو در تضاد معنایی باشد. شما از یک طرف در شماره دو کسانی را متهم می کنید که کار اخلاقیشان ارزشی ندارد و از طرف دیگر می گویید متهم کردن این و آن بد است.

|