۴

روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده

چند روزی است دو غزل از حافظ تمام لحظات‌ام را پر کرده است. این دو غزل را شجریان در گل‌های تازه (گل‌های ۹۲ و ۱۰۰) خوانده است. یکی غزلی از حافظ است با مطلع «حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست» که در سه‌گاه و دیگری آوازی است بر «مژده‌ی وصل تو کو کز سرِ جان برخیزم» که در همایون اجرا شده است. غزل اول، غزلی است حکیمانه در تأمل احوالِ جهان و حسی از استغنا و بلندنظری در آن هست که کمتر کسی از آن درس می‌گیرد اما سرمشقی است شگفت‌انگیز برای زیستنِ آدمی. غزل بعدی، حال و هوایی عارفانه‌تر دارد و به نظر من مغزِ عشق است و پاک‌بازی. بارها تجسم کرده‌ام که این غزل را سحرگاهی در حال و هوای مناجات به زمزمه با خود خوانده‌ام! این دو غزل، چندان محتاج شرح و حکایت نیستند علی‌الخصوص وقتی که با آواز پهلوانی چون شجریان همراه باشد. بشنوید و دعای سلامت و طول عمر به جان استاد کنید.
 

  1. pouria گفت:

    dorood bar ostade bozorg Shajaraina va dorood bar hosne entekhabe shoma
    payande bashido sar faraz

  2. م.ع.رحمتی زاده گفت:

    آنکه در همایون خوانده را بارها گوش داده ام و چقدر دوست دارم
    انتخابتان عالی بود

  3. آذین گفت:

    خسته از فراز و نشیب های تجزیه و تحلیل تحقیقم امدم اینجا که خاطر را از درس و بحث اندکی برهانم که به این دو غزل و آواز روح افزا بر خوردم. خواستم قدر دانی کنم و بگویم که اسباب انبساط خاطر فراهم شد با شنیدن کلام حافط از گلوی استاد و خمچنین از گلوی امیر نوری که او هم استاد شعر خوانیست.

  4. صدرا اکرمی گفت:

    با سلام. سپاس و دگر باره سپاس.
    آنچه میخواهم بگویم اینکه با توجه به آنچه گذشته هر چه خواهی کن ولیکن آن مکن. بعبارت دیگر شما را به هرچه میپرستید و دوست دارید فقط دعا نکنید. دعا نکنید. کتاب دعای خود را چند روزی ببندید. مگر نمیدانید که از دعاهای شما چه بر سر ما آمده. فقط دعا نکنید.
    ——————————
    ما که نفهمیدیم شما از دعای ما چه دیده‌اید ولی اگر راضی هستید، هر چه دعای خیر و نیک در عالم است به اختیار خودتان رد باد! اما ما کار خودمان را می‌کنیم. شماها هم شاید روزی معنی دعا را بهتر فهمیدید 🙂
    د. م.

|