۴

در اهمیت مسؤولیت اخلاقی

شاخصه‌ی سیاستِ کشور ما، به ویژه در چهار سال اخیر، بی‌اخلاقی و بی‌تقوایی آشکار و علنی بوده است. این ویژگی البته در مقطع انتخابات پر زورتر و بارزتر می‌شود. در نتیجه، تکلیف همه‌ی اندیشمندان کشور و دردمندانی که به آینده‌ی ایران و اسلام علاقه دارند، اعتنای جدی به ریشه‌های این مسئولیت‌گریزی است: هیچ کس مسئولیت این فروپاشی و انحطاط را به عهده نمی‌گیرد!

ما مسؤول‌ایم. من مسؤول‌ام؛ شما مسؤول‌اید! همه مسؤول‌ایم! مسؤول‌ایم چون سال‌ها رشد این غده‌ی سرطانی را نادیده گرفتیم و زمین‌اش را حاصل‌خیزتر از پیش کردیم. فردا اگر میرحسین موسوی با پیروزی قاطع و بی‌شائبه رییس جمهور شود،‌ باز هم باید پاسخ‌گوی این لکه‌ی تیره بر صحیفه‌‌ی سپیدِ وجدان‌مان باشیم. پیروزی هیچ یک از این نامزدها ما را از سرافکنده بودن در برابر وجدان‌مان معاف نمی‌کند. آسان است همه چیز را به گردن استبداد و اختناق و خفقان و چه و چه بیندازیم. دشوار است که گریبانِ خود را بگیریم و قدم به قدم، سنگر به سنگر، با بی‌خردی و سیاهی و خشونت ستیز کنیم.

سیاستِ ما هم مثل همه‌ی سیاست‌های دیگر، سیاه و سفید نیست. گزینه‌ها همیشه بیش از دو تا هستند. این را از یاد نبریم. امروز گزینه‌های ما احمدی‌نژاد یا موسوی نیستند. باز هم گزینه هست. خلاقیت بشری و درخشش‌های خرد و روانِ آدمی را دستِ‌ کم نگیرید. از خاطر نبرید که صبحِ کاذب، به خاطر دروغ‌گویی سیه‌روی می‌شود. وقتی صبح صادق می‌دمد، تازه خورشید چهره می‌نماید. هر اندازه پرده‌ی ابرهای تیره و عبوس به روی خورشید بکشند، باز هم دستِ نور، این پرده‌ها را خواهد درید. ولی ما هنوز هم مسؤول‌ایم.

فکر نکنید اگر احمدی‌نژاد برود از بارِ مسئولیتِ ما کاسته می‌شود. من و شما باید بار این بی‌عملی و تنزه‌طلبی و سیاست‌گریزی (و «هل ندادن ماشین دیگران») را به دوش بکشیم. سیاست یک حادثه و یک اتفاق نیست. سیاست، یک جریان و یک روند است. سیاست مثل رودخانه می‌ماند. باید آموخت که چطور در آن شنا کنیم. خس و خاشاک آسان‌تر در این موج‌ها شنا می‌کنند. چرا کشور ما گاندی و ماندلا تولید نمی‌‌کند؟ وقت‌اش نرسیده است هنوز؟ هنوز زمان‌اش نیامده؟ هنوز فکر می‌کنید باید به شیوه‌ی دموکراسی خلوص‌گرای جمهوری‌عیار (!) با نادانی و تباهی ستیزه کرد؟

این‌ها را می‌نویسم برای این‌که بدانیم فردای ما چه خواهد بود. هیچ نتیجه‌ای بار مسؤولیتِ یکایکِ ما را سبک نمی‌کند. امشب را اگر بیدار می‌مانید، فقط برای با خبر شدن از نتیجه‌ی انتخابات بیدار نمانید. بیدار بمانید و از خودتان حساب بکشید. کجا می‌توانستید چه بگویید و نگفتید؟ کجا چه می‌توانستید بکنید و نکردید؟ سخن حق و درست و مسؤولانه فقط در برابر «سلطان جائر» نیست. می‌شود با بقال، نانوا و کارمند بانک هم سخن حق گفت؛ بدون این‌که رگ گردن‌مان بیرون بزند. اگر خودمان به فکر درمان لغزش‌های اخلاقی و تغافل‌های‌مان نباشید، هیچ حاکم و پادشاه و رئیس جمهوری چنین نخواهد کرد (حتی اگر خاتمی یا موسوی باشد). اخلاق، جست‌وجوی شخصی من و شماست. اخلاقِ من و شما به تجویز و صواب‌دیدِ هیچ حکومتی درست نمی‌شود. خودمان را آماده کنیم برای تماشای کارنامه‌ی اخلاقی‌مان!

  1. افسان گفت:

    برای ملت ایران و برای خودم متاسفم که دوباره احمدی نژاد داره رئیس جمهور میشه تا الان شمارش آرا این رو نشون میده… دلم نمی خواد ۴ سال دیگه از زندگیم تحملش کنم….

  2. bardia گفت:

    حا کمان به مثابه سر و مردم چون ابدان اند.
    ابله سری که تن خویش به دندان بدرد.

  3. بردیا گفت:

    ماشاالله چقدر شعار دادید، خسته نشدید؟ مسئولیت اخلاقی ما حد و حدودش کجاست؟ گفتید سیاه و سفید نداریم ولی خاکستری جمهوری اسلامی از هر قیری سیاه تره. شما اگه راهی برای مقابله با سیاهی سیاستمداران ایران سراغ دارین که به مرگ و حبس و شکنجه و روانی شدن منجر نمی شه رو بفرمایید تا ماهم به وظیفه اخلاقی خودمون عمل کنیم. من حد وظیفه اخلاقی خودم رو در کناره گیری از حاکمان می بینم، یک قدم هم جلوتر نمی رم، حاضر نیست هزینه فقدان “مسئولیت اخلاقی” بیست درصد از مردم اجیر شده حکومت ظلم رو من بدم. شما بفرمایید برید ایران و خواهش می کنم اینقدر شعار نفرمایید برای سلامتی همه مون بهتره

  4. سحر گفت:

    متاسفانه ما یه انتخاب داشتیم. بحثی نیست… در عرض چند ساعت همه چیز عوض شد…
    دیدیم که مردم این سر دنیا چطور حاضر شدند و فهمیدیم که ما از همان ابتدا یک گزینه داشتیم و یک رنگ… شر سیاه است. 

|